تئوری مزیت رقابتی پورتر- مدیریت استراتژیک

نخستین بار مایکل پورتر استراتژیست بزرگ رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه هاروارد، در سال 1990 میلادی و در پی پاسخ به موفقیت و عدم موفقیت ملت‌ها در رقابت بین المللی، تئوری مزیت رقابتی را بر سر زبان‌ها انداخت. پورتر که مشاور عالی استراتژیک بسیاری از دولت‌ها بود و برنامه‌های استراتژیکی بسیاری از کشورها همچون ایالات متحده، کانادا، نیوزیلند، کره، سنگاپور ، اسپانیا و بسیاری از دیگر کشورها را تدوین کرده بود، تجارب گسترده‌ای درباره‌ی دلایل موفقیت با عدم موفقیت کشورها در بازرگانی خارجی بدست آورد. او با تکیه بر دانش خود و با تحقیقاتی که در دهه 80 میلادی در بیش از 10 کشور دنیا انجام داد، توانست این تئوری را ارائه کند.

دسته بندی مزیت رقابتی

پورتر به عنوان یک مشاور مدیریت اعتقاد داشت که تنها 4 عامل اصلی و 2 عامل فرعی به افزایش رقابت در شرکت‌ها و صنایع مختلف کمک می‌کنند. در ادامه این 6 عامل معرفی خواهند شد:

4 عامل اصلی در تئوری مزیت رقابتی پورتر

  • شرایط اولیه تولید (برخورداری از عوامل یا منابع اولیه مورد نیاز برای تولید)

  • میزان تقاضای داخلی

  • وجود صنایع حمایتی و پشتیبان

  • استراتژی، زیربنا و رقابت

پورتر معتقد بود هر کشوری با بهره مندی از این 4 عامل می‌تواند گام بزرگی برای موفقیت در بازار جهانی بردارد. هر چند وی 2 عامل فرعی دیگر نیز به این 4 گزینه اضافه کرد.

2 عامل فرعی در استراتژی رقابتی پورتر

  • دولت

  • حوادث غیرقابل پیش‌بینی

تئوری مزیت رقابتی مایکل پورتر

بررسی و تحلیل مزیت رقابتی پورتر

در ادامه‌ی این مقاله به بررسی 6 فاکتور مطرح شده توسط این عالم دنیای مدیریت استراتژیک می‌پردازیم:

  • شرایط اولیه تولید (برخورداری از عوامل یا منابع اولیه مورد نیاز برای تولید)

یکی از فاکتورهایی که زمینه ساز موفقیت کشور در تجارت بین‌الملل، داشتن منابع اولیه کافی است. پورتر این فاکتور را به دو دسته کلی تقسیم کرد:

عامل‌های پایه: این عوامل که قابلیت تغییر نیز ندارند، شامل عواملی مانند آب و هوا، موقعیت مکانی، منابع طبیعی و غیره می‌شود.

عامل‌های پیشرفته: این عامل بر خلاف گزینه‌ی قبلی با سرمایه گذاری، قابل ارتقا است و از عواملی مانند زیرساخت‌های مناسب، نیروی متخصص، امکانات پژوهشی و دانش آکادمیک نشات می‌گیرد.

پورتر عوامل پیشرفته را یکی از مهمترین معیارها برای موفقیت در مزیت رقابتی می‌دانست. این عوامل با سرمایه گذاری قابل ارتقا هستند و با سرمایه گذاری دولت در بخش‌های آموزشی، بهبود مهارت‌های مردمی و افزایش سطح دانش جامعه و تشویق عموم به تحقیقات در زمینه‌های مختلف می‌تواند باعث رسیدن به مقصود شود.

  • میزان تقاضای داخلی

یکی دیگر از فاکتورهایی که توسط پورتر مطرح شد، شرایط تقاضای داخلی است. شرکت‌ها بیشترین تاثیر را از مشتریان نزدیک خود احساس خواهند کرد. بنابراین تقاضای داخلی سهم چشمگیری در عملکرد شرکت در خارج از مرزها دارد. این مشاور مدیریت تقاضای داخلی را نیز به دو دسته تقسیم بندی می‌کند:

کمیت تقاضا: به عقیده پورتر جمعیت بالای یک کشور می‌تواند به تقاضای بیشتر در داخل کشور منتهی شود. در این صورت کسب وکارها نیز می‌توانند سود بیشتری کسب کنند و رشد بیشتری نیز تجربه نمایند. در نهایت شرکت به راحتی می‌تواند وارد تجارت خارجی شود. برای مثال کشور چین با جمعیت بالا، دارای کمیت تقاضای زیادی است. این میزان تقاضا سبب تولیداتی با مقیاس بالا شده و عملا شرایط رشد تجارت فراهم می‌شود.

کیفیت تقاضا: پورتر کیفیت تقاضا را نیز بسیار مهم می‌پنداشت. به عنوان مثال شاید در کشوری مانند هند میزان تقاضا بالا باشد، اما آیا در همین کشور کیفیت تقاضا نیز بالاست؟ وی معتقد بود که وجود کیفیت تقاضای بالا در کشورها می‌تواند شرکت‌ها را به داشتن یک محصول با کیفیت الزام کند که این مسئله یک مزیت رقابتی برای کشورها در بازرگانی بین‌المللی ایجاد می‌کند. مثلا کیفیت تقاضا در بین مشتریان اروپای غربی بسیار بالاست. به همین جهت تولیدکنندگان باید محصولات خود را باکیفیت بالا عرضه و روانه بازار کنند تا در داخل کشور مورد توجه قرار بگیرد. طبیعتا این محصول باکیفیت در سایر کشورها نیز می‌تواند محبوبیت زیادی پیدا کند.

  • وجود صنایع حمایتی و پشتیبان

پورتر به عنوان مشاور مدیریت سومین معیار در ایجاد مزیت برای رقابت را وجود صنایع مرتبط و پشتیبان معرفی کرد. از اجزای مهم هر کسب و کاری شرکای تجاری هستند که بر تجارت تاثیر بسزایی می‌گذارند. در صورتی که صنایع پشتیبان بتوانند کیفیت بالایی را ایجاد کنند، رسیدن به موفقیت در بازارهای جهانی در دسترس خواهد بود. این صنایع می‌توانند شامل بسیاری از شرکا با شرکت همکاری کنند، مانند:

  • تامین کنندگان منابع یا تجهیزات اولیه

  • توزیع کنندگان و فروشندگان

  • سیستم های توزیع محصول

  • موسسه‌های تحقیقاتی

  • سرویس‌های مالی مانند بانک‌ها و بورس اوراق بهادار

  • سیستم های باربری و حمل و نقل

  • دانشگاه‌ها، مراکز و موسسات تحقیقاتی

  • استراتژی، زیربنا و رقابت

آخرین عامل اصلی در تئوری مزیت رقابتی پورتر، استراتژی، ساختار و ایجاد رقابت در کشورهای داخلی است. در صورتی که یک تولیدکننده استراتژی‌های توسعه‌ای و ساختار مناسبی داشته باشد، می‌تواند به موفقیت در بازارهای بین‌المللی امیدوار باشد. توان هر تجارتی در استفاده از فرصت‌ها برابر نخواهد بود. یکی از عوامل مهم در بالا بردن توان شرکت‌ها، سطح رقابت در بازار داخلی کشور است. رقابت در بازار داخلی منجر به افزایش توان تجارت می‌شود. همچنین تجارتی که رقابت را در بازار داخلی پیروز شود، در بازار خارجی نیز موفق خواهد بود.

  • دولت

علاوه بر 4 عامل یاد شده، پورتر دولت را نیز به عنوان معیاری برای کسب موفقیت در این تئوری در نظر داشت. دولت با وضع سیاست‌های مالی، قوانین و مقررات مالیاتی، قوانین صادرات و واردات، نرخ ارز، حجم پول و نرخ بهره، میزان تورم، توافق‌های رسمی و غیر رسمی مقامات سیاسی، برقراری روابط سیاسی تجاری یا قطع روابط اقتصادی تجاری با کشورهای مختلف و بسیاری از عوامل دیگر می‌تواند تاثیر بسزایی در رقابت بین بنگاه ها و صنایع ایجاد کند.

  • حوادث غیرقابل پیش‌بینی

تئوری پورتر، مشاور مدیریت سرشناس دنیا، حوادث غیرقابل پیش‌بینی را نیز جزو عوامل تاثیر گذار قلمداد کرده است. جنگ، تحریم‌های اقتصادی، شوک نفتی، بحران‌های اقتصادی یا سیاسی و تغییر در فناوری می‌توانند تاثیر زیادی در بازرگانی بین‌الملل بگذارند.

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها

 

 

بیشتر بخوانید  تست خلاقیت تورنس چیست و چگونه آن را بسنجیم؟