درک بلوغ مجموعه‌تان بستری را فراهم می‌کند تا بتوانید قدرت و نیاز سازمانتان را بهتر ارزیابی کنید.

درک بلوغ فعلی یک مجموعه می‌بایست از دغدغه‌های مهم هر سازمانی باشد. بدون داشتن یک سطح مناسب از بلوغ فرآیند، عملکردها و تصمیم‌ها به‌درستی اجرا نمی‌شوند. بلوغ سازمانی یک مقیاس سازمانی از آمادگی و توانای سازمان است که از طریق افراد، فرآیندها، داده‌ها و فناوری‌های موجود در آن بیان می‌شود.

چرا درک بلوغ سازمانی اهمیت دارد؟

زمانی که بلوع با مقیاس‌ها و چارچوب‌های استاندارد اندازه‌گیری شود، فعالیت‌ها را به یک زبان مشترک به قاعده در می‌آورد و پایه و اساس اندازه‌گیری یک روند رو به بهبود را خلق می‌کند. درواقع بلوغ سازمانی یعنی درک شما از روند سازمانتان است. باید بدانید سازمان شما در چه مرحله‌ای قرار دارد و در آن چه می‌گذرد. باید بدانید کارمندان شما چگونه در مسیر فرآیندها قرار می‌گیرند و چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

بلوغ سازمانی چیست و ۵ مرحله آن کدام است؟

 

در این مطلب قصد داریم در مورد بلوغ سازمانی و داشتن یک سازمان مبتنی بر همکاری صحبت کنیم. سازمان‌ها معمولاً به ۵ دسته در زمینه همکاری سازمانی تقسیم می‌شوند. درواقع این ۵ دسته، ۵ مرحله از فرآیند رسیدن به یک سازمان بالغ است. زمانی‌که قابلیت‌های همکاری یک سازمان بیشتر می‌شود، ارزش‌های سازمانی نیز بیشتر می‌شود. در این مطلب قصد داریم نگاهی به این ۵ مرحله از بلوغ سازمانی داشته باشیم.

  • سازمان ناآگاه

  • سازمان اکتشاقی

  • سازمان تعریف‌شده

  • سازمان انتخابی

  • سازمان تطبیقی

سازمان ناآگاه

از اسمش پیداست؛ این سازمان ناآگاه است. نمی‌دانند در دور و برشان چه می‌گذرد و از آینده کاریشان بی‌خبرند. حتی آنها نمی‌دانند که چه چیز را نمی‌دانند. مقاومت مدیران در این مقطع از کار زیاد است. ارزش‌های کار کم است، اما از طرفی توانایی‌های بالقوه بسیار زیاد است.

سازمان اکتشافی

در این مرحله، سازمان‌ها بیشتر وقتشان را برای تحقیق و درک همکاری و مشارکت پیش‌رو و چگونگی تأثیر آن بر روی کسب و کار می‌گذارند. معمولاً سازمان‌ها در این مرحله به چیزهایی مثل چه کاری را بهتر است برای نمو همکاری انجام دهند و چگونه مشکلات تجارت را حل کنند، فکر می‌کنند. آنها به آرایش تیم‌ها و چگونگی کمک آن به سازمان فکر می‌کنند. در این مرحله سازمان بیشترین مقاومت را از بخش IT و مدیران آن دریافت می‌کند.

در این مرحله سازمان ارزش همکاری و سودی که بر کسب و کار دارد درک می‌کند. تیم‌ها تشکیل می‌شود. یک سری از مسائل اثبات می‌شود و افراد از نتایج حاصل شده هیجان‌زده می‌شوند.

سازمان تعریف‌شده

در این مرحله، یک سازمان یک استراتژی کاملاً تعریف‌شده دارد. سازمان آماده است که مسیر، چشم‌انداز، اهداف، تیم‌ها و نقش‌هایی را که مشخصاُ تعریف شده‌اند، به اشتراک بگذارد. فرآیند تعریف این همکاری پیشرو تقریباً ۱ تا ۳ ماه به طول می‌انجامد.

سازمان در این مرحله یک قدم دیگر به درک ارزش همکاری و مشارکت پیشرو نزدیک شده است. استراتژی شرکت مشخص شده و آماده اجرا است.

سازمان انتخابی

در این مرحله سازمان درگیر فرآیندهای اجرایی است. در مورد همه چیز تحقیق و بررسی شده است، تیم‌ها تشکیل شده‌اند، ویژن و اهداف به اشتراک گذاشته شده‌اند، مقیاس‌های موفقیت در نظر گرفته شده‌اند، ریسک‌ها ارزیابی شده‌اند و نقشه راه و استراتژی توسعه یافته است. سازمان در این مرحله چیزهای زیادی را یاد می‌گیرد. بازخوردها برای سازمان اهمیت دارد و به صورت مدام این بازخوردها جمع‌آوری می‌شود. این مرحله ممکن است ۱ تا ۳ سال، بسته به بزرگی شرکت و سرعت انجام کارها، به طول انجامد.

در این مرحله مقاومت کارمندان زیاد می‌شود، چراکه باید با فناوری‌ها و استراتژی‌های جدید روبه‌رو شوند. همچنین اطلاعات راحت‌تر جمع‌آوری و به اشتراک گذاشته می‌شوند. تیم‌ها و افراد حالا بیشتر به هم اعتماد دارند و راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند. روحیه شرکت با درک بیشتر کارمندان از نقش‌های خود بیشتر هم می‌شود.

سازمان تطبیقی

این مرحله، مرحله آخر نیست؛ بلکه این یک چرخه تکرار شونده است. سازمان تطبیقی به درک درستی از کارهایی که باید و کارهایی که نباید انجام شود، رسیده‌ است. اگر سازمان‌‌ها به بازخوردهای کارمندان توجهی نکنند، به راحتی می‌توانند به مرحله قبل پرتاپ شوند. همین امر ممکن است باعث شود کارمندان حتی شرکت را نیز ترک کنند. اگر کارمندان حس نکنند که پشتیبانی می‌شوند و به حرف‌هایشان گوش می‌دهند، نرخ تطبیق هیچ وقت بالا نمی‌رود. مهم‌ترین نکته اینجا این است که همیشه پیشرفت، بهبودی، به‌روزرسانی، تغییر و فناوری‌های جدید، اغضای جدید، رهبران جدید، راه‌های جدید در این مسیر وجود دارد. یک سازمان تطبیقی می‌داند چه چیز کارآمد است و چه چیزی کارآمد نیست و خود را با همه این مسائل پیش رو وفق می‌دهد.

در این مرحله سازمان بیشتر ارزش‌های کسب و کار را از مشارکت پیشرو، به محض حل مشکلات و رسیدن به موفقیت، درک می‌کند. ناکارآمدی‌ها حذف می‌شود. سازمان می‌تواند با تغییرات و رفتاری جدید و بازخورد کارمندان کنار بیاید. وقتی کارمندان ببینند که صدایشان شنیده می‌شود، روحیه کلی سازمان نیز افزایش می‌یابد.

منبع: thefutureorganization

نوشته‌های تازه

بیشتر بخوانید  ارزیابی عملکرد چیست و چه تفاوتی با مدیریت عملکرد دارد؟

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها