آرمان چیست؟
فهرست مطالب
آرمان چیست مهمترین سؤال مدیر یک سازمان برای نائل شدن به موفقیت است و مدیریت و کارکنان بر اساس این سؤال برنامه ریزی کرده و فعالیت میکنند. آرمان چشم انداز کاملی از سازمان را نشان میدهد و مبنای کار سازمانی را مشخص میکند. این کاری است که یک مدیر به تنهایی نمیتواند آن را اجرا کند؛ ماموریت و رسالتی را لازم دارد که نشانگر تصمیمات استراتژیک باشد. با داشتن آرمان شرکت میتواند تصویر مناسبی از خود به نمایش بگذارد و طیف محصولات و نیازهای مشتریان را مشخص کند. دو سؤال در رابطه با این موضوع مهم مطرح است: فعالیت موسسه چیست؟ دلیل انجام این فعالیت چیست؟ این سوالات رسالت شرکت را نشان میدهد. مدیران میانی و ارشد بر اساس اهداف سازمانی کار و فعالیت میکنند.
آرمان نشان دهنده حوزه فعالیت، دلیل فعالیت سازمانی، مزیتهای رقابتی سازمانی است و مشخص میکند محصولات فعلی و آینده سازمانی چیست؟ محصولات شرکت با چه روشهایی در اختیار مشتریان قرار میگیرد؟
آرمان با اجزایی مانند محصولات، مشتریان، بازارها و فناوریها، بقا و رشد سازمانی، فلسفه، توجه به رفتار مردم و مشتریان و کارکنان مرتبط است. این چنین سازمانی مسئولیتپذیر بوده و کارکنان و مدیران وظایف خود را به دقت انجام داده و نسبت به مشتریان پاسخگو هستند. زمانی که این چنین فرهنگی در داخل سازمان وجود داشته باشد ملامت و توبیخهای سازمانی به حداقل میرسد. مدیران و کارکنان در هر مشکلی، راهکارهایی را مشخص کرده و برای حل آن مشارکت میکنند.
آرمان به ایده آل بودن سازمانی کمک میکند و در سازمانهای ایده آل افرادی توانمند وجود دارند که مدیران میتوانند در هر زمانی به سوالات آنها پاسخ دهند. همچنین مسائل به طور ساده بیان شده و بدون شایعه پراکنی به آنها جواب داده میشود.
بیانیه ماموریت سازمانی و ویژگیها
آرمان و بیانیه ماموریت سازمانی در یک راستا قرار گرفته و فعالیتهای سازمانی و میزان تعهد افراد و کارکنان را نشان میدهد. سازمان با این بیانیه حدود وظایف خود را مشخص میکند. بر همین اساس، خدمات و محصولات سازمان مشخص میشود.
آرمان با حوزههای مدیریت پروژه، مدیریت مالی، مدیریت تولید، مدیریت استراتژی، مشاوره مدیریت، مشاوره منابع انسانی، مشاوره سیستمها فرآیندها مرتبط بوده و به همین دلیل لازم است که این سوال «آرمان سازمان چیست؟» به درستی درک شود.
آرمان و بیانیه ماموریت سازمانی لازم است که خلاصه و روشن بیان شود. بیانیه سازمانی باید آیندهنگر بیان شده و اهداف جزئی سازمان در آن مشخص باشد. اهداف سازمانی باید واقعی و دست یافتنی مشخص شده و اهداف اصلی سازمان در آن گنجانده شده باشد.
آرمان وضعیت حال و آینده سازمان را دقیق و بدون اغراق معرفی کند. در این دیدگاه، فعالیتهای مخاطره آمیز حذف شده و فعالیتهای جدیدی به آن اضافه شود که موجب متمایز شدن سازمان از بقیه شود. با سؤال آرمان چیست، میتوان وضعیت کنونی و آینده سازمانی را مشخص کند. بیانیه سازمانی لازم است به قدری دقیق باشد که واضح و روشن بوده و تمامیفعالیتهای مورد نظر را در بر بگیرد.
دو محقق بنامهای کینگ و کللند در این باره تحقیق کرده و متوجه شوند که به چه دلایلی سازمانها اهداف خود را مکتوب میکنند. همه اعضای سازمان نسبت به اهداف سازمانی اتفاق نظر خواهند داشت و معیارهای تخصیص منابع سازمانی مشخص خواهد شد. همچنین جو سازمانی یک دست خواهد بود و کارکنان بر اساس هدف سازمانی، کار و فعالیت میکنند. شناسایی اهداف سازمانی بر اساس بیانیه سازمانی خواهد بود.
مفهوم و ماهیت
آرمان نشان دهنده نتایجی است که در درازمدت بدست میآید و بر همین اساس فعالیتهای سازمانی مشخص میشود. آرمان بیشتر به آینده سازمان مربوط میشود و براساس آن اهداف سازمانی همیشه بررسی و ارزیابی میشود.
آرمان چشم انداز درازمدت و بیرونی سازمان را مدنظر قرار میدهد. کارکنان براساس این شعار عمل نموده و نتایج فعالیتها بررسی و استانداردهای مطلوب حرفهای ایجاد میشود.
به واسطه آرمان نگرش و دیدگاههای سازمانی بررسی میشود و طیف گستردهای از روشها و عملکردهای سازمانی را در بر میگیرد. همچنین براساس آن میتوان اهداف و استراتژیهای سازمانی را مشخص کرد و دیدگاههای مختلفی را درباره اهداف سازمانی مشخص نمود.
آرمان چیست سوالی انگیزشی برای تحریک و تشویق کارکنان برای فعالیت و کار در حوزههای مشخص سازمانی مشخص شده است. با این سؤال میتوان استراتژی مناسب سازمانی را مشخص کرد. در سازمانهای ایده آل کارکنان و مدیران نسبت به هم با احترام برخورد میکنند و بنابراین کارکنان از انجام کارها و وظایف خود احساس خوبی خواهند داشت. اصل مورد توجه قرار گرفتن و تحسین شدن نیست. مدیران نسبت به نقاط قوت و ضعف کارکنان آشنا شده و شرایط شخصی آنها را به خوبی میدانند. در سازمانهای ایده آل مردم به یکدیگر وابسته نیستند. تناسب شغلی در سازمانهای ایده آل مورد تاکید قرار میگیرد. انعطاف پذیری و ارتباطات در سازمانهای ایده آل مورد تاکید قرار میگیرد. کارکنان با مدیران با بهترین شرایط همکاری میکنند. همه اعضای سازمان همیشه و در همه شرایط خود را ارزیابی میکنند.
آرمان چیست سوالی که موجب میشود تا تصمیم گیری و تعهد سازمانی به بهترین روش ممکن صورت گیرد
رقابت
رقابت موجب ایجاد خلاقیت، انگیزه و رفتارهای الهام بخش میشود. رشد و توسعه شخصی در سازمانهای ایده آل به بهترین شرایط ممکن مورد توجه قرار میگیرد. در سازمانهای ایده آل توسعه زندگی شخصی و حرفهای کارکنان مورد تاکید قرار میگیرد. کارکنان آگاهتر بوده و سلامت جسمی، روانی افراد مورد توجه قرار میگیرد. افراد از کار خود لذت میبرند و کار خود را در بهترین شرایط انجام میدهند.
تمام گامهای مخصوصی که برای رسیدن به دستاوردهای خورد برمیدارید اهداف عینی نامیده میشوند
وقتی برای کسبوکار خود در آینده برنامهریزی میکنید لیستی از دستاوردهای احتمالی را که قصد دارید به آن برسید تهیه میکنید. این خواستهها همان آرمانها یا اهداف معمولی هستند. اما تمام گامهای مخصوصی که برای رسیدن به این دستاوردها برمیدارید اهداف عینی نامیده میشوند. اکثر اوقات این دو اصطلاح، آرمان (goal) و اهداف عینی (objectives)، به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما هر کدام دارای ویژگیهای متمایزی هستند که در مراحل مختلف فرآیند برنامهریزی در کسبوکار به کار میآیند و هر یک هدف جداگانهای دارند.
اهداف معمولی و اهمیت آنها
آرزوهای شما همان آرمانها را نشان میدهد. ممکن است با خود بگوبید: «قصد دارم بزرگترین سازندهی ویجت در کشور باشم». این خواستهی شما میگوید برنامههای بلندی برای کسبوکار خود دارید، اما مشخص نیست که این هدف خاص خود را چگونه برآورده خواهید کرد. متأسفانه، هیچ راهی برای سنجش تحقق آرمانها وجود ندارد. شما شاید احساس کنید که به آنها نزدیکتر شدهاید، اما چون آرمانها عملاً در یک فضای خاکستری (تیره و تار) قرار دارند، هرگز نمیتوان به طور قطع و یقین گفت که مطمئنیم آرمانها محقق شدهاند.
اگر چه جملهی اول در مورد ویجت به چگونگی رسیدن به آن اشارهای نکرد، اما یک هدف بسیار بزرگ را بازگو کرد که اهمیت حیاتی دارد. تعیین اهداف کمک میکند تا مسیر کسب و کار را بهتر بشناسیم. این آرمانهای اولیه باید با مأموریت و دیدگاه کسبوکار یکسان باشند، چراکه ارزش تجارت را بالا میبرد و آن را کلیتر و انتزاعیتر میکند. زبانی که برای بیان اهداف معمولی به کار میبریم احساسیتر و عاطفیتر است. آرمانها و خواستهها به صاجبان کسبوکار اجازه میدهد به طور مفهومی فکر کنند و فرآیند تفکر خلاقانهی خودد را متوقف نکنند.
اهداف عینی و اهمیت آنها
همانطور که قبلا گفتیم اهداف عینی مراحل دقیقی هستند که شرکت شما برای رسیدن به آرمان و هدف اولیهی خود آنها را طی میکند. این اهداف بدون شور و هیجان و احساسات نوشته میشوند و معمولا قابل سنجش و اندازهگیری هستند. علاوه بر این، واقعبینانه و قابل دستیابیاند که یک جدول زمانی (تایملاین) نیز دارند. در اهداف عینی، «موضوع» به چشم میخورد. آنها محسوس و عینی هستند. چیزی که شما میتوانید آن را با حواس خود درک کنید. به همین دلیل، میتوان آنها را بهروشنی در چارچوب زمان، بودجه و نیازهای افراد مطرح نمود. حوزهی هر هدف باید مشخص و ثابت باشد.
مثلا هدف عینی برای رسیدن به جملهای که در قسمت قبل به عنوان هدف اولیه گفتیم (بزرگترین سازندهی ویجت در کشور) به این صورت است: «فروش خود را در هر فصل سال ۳ درصد افزایش میدهیم». هدف دیگر نیز میتواند این گونه باشد: «امسال در هر فصل شعبهها و کارخانههای جدید افتتاح میکنیم».
تجارت و کسبوکار با استفاده از اهداف عینی موفقیتها و پیشرفتهای خود را در برابر هدف اولیه میسنجد. بدون آنها اهداف معمولی قابل دستیابی نیستند. اهداف عینی میتواند انگیزهای برای صاحبان کسبوکار و کارکنان باشد، چرا که حس موفقیت به آنها میدهد. «اندرو اسمیت» برنامهنویس تجاری میگوید:
زمانی که نوشتن اهداف عینی برای شما آسان است نشان میدهد که استراتژی کسبوکار شما مسیر درستش را طی میکند.
استراتژیها و تاکتیکها
پس از این که آرمانها و اهداف عینی خود را یادداشت کردید میتوانید با نوشتن استراتژیها و تاکتیکها در برنامهریزی کسبوکار خود متخصصتر بشوید و به اهداف عینی موردنظر برسید. استراتژیها انتزاعیتر از تاکتیکها هستند و تاکتیکها چیزهای دقیقیاند که میتوانید برای کسب اهداف عینی انجام دهید. در مثال استراتژی میتواند «استفاده از رسانههای چاپی برای افزایش فروش باشد» که هدف عینی آن «افزایش فروش ۵ درصدی تا سه ماه آینده» است. تاکتیک نیز ممکن است «گذاشتن آگهی روزانه در روزنامهی محلی در طول سه ماه آینده باشد.» به طورکلی، آرمانها بدون وجود اهداف عینی نمیتوانند تحقق پیدا کنند و در عین حال، اهداف نیز بدون وجود آرمانها هرگز شما را به جایی که قصد رسیدن به آنجا را داشتهاید، نخواهند رساند. هر دو مفهوم از هم متمایز ولی مرتبط هستند و به شما کمک خواهند نمود تا آنکه میخواهید باشید .
نتیجهگیری
۱) برای انجام کاری که درنظر دارید آرمانها و اهداف عینی در کنار هم ابزارهایی هستند که به شما کمک میکنند.
۲) آرمانها معمولاً بلندمدت و اهداف معمولاً در کوتاهمدت یا میانمدت محقق میشوند.
۳) تحقق اهداف عینی قابل سنجش است، اما اهداف اولیه را قطعا نمیتوان گفت که به آنها دست یافتهایم یا نه و اندکی مبهم هستند.
۴) کمیتپذیری آرمانها یا جای دادن آنها در یک چاچوب زمانی (timeline) بسیار دشوار است، اما برای اثربخشی بیشتر اهداف، باید آنها را در یک چارچوب زمانی قرار داد.
منبع: smallbusiness
دیدگاه خود را بنویسید