محیط داخلی تا حد زیادی از طریق فرآیند مدیریت و برنامه‌ریزی قابل‌کنترل و تغییرپذیر است.

برای رشد و پیشرفت هر شغلی، مدیران کسب‌وکار باید بتوانند تغییرات در محیط داخلی و خارجی را پیش‌بینی کنند، تشخیص دهند و از عهده‌ی آن برآیند. تغییر یک امر مسلم است و به همین دلیل مدیران کسب‌وکار باید به‌طورفعال در فرآیندی شرکت کنند که تغییر را بشناسد، فعالیت‌های کسب‌و‌کار را اصلاح کند و بتواند به بهترین مزایا و نتایج مثبت برسد.

تاثیر عوامل محیطی بر برنامه‌ریزی راهبردی (استراتژیک)

نمودار زیر چند نمونه از عواملی را نشان می‌دهد که موجب ایجاد تغییر می‌شوند و باید در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک مورد بررسی قرار بگیرند. توضیحات مربوط به این عوامل را در قسمت پایین می‌توانید مشاهده کنید:

عوامل زیست‌محیطی داخلی و خارجی

همه‌ی کسب‌و‌کارها دارای محیط داخلی و خارجی هستند. محیط داخلی ارتباط زیادی با منابع انسانی یک کسب‌وکار یا سازمان دارد و همچنین روش کاری که افراد مطابق با ماموریت سازمان آن را به عهده می‌گیرند. محیط داخلی تا حد زیادی از طریق فرآیند مدیریت و برنامه‌ریزی قابل‌کنترل و تغییرپذیر است.

از طرف دیگر، محیط خارجی قابل‌کنترل نیست. مدیران کسب‌وکار نمی‌توانند مواردی مثل رقبا، تغییر قانون و شرایط کلی اقتصادی را کنترل کنند. اگرچه آن‌ها قادرند نحوه‌ی واکنش کسب‌وکار به تغییرات محیط بیرونی را کمی کنترل کنند.

عوامل زیست‌محیطی داخلی

در این قسمت آن دسته از جنبه‌های مهم محیط داخلی را بررسی می‌کنیم که تاثیر به‌سزایی بر سلامت یک کسب‌وکار یا سازمان دارد. فرآیند برنامه‌ریزی راهبردی به‌طورکلی نقاط قوت و ضعف سازمان را بررسی می‌کند و مبحث مهم آن در مورد قدرت نسبی عوامل محیط داخلی خواهد بود:

منابع انسانی: عوامل تعیین‌کننده در موفقیت یک سازمان را می‌توان دانش،‌ تجربه و توانایی نیروی کار دانست. به همین دلیل، سازمان‌ها توجه خاصی به استخدام کارکنان و همچنین آموزش آن‌ها و داوطلبان برای ایجاد صلاحیت و قابلیت سازمان دارند. در دنبال کردن استراتژی‌های استخدام و آموزش، سازمان‌ها اغلب از نظر قدرت مالی محدود هستند. با این وجود، آموزش کارکنان یکی از جنبه‌های اساسی مدیریت خوب کسب‌وکار است و حتی در شرایط سخت اقتصادی یک راهبرد قابل‌دستیابی به حساب می‌آید.

فرهنگ سازمانی: فرهنگ درون سازمان عامل مهمی در موفقیت کسب‌وکار است. نگرش کارکنان و داوطلبان و توانایی آن‌ها برای تلاش بیش‌تر، تفاوت بسیار چشمگیری ایجاد می‌کند. نگرش‌های منفی می‌تواند توانایی‌های سازمان در جهت اجرای راهبردها برای توسعه را تحت تاثیر قرار دهد هرچند ازطریق فرآیندهای برنامه‌ریزی باشد. از سوی دیگر، نگرش‌های مثبت کارکنان و داوطلبان نه تنها کار مدیریت را آسان‌تر می‌کند بلکه مورد توجه و تحسین مشتریان کسب‌وکار یا اعضای سازمان نیز قرار می‌گیرد.

ساختار سازمان: ساختار سازمان در اصل روشی است که کارهای لازم برای انجام ماموریت سازمان را بین نیروی کار تقسیم می‌کند. هر سازمان غیرانتفاعی شامل کمیته یا هیئت مدیره (رئیس، منشی، خزانه‌دار و اعضای عادی کمیته)، کارکنان با حقوق ثابت و داوطلبانی است که نقش هماهنگ‌کننده را در عملکردهای مختلف تجاری دارند. وقتی سازمان متشکل از تجارت انتفاعی باشد که در یک محیط رقابتی فعالیت می‌کند، ساختار سازمانی آن می‌تواند به توانایی سازمان برای واکنش دربرابر تغییرات کمک کند یا مانع آن شود.  به عنوان مثال، هنگامی که ساختار سازمانی سطوح مدیریت زیادی دارد، با بالا و پایین شدن اطلاعات، تصمیم‌گیری می‌تواند آهسته شود. داوطلبان بخشی عادی از سازمان غیرانتفاعی هستند، اما در کسب‌وکار انتفاعی این‌گونه نیست. اگرچه پیدا کردن داوطلب اغلب دشوار است، اما ساختار سازمانی در سازمان غیرانتفاعی می‌تواند با تعیین داوطلب بسیار انعطاف‌پذیر باشد.

مدیریت: توانایی تیم مدیریت و سبک‌های رهبری که توسط مدیران به کار گرفته می‌شود نیز تأثیر به‌سزایی در روحیه‌ی کارکنان (و داوطلبان سازمان غیرانتفاعی) و فرهنگ سازمان خواهد داشت. بیشتر مدیریت‌های امروزی کارگران را درگیر فرآیندهای تصمیم‌گیری و اعتماد به آن می‌کند و به این اعتماد می پردازد که ،گرچه مدیران و کارگران دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما آن‌ها از همکاری مشترک برای دستیابی به اهداف تجاری بسیار سود می‌برند.

دارایی‌ها:‌ دارایی یک سازمان می‌تواند عامل ضعیف‌تر یا قوی‌تر شدن محیط داخلی آن باشد، مثلاً محوطه‌ی سازمان می‌تواند دلپذیر و فوق‌العاده یا دلگیر و سنگین باشد. از دیگر دارایی‌های سازمان، در دسترس بودن تجهیزات است که می‌تواند تاثیر بسیاری بر محیط داخلی داشته اشد. اگر تجهیزات کم باشد یا از استاندارد موردانتظار برخوردار نباشد، ممکن است کارکنان را از انجام وظایف خود بازدارد یا مشتریان از آن رضایت کافی نخواهند داشت.

قدرت مالی: قدرت مالی عاملی است که به خودی خود بر محیط داخلی سازمان تاثیر می‌گذارد. علیرغم این که فاکتورهای داخلی خوب دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد اما برای سازمانی که موجودی مالی کمی دارد اجرای استراتژی‌های برنامه‌ریزی بسیار دشوار است. اگر سازمان درگیر مشکلات مالی باشد، این امر می‌تواند بر روحیه‌ی کارکنان تأثیر بگذارد.

عوامل زیست‌محیطی خارجی

مورد بعدی که در این قسمت به آن می‌پردازیم جنبه‌های مهم محیط خارجی است که کسب‌وکار در آن فعالیت می‌کند. این عوامل قابل کنترل نیستند اما در صورت لزوم قادرند نسبت به تغییرات واکنش نشان ‌دهند. مشکل اصلی مدیران کسب‌وکار این است که بتوانند نسبت به تغییرات محیط خارجی سریع واکنش نشان دهند و این بستگی دارد که هر تغییر چقدر زود مشخص شود. برخی از عوامل زیست‌محیطی خارجی از قبیل شرایط اقتصادی به‌طور روزانه در رسانه‌ها گزارش می‌شود و مدیران اطلاعات زیادی دارند که براساس آن برنامه‌های استراتژیک را تدوین می‌کنند. هرچند، شناسایی برخی دیگر از این عوامل ممکن است دشوار باشد.

تاثیرات عوامل زیست‌محیطی خارجی بر سازمان یا کسب‌وکار

شرایط اقتصادی: شرایط اقتصادی حاکم در هر کشور بر الگوی هزینه‌ی شهروندان تأثیر خواهد گذاشت. افزایش نرخ بهره و یا سطح بالای بیکاری باعث کاهش مصرف کالاها و خدمات غیرضروری می‌شود. مثلاً وقتی مردم مشکلات مالی را تجربه می‌کنند، هزینه‌های کمتری را صرف ورزش و تفریح، تعطیلات، ماشین‌های مدرن و کالاهای لوکس می‌کنند.

رقابت در بازار: قدرت رقابت در تجارت ، یکی از عواملی است که در محیط تجارت خارجی دائماً در حال تغییر است. نه تنها رقبا درحال رفت و آمد هستند، بلکه آن‌ها راهبردهای بازاریابی، خطوط تولید و قیمت‌ها را نیز تغییر می‌دهند. اغلب چنین تغییراتی از قبل خبر نمی‌دهند و مدیران کسب‌وکار باید نسبت به آنچه رقبا انجام می‌دهند هوشیار باشند.

تکنولوژی: تغییرات اکولوژیکی در۵۰ سال گذشته سریع بوده است و عاملی برای محیط بیرونی به شمار می‌رود که همیشه بر کسب‌وکار یا سازمان فشار وارد می‌کند. اگر کسب‌وکارها نسبت به تغییرات فناوری به اندازه کافی سریع نباشند، خطر از دست دادن سهم بازار را در پی دارند. تغییر در فناوری بر طراحی محصولات تأثیر می‌گذارد.

شرایط آب‌وهوایی: تاثیر تغییرات آب‌وهوایی برای همه‌ی کشورها و کسب‌وکارها یکسان نیست. اگر تغییرات آب‌وهوایی منجربه کاهش بارندگی شود، بر کسب‌وکارهایی مثل معماری و ورزش‌های میدانی که به‌طورمستقیم وابسته به میزان ذخیره‌ی آب هستند تاثیر منفی خواهد گذاشت.

شرایط قانونی: مالیات یکی از بارزترین تغییرات قانون از طریق قانون‌گزاری است. گاهی اوقات تغییر در مالیات یک شبه و با اخطار کمی اتفاق می‌افتد و گاهی زمان زیادی برای آماده‌سازی یک کسب‌وکار وجود دارد. سایر تغییرات قانونی که معمولاً در کسب‌وکار تأثیر می‌گذارد شامل بهداشت و ایمنی محیط کار، روابط صنعتی، حمایت از مصرف‌کننده و قانون زیست‌محیطی می‌شود.

رسانه‌ها: رسانه عاملی است که متحمل تغییرات سریع و قابل‌توجه می‌شود. محرک اصلی این تغییرات تکنولوژی و پیدایش اینترنت است. زمانی روزنامه‌ها صفحات زیادی را به آگهی‌های شغلی اختصاص می‌دادند، اما امروزه این کار توسط شرکت‌های استخدام آنلاین مانند Seek انجام می‌شود.

سیاست: تغییر در سیاست‌های دولت نیز می‌تواند مانند قانون به‌خوبی اطلاع‌رسانی شود و مورد بحث قرار بگیرد. درمورد چگونگی تاثیرگذاری سیاست‌های دولت باید بگوییم بسیاری از سازمان‌ها وابسته کمک‌های مالی دولت هستند. بنابراین وقتی تغییراتی در حکومت به وجود می‌آید این کمک‌های مالی ممکن است در زمان کوتاهی ناپدید شوند.

دموگرافی (جمعیت‌شناسی): ترکیب و آرایش یک جمعیت همواره دستخوش تغییرات مداوم بوده است. برخی از این تغییرات شامل افزایش جمعیت شهروندان سالخورده، افزایش تعداد خانواده‌های دارای دو درآمد، افزایش سن ازدواج افراد، افزایش تنوع قومی و کاهش حومه‌های شهری که خانواده‌های جوان در آن‌جا زندگی می‌کردند. این تغییرات جمعیت‌شناسی می‌تواند از لحاظ بومی و محلی  تاثیر بسزایی داشته باشد. به عنوان مثال یک باشگاه ورزشی که زمانی رونق گرفته بود ممکن است با کم شدن افراد جوان یا بچه‌ها در آن محل و منطقه شروع به کاهش رشد قبلی خود کند.

منبع: leoisaac

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها

بیشتر بخوانید  اهمیت آموزش کارکنان در پیشبرد اهداف در کسب و کارها