در دنیای آنلاین امروزی، رقابت دیگر یک عامل ایستا نبوده و به یک عامل پویا تبدیل شده است

تئوری استراتژی رقابتی بازار پورتر

شرایط حاکم بر اقتصاد جهانی پس از بحران کرونا کشورها را به سمتی کشانده تا به فکر کسب جایگاه در رقابت خارجی بیفتند. در تجارت سنتی رقابت یک کسب و کار و موفقیت و عدم موفقیت در آن به فاکتور تولید وابستگی داشت. در این بخش با بررسی استراتژی رقابتی بازار که توسط پورتر مطرح شد، خواهیم فهمید که چگونه در این بازار رقابتی به موفقیت برسیم.

در دنیای آنلاین امروزی، رقابت دیگر یک عامل ایستا نبوده و به یک عامل پویا تبدیل شده است. فناوری‌های نوین محصولات جدید با روش‌هایی مانند دیجیتال مارکتینگ، مرزبندی‌های جدید بازار، روش‌های جدید تولید و مفاهیم جدید مدیریتی، تبدیل به ساختاربندی، تغییر و حتی از بین بردن مزیت رقابت صنعتی کشور گشته است.

موفقیت‌های کشورهایی مانند چین و ژاپن به خوبی نشان می‌دهد که هر چه کشوری از مفهوم مزیت نسبی ایستا فاصله بگیرد، به رشد نزدیک شده است. این کشورها به واسطه نوآوری‌های علمی و فناورانه و همچنین افزایش میزان تولید و گسترش تجارت خارجی توانستند بر محدودیت‌های موجود در منابع خود غلبه کنند. این کشور ها با درک مزیت نسبی و از طریق افزایش مهارت و دانش، سرمایه و نیروی کار ایجاد کرده و با اصلاح ساختار خود سبب توسعه اقتصادی شدند.

مدیر عامل‌ها و بازاریابان و به طور کلی تمام کسانی که در حوزه مشاوره بازاریابی و فروش فعالیت می‌کنند، باید بدانند که نمی‌توان با داشتن یک مزیت رقابتی یا فقط یک استراتژی بازار مانند نیروی کار ارزان به موفقیت رسید، چون که این مزایا به راحتی قابل حذف است. به عنوان مثال نیروی کار ارزان را کشوری با نیروی کاری ارزان‌تر حذف خواهد کرد. بنابراین باید به دنبال وضعیت با ثباتی در مزیت رقابتی بود. اکنون استراتژی رقابتی و شاخه‌های آن یعنی بررسی صنعت، تحلیل رقبا و تعیین جایگاه استراتژیک به عنوان یک بخش از فعالیت مدیریتی به حساب می‌آیند.

این استراتژی بازار از منظر مایکل پورتر، چارچوب پرباری برای شناخت عوامل زیرساختی رقابت در صنعت‌های مختلف بوده است. این استراتژی‌ها در 5 گروه مختلف قرار می‌گیرند که پس از معرفی یکی از شناخته شده‌ترین چهره‌های مدیریت استراتژیک و فردی که به عنوان مشاوره بازاریابی و فروش فعالیت می‌کند، یعنی آقای مایکل پورتر، این 5 دسته را معرفی خواهیم کرد.

باید بدانید که ترکیب دو علم مدیریت بازاریابی و مدیریت استراتژیک به ایجاد روش‌هایی جهت تصمیم گیری بهتر برای تدوین و برنامه ریزی کسب و کارها منجر می‌گردد.

معرفی مایکل پورتر

معرفی مایکل پورتر – نظریه‌های مهم مایکل پورتر

مایکل پورتر Michael Eugene Porter در سال 1947 میلادی در ایالت میشیگان آمریکا متولد شد. بسیاری وی را پیامبر برنامه ریزی استراتژیک می‌دانند. پورتر موفق به کسب مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک از دانشگاه پرینستون و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی کسب و کار (MBA) و همچنین دکترای اقتصاد کسب و کار از دانشگاه هاروارد شد. او در زمینه مفاهیمی همچون راهبرد، راهبرد رقابتی، مزیت رقابتی، زنجیره ارزش و مزیت‌های رقابتی جوامع مشهور است و یک فرد صاحب منصب به شمار می‌رود.

تا کنون 19 کتاب و 135 مقاله از مایکل پورتر در زمینه رقابت و استراتژی به چاپ رسیده است و حدود 270 هزار بار به مقالات او ارجاع داده شده است. اولین مقاله‌ی این نابغه در سال 1980 میلادی و با نام استراتژی رقابتی  competitive strategy منتشر شد که تا به حال بیش از 60 بار دوباره چاپ شده و به 20 زبان زنده دنیا بازگردانی شده است. پورتر در سال 2000 میلادی موفق شد مقام استاد تمامی دانشگاه هاروارد را کسب کند. این مقام بالاترین مقام موجود در این دانشگاه است و بر طبق قوانین از آن سال به بعد وی می‌تواند در تمامی دانشکده‌های دانشگاه هاروارد تدریس نماید. جالب است بدانید که تنها 1 درصد از اساتید هاروارد به این مقام دست یافته‌اند.

نظریه‌های مایکل پورتر

  • مدل 5 نیرو

این مدل برای تحلیل و بررسی میزان جذابیت صنعت به کار می‌رود.

  • استراتژی‌های عمومی

این استراتژی‌ها نیز به ارگان‌ها کمک می‌کنند تا از 3 مبنای مختلف مزیت‌های رقابتی بهره ببرند.

  • مدل الماس

از این مدل برای توضیح رقابت در سطح جهانی استفاده می‌شود.

  • زنجیره ارزش

در این مدل رفتارهایی به صورت زنجیره وار انجام می‌شود تا صنعت موفق به خلق ارزش شود.

  • گروه‌های استراتژیک

این موضوع بیان می‌کند که تمام فعالان حاضر در یک صنعت خاص با همدیگر رقیب نیستند، بلکه باید با توجه به عوامل مختلفی و ایجاد یک گروه بندی مناسب، برای هر گروه استراتژی خاصی اعمال نمود.

 

استراتژی‌های عمومی مایکل پورتر

استراتژی‌های عمومی مایکل پورتر

استراتژی های عمومی مایکل پورتر چیست؟

استراتژی عمومی پورتر یا Porter’s generic strategies با هدف رسیدن به مزیت رقابتی در بازار هدف ایجاد شده است. در این استراتژی پورتر اعلام می‌کند که یک شرکت برای کسب موفقیت در بازار بایستی یکی از چهار استراتژی تمرکز بر تمایز، تمرکز بر هزینه، تمایز و رهبری هزینه را استفاده کند. ماتریس فوق این قضیه را به خوبی نمایان کرده است.

مدل الماس پورتر

این مدل که به عنوان یکی دیگر از زیربناهای استراتژی رقابتی است، نیز برای آنالیز و سنجش قدرت رقابت پذیری جوامع و گروه بندی هر یک طراحی شده است. یک مدل استراتژی با تجارت پایدار، جهت افزایش قدرت رقابت پذیری، با استفاده از این روش نتایج خوب و قابل ملاحظه‌ای کسب خواهد کرد.

 

بررسی مدل الماس پورتر

4 عامل مهم در مدل الماس پورتر

۱. عوامل درونی
۲.  شرایط تقاضا
۳. صنایع پشتیبانی کننده
۴. استراتژی، ساختار و رقابت

  • عوامل درونی

این عوامل خود به 2 بخش اصلی دسته بندی می‌شوند:

  • بخش اول که عبارت است از منابع طبیعی، شرایط جوی، موقعیت جغرافیایی، نیروی کار ساده، نیمه ماهر و سرمایه گذاری و بدهی‌های یک کشور.
  • بخش دوم که به زیرساخت‌های ارتباطی و مخابراتی و سطح دانش و تخصص حرفه‌ای پرسنل باز می‌گردد.

 

  • شرایط تقاضا

این شرایط به نرخ رشد تقاضا در داخل کشور بستگی دارد. میزان و کیفیت این شرایط از میانگین رشد سالیانه تقاضا و شاخص تحصیلات و سطح انتظارات اجتماعی تاثیر می‌پذیرد.

  • صنایع پشتیبانی کننده

این عامل نیز بر وضعیت بندرها، حمل و نقل هوایی و حمل و نقل جاده‌ای نظرات می‌نماید.

  • استراتژی، ساختار و رقابت

این عامل نیز به میزان رقابت داخلی کشور و صنعت داخلی و یا رقابت در خارج از کشور یا همان ورود به بازار رقابت جهانی بستگی دارد.

ترکیب عامل‌های اشاره شده در بالا می‌تواند میزان رقابت پذیری ملی را مشخص کند.

 

قابلیت‌های کاربردی مدل الماس و استراتژی رقابتی از منظر مایکل پورتر

  1. جمع کردن اطلاعات و داده‌ها از تشکل‌ها و ساختارهای PESTEL یا سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، محیطی و قانونی جوامع
  2. بررسی اقتصاد کشورها از نظر صنایع و بازارها
  3. طراحی استراتژی‌های رقابتی برای شرکت‌های بین‌المللی
  4. تحلیل و بررسی کارکردهای رقابتی شرکت‌ها در بازارهای جهانی
  5. ایجاد مزیت رقابتی برای بنگاه‌های اقتصادی

مدل استراتژی رقابتی از منظر الگوی مدیریت استراتژیک یعنی مایکل پورتر، برای تعیین اینکه بفهمیم کدام صنایع یا بنگاه‌ها مزیت رقابتی بالاتری دارند و یا کدام یک کاربردی‌تر هستند و بر نقش و اهمیت صنایع حمایتی و وابسته در مدل تأکید می کند، استراتژی خود را انتخاب می کند. پس این مدل جهت شناختن صنایع پیشگام در مناطق معلوم استفاده می‌شود.

این مدل به ما کمک خواهد کرد تا در تدوین تدوین آمیخته بازاریابی منطبق بر بازار به روش خاص MVP و به صورت دقیق‌تر عمل کرده و محصولاتی را که به بازار عرضه می‌کنیم، منطبق بر بازار یا همان PMF در هک رشد باشد و در جهت رشد حرکت نماییم.

ماهیت تدوین استراتژی رقابتی از منظر پورتر یعنی تطابق یک شرکت با محیط اطراف خود. اگر چه محیط مربوط بسیار وسیع است و عوامل اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و محیطی و سایر عوامل را شامل می‌شود.
ابعاد کلیدی محیط یک شرکت، صنعت یا صنایعی می‌باشد که شرکت در آن‌ها به رقابت می‌پردازد.
ساختار صنعت نیز نقش مهمی در تعیین اصول رقابت و استراتژی‌هایی که به قدرت در دسترس شرکت قرار دارند، بازی می‌کند.
رقابت در یک صنعت در بطن ساختار پایه‌ای اقتصاد آن ریشه می‌دواند و فراتر از عملکرد رقیبان حال حاضر است. رقابت در صنعت به 5 عامل بزرگ وابسته است و توان جمعی این چند عامل توان سودآوری را در یک صنعت مشخص خواهد نمود.

مدل پنج نیروی رقابتی پورتر

مدل 5 نیروی رقابتی پورتر

هدف استراتژی رقابتی از نظر مطرح کننده آن برای کسب و کار در یک صنعت، یافتن شرایطی است که شرکت بتواند به بهترین صورت ممکن در مقابل عوام رقابتی از خود دفاع کند یا آن‌ها را در جهت اهداف خود همسو کند.

مدل 5 نیروی رقابتی پورتر

 

مدل پنج نیروی رقابتی پورتر

  • ورود سرمایه‌گذاران تازه و جدید
  • توان رقابت در بین رقبای حال حاضر
  • توان چانه زنی تامین‌کنندگان
  • تهدید کالاهای جایگزین
  • قدرت چانه زنی خریداران

تمام 5 عامل استراتژی رقابتی از نظر مایکل پورتر میزان رقابت در صنعت و میزان سودآوری را مشخص می‌کند و همچنین قوی‌ترین نیروها در تدوین استراتژی آن مهم خواهند بود. مشتریان، تامین کنندگان، جایگزین‌ها و وارد شوندگان بالقوه همه و همه رقیبانی برای بنگاه‌های حال حاضر در صنعت محسوب شده که می‌تواند بسته به شرایط خاص، اهمیت زیادی یا کمی داشته باشند.

کاربرد و تجزیه و تحلیل 5 نیروی پورتر

  • اگر داخل صنعتی نیستیم، می‌توانیم با استفاده از این مدل درباره ورود یا عدم ورود به آن تصمیم گیری کنیم و اگر درون صنعتی هستیم، می‌توانیم با کمک این مدل درباره ماندن یا خروج از این صنعت تصمیم گیری کنیم.
  • با استفاده از این روش می‌توان سودآورترین و بهترین مکان یک صنعت را شناخت و جایگاه خود را مطابق آن تعیین کرد. مثلا می‌توان فهمید که عرضه کننده محصول، تامین کننده یا تولیدکننده کالای جایگزین، کدام یک در این صنعت سودآوری بیشتری دارد. مثلا می‌توانیم به جای تولید آب معدنی، نقش تولیدکننده بطری آن را ایفا کنیم و یا خریدار آن باشیم و یا فعالیت خود را به تولید کننده سودا تغییر دهیم.

 

نوشته‌های تازه

بیشتر بخوانید  چارچوب‌ها و مدل‌های مدیریت ارتباط با مشتری

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها