۱۱ نوع هدف و چگونگی دستیابی به آنها

//۱۱ نوع هدف و چگونگی دستیابی به آنها

مشخص نکردن هدف همچون پرتاب نیزه با چشمان بسته است

مشخص کردن هدف از قدم‌های مهم موفقیت است و مشخص نکردن آن همچون پرتاب نیزه با چشمان بسته است. اهداف به ما کمک می‌کند تا به آنچه می‌خواهیم دست‌ یابیم و ذهن‌مان را برای اندازه‌گیری میزان پیشرفت و اتمام کاری که تصمیم به انجام آن گرفته‌ایم، آماده می‌کند.

هدف ما را به سمت انجام دادن بهتر کارها سوق می‌دهد؛ زندگی بدون هدف مانند زندگی بدون مسیر است.

انواع اهداف

اهداف مربوط به کسب و کار

این اهداف به صاحبان کسب و کار تعلق دارند؛ گرچه ممکن است شما هنوز کسب و کار خود را راه نیانداخته باشید، اما این نکات می‌توانند بسیار برای شما مفید باشند چراکه این اهداف به شما چیزهای جدیدی که شخصیت‌ شغلی‌تان را قوی‌تر می‌کند آموزش می‌دهد. اهداف مالی از اهداف مهم مربوط به کسب و کار هستند، اما فراموش نکنید که باید به اهداف دیگر نیز اهمیت بدهید. برخی از اهداف اصلی که هنگام شروع یک حرفه‌ی جدید باید به آن‌ها توجه کنید عبارتند از:

  • سعی بر گرفتن تصمیماتی داشته باشید که با ارزش‌های شخصی شما هم‌خوانی دارند.

  • سعی کنید محصولات یا خدمتی منحصر به فرد را که هم‌اکنون در بازار عرضه نمی‌شود انتخاب کنید.

  • سعی بر انتخاب حرفه‌ای داشته باشید که به شما بیشترین زمان ممکن را برای وقت گذراندن با خانواده می‌دهد.

مقالات و کتاب‌های بسیاری با موضوع آموزش شیوه‌ی هدف‌گذاری وجود دارند و فرقی نمی‌کند کدام را برای مطالعه انتخاب می‌کنید، مهم آن است که به یاد داشته باشید باید این اهداف را بدون توجه به زمان باقی مانده تا شروع کار برای خود مشخص ‌کنید.

اهداف شغلی

حتی در محیط شغلی رقابتی امروزه نیز افرادی وجود دارند که به امید ایده‌آل بودن شرایط کاری شروع به کار می‌کنند و سپس به تنها به اندازه‌ی ترفیع رتبه یا حتی اخراج نشدن برای آن تلاش می‌کنند. این موضوع غم‌انگیز است، چرا که رسیدن به اهداف شغلی می‌تواند از لذت‌بخش‌ترین دست‌‌آوردهای زندگی باشد که بدون توجه به جایگاه کارتان قابل تنظیم هستند.

می‌توانید برای شروع اهداف کوتاه مدتی را که شامل افزایش تعداد فروش‌ یا تعداد روابط بازاریابی می‌شود، مشخص کنید. برای اینکه بعد از تلاش برای تحقق اهدافتان احساس دستیابی به چیزی باارزش را داشته باشید، با قدم‌های نسبتاً کوچک شروع کنید و هدفتان را تا رسیدن به آن‌ها دنبال کنید؛ در هر صورت اگر قصد دارید اهداف بزرگتری داشته باشید، به خاطر بسپرید که شغل یک مارتن است و نه دوی سرعت و شما هر هدفی داشته باشید حداقل به قسمتی از آن دست‌می‌یابید. به عنوان مثال اگر قصد دارید حقوق خود را طی یک سال دو برابر کنید می‌توانید با درخواست اضافه حقوق کم شروع کنید که حتی اگر شما را به هدف‌تان نرساند، اما یک قدم به آن نزدیک می‌کند.

همیشه می‌توانید مهارت‌‌هایی که به شما در پیشرفت شغلی کمک می‌کند تقویت‌ یا از همکاران خود درخواست کنید که در این کار به شما کمک کنند؛ در حقیقت شما با این‌کار به خود کمک کرده‌اید تا به برخی از اهدافی که برای خود مشخص کرده‌اید برسید. پس هیچ‌گاه در انجام دادن این‌کار تعلل نکنید.

اهداف مربوط به خانواده

این اهداف بسیار شبیه به اهداف شخصی هستند با این تفاوت که به کل اعضای خانواده بسط داده می‌شود. در حقیقت این اهداف به قوی‌تر شدن کانون خانواده‌ی شما کمک می‌کند. اگر صاحب فرزندان کوچک هستید، بهتر است تا یک یا دو بار در ماه با همسر خود وقت گذرانده تا به ازای آن والدین بهتری باشید؛ اگر فرزندان شما بزرگ هستند، یک بار در هفته به فکر برنامه‌های سرگرم کننده‌ای باشید که به همه‌ی اعضای خانواده این اجازه را می‌دهد که شاد باشند و در رابطه با هفته‌ای که گذرانده‌اند صحبت کنند و در کنار هم باشند.

علاوه بر آن شما می‌توانید داوطلبانه به عنوان یک خانواده به صورت ماهانه به فعالیت‌های اجتماعی بپردازید. هیچ چیز مانند تدارک غذا برای افراد بی‌خانمان یا خواندن کتاب برای کودکانی که در بستر بیماری هستند موجب قدردانی کودکان از آنچه که دارند نمی‌شود؛ این کار نه تنها شما را به عنوان اعضای خانواده به هم نزدیک می‌کند، بلکه درسی از زندگی برای فرزندان است که هیچ‌گاه فراموش نخواهند کرد. اگر فرزند نوجوان دارید می‌توانید برنامه‌‌های سرگرمی هفتگی خود را به ماهانه تغییر دهید. در هر صورت به یاد داشته باشید که حداقل هر ماه یا بیشتر زمانی را به گذراندن وقت با زوج و خانواده‌ی خود اختصاص دهید. اگر به این اهداف پایبند باشید، از تأثیر آن روی وضعیت خانواده‌ی خود‌ شگفت‌زده خواهید شد.

اهداف مالی

اهداف مالی می‌تواند عوامل مختلفی را پوشش دهد. اگر می‌خواهید عادت‌های مالی روزانه‌ی خود را مدیریت کنید یا مقداری سرمایه برای دوران بازنشستگی پس‌انداز کنید، یعنی به فکر اهداف مالی هستید. قسمت جالب آن است که شما بدون توجه به میزان درآمد خود یا هدف دیگری که دارید می‌توانید برای خود اهداف مالی مشخص کنید. در حقیقت در صورتی که به اهداف مالی خود دست‌ یابید، اهداف دیگر شما نیز با احتمال بالاتری تحقق خواهند یافت. همچون سایر اهداف در زمینه‌های دیگر،‌ اگر شما برای خود اهداف مالی کوتاه مدت و بلند مدت مشخص کنید، هنگام دست‌یابی به آن‌ها احساس بهتری خواهید داشت.

تصور کنید که یکی از اهداف شخصی شما مصرف کمتر سیگار جهت زندگی سالم‌تر باشد؛ هنگامی که این تصمیم را بگیرید مقدار پول کمتری برای خرید سیگار خرج خواهید کرد و در نتیجه مقدار سرمایه‌ی بیشتری برای پس‌انداز کردن خواهید داشت که مصداقی مناسب برای دستیابی به اهداف مفید به طور همزمان است.

سایر اهداف مالی شامل پرداخت بها همچون پرداخت قسط‌های وام دانشجویی می‌شود. شما همیشه می‌توانید برای اینکه درآمد خود را مقداری افزایش دهید، به راحتی مشغول کارهای پاره‌ وقت شوید؛ کافیست هر ماه به صورت آنلاین به دنبال آن‌ها بگردید.

اهداف ذهنی

از مثال‌های اهداف فکری می‌توان به شرکت در کلاس‌های مختلف یا کتاب خواندن به صورت ماهانه و به طول یک‌ سال اشاره کرد. این اهداف به آسانی تحقق می‌پذیرند. به عنوان مثال اگر شما به دانشگاه می‌روید یا کتاب‌هایی در زمینه‌ی خودیاری مطالعه می‌کنید، در کلاس‌های آنلاین شرکت می‌کنید یا حتی از طریق کلاس‌های کتاب‌خانه‌ی محله‌ی خود در حال تعلیم دیدن برای کار کردن با کامپیوتر هستید، به این معناست که شما در حال کار کردن روی اهداف ذهنی خود هستید. هیچکس همه‌ چیز را نمی‌داند و داشتن اطلاعات زیاد هیچ‌گاه به شما صدمه‌ نمی‌زند. کتاب بخوانید، در کلاس‌های آموزشی شرکت کنید و هر کار لازم برای کسب اطلاعات در هر زمینه‌ای که علاقه دارید، انجام دهید. مهم آن است که خود را همیشه سرگرم یادگیری کنید؛ چراکه این موضوع در زمینه‌های دیگر زندگی نیز به شما کمک می‌کند.

اهداف بلند مدت

اهداف بلند مدت به آینده تعلق دارد و مربوط به یک‌ سال آینده یا بیشتر می‌شود. این اهداف می‌تواند در هر یک از زمینه‌های مربوط به خانواده، نوع زندگی، شغل،‌ بازنشستگی و سایر زمینه‌ها قرار داشته باشد؛ اما باید مرحله به مرحله و پس از گذراندن هر قسمت از زندگی تحقق یابد. مثال‌هایی از اهداف بلندمدت عبارت‌اند از گرفتن مدرک فوق لیسانس، بازنشستگی در ۵۵ سالگی، خریدن خانه یا راه‌اندازی یک ماراتن؛ پیش از دست‌یابی به این اهداف باید قدم‌هایی بردارید (مانند  رفتن به مدرسه، تعلیم دیدن، به سختی کار کردن و …) اما چنین هدف‌گذاری‌هایی به شما انگیزه می‌دهد. اهداف بلندمدت می‌تواند برای ده، بیست و یا حتی چهل سال آینده برنامه‌ریزی شود و شامل دو نوع اصلی است که به توضیح آن‌ها می‌پردازیم.

  • اهداف پایه‌ای: این اهداف برای دست‌یابی به اهداف اصلی زندگی بسیار مهم‌اند. به طور معمول محقق‌ شدن این دسته از اهداف یک تا دو سال طول می‌کشد. رفتن به مدرسه‌ی پزشکی،‌ اتمام دوره‌ی کار‌آموزی و پس‌انداز کردن مقدار مشخصی پول جز مثال‌هایی از این اهداف هستند. در حقیقت اهداف پایه‌ای همچون سنگ‌های اولیه هستند که اهداف زندگی روی آن‌ها بنا می‌شود.

  • اهداف زندگی: اهداف زندگی اهداف بزرگی هستند که شما به دنبال تحقق آن‌ها در طول زندگی هستید. به طور کلی انتظار می‌رود که این اهداف طی ده‌سال یا بیشتر تحقق یابند. مربی‌گری حرفه‌ای بسکتبال، فارغ‌التحصیلی، خریدن‌خانه یا بازنشستگی در فلوریدا از جمله مثال‌هایی برای این اهداف هستند که همچنین می‌توانند به هر نوع هدف دیگری از اهداف خانوادگی تا مالی وابسته باشند. این اهداف بسیار مهم و بامعنا هستند و برای دستیابی به آن‌ها باید تمرکز زیادی داشته باشید.

اهداف مربوط به رشد شخصی

این اهداف کلی‌ است و عمدتاُ اهداف شخصی مریوط به رشد و سلامتی را در بر می‌گیرد. حتی اگر هدف شما از رشد شخصیتی ازدواج کردن یا صاحب فرزند شدن است، به راحتی می‌توانید به آن‌ها دست‌یابید؛ به یاد داشته باشید که این دسته از اهداف نسبت به سایر آن‌ها از جهت شخصی بودن متفاوت است. این اهداف مهمترین کار‌هایی هستند که شما می‌خواهید برای تبدیل شدن به فرد مورد تظرتان در زندگی انجام دهید و به شغل یا کسب و کار شما مربوط نمی‌شود.

نکته‌ی حائز اهمیت مربوط به این اهداف آن است که شما ابتدا باید این هدف‌ها را همچون هر انسان دیگری داشته باشید. تلاش کردن برای شغل‌تان هیچ‌گاه به شما صدمه نمی زند، اما شما کار کردن روی خودتان را نیز نباید فراموش کنید. اگر شما این اهداف را داشته باشید، حتی اگر زندگی آن طور که شما انتظارش را دارید جلو نرود، می‌توانید با انگیزه و لذتی که تنها به شغل‌تان مربوط نمی شود زندگی کنید. به یاد داشته باشید که این اهداف بسیار ارزشمندند و در نهایت همیشه برای شما مفید‌ خواهند بود.

اهداف فیزیکی

اهداف فیزیکی موجب خوش‌اندام شدن شما شده و شامل برنامه‌هایی همچون کش و قوس دادن به بدن به مدت ۵ روز، سه روز در هفته ورزش و وزنه برداری کردن و … می شوند. شما برای رسیدن به این اهداف می‌توانید در کلاس‌های ورزشی شرکت کنید یا هر روز به مقدار مشخصی بدوید تا برای دوی مارتن ۵ کیلومتر آماده شوید. این اهداف می‌توانند شامل برنامه‌های فیزیکی دیگری همچون مراقبه و مدیتیشن یا تمرینات تنفسی و ایروبیک نیز بشوند.

برای اینکه اندام مناسبی داشته باشید به این چهار دسته ورزش احتیاج دارید: ایروبیک هوازی، ورزش‌های قدرتی و ورزش‌هایی برای تعادل و انعطاف پذیری. لازم نیست برای انجام دادن هرکدام از آن‌ها به مراکز ورزشی بروید چراکه DVDها و برنامه‌های تلویزیونی برای آمورش خانگی‌ آن‌ها وجود دارد. می‌توانید به آسانی برای هر یک از اهداف فیزیکی خود روشی جهت تحقق از طریق ورزشگاه یا خانه پیدا کنید. اگر به دنبال روشی برای شروع می‌گردید، جست و جو در اینترنت بهترین راه است.

اهداف کوتاه مدت

کم کردن ۵ کیلو وزن، مشغول شدن به یک کار تابستانه یا رنگ کردن حال، همگی مثال‌هایی از این دسته اهداف است. اهداف کوتاه مدت همچنین می‌تواند به سه دسته تقسیم شود:

  • اهداف فراهم‌سازی: با اینکه این دسته جزيی از اهداف کوتاه‌مدت است، اما به شما کمک می‌کند که به اهداف بلندمدت دست‌ یابید. این اهداف نیز مانند سنگ‌هایی اولیه‌ای هستند که اندازه گیری میزان پیشرفت شما روی آن‌ها بنا می‌شود و بهتر از آن‌ها را ابزاری برای اهداف بلند مدت در نظر بگیرید.

  • دسته‌ی دوم اهدافی هستند که انتظار می‌رود طی یک سال یا کمتر تحقق یابند و در حقیقت پیشرفت‌های روانی هستند؛ همچون یادگیری اجرای تعداد معینی آهنگ با پیانو، پس‌انداز کردن برای سینمای خانگی و غیره. این اهداف می‌توانند اهدافی باشند که قبل از رسیدن به اهداف پایه‌ای تحقق می‌یابند.

  • اهداف موقت: این اهداف از اهداف کوچک پایه‌ای تا اهداف بزرگ‌تر دسته‌بندی می‌شوند و شما می‌توانید بیشتر آن‌ها را طی یک‌ماه به تحقق برسانید. روی این اهداف باید به صورت روزانه کار شود مانند گرفتن نمره‌ی ریاضی بالا در آزمون بعدی، یا حتی موارد ساده‌تری مانند تمام کردن پروژه‌های مدرسه و تمییز کردن زیرزمین.

اهداف اجتماعی

اهداف اجتماعی تنها به معنی شرکت در جمع‌ها و برقراری ارتباط بیشتر با  دیگران نیست. این اهداف نتایج مشخص و معلومی دارند. امروزه دو نوع هدف‌گذاری اجتماعی وجود دارد که انسان به دنبال تحقق آن است و از آن سود می‌برد، انجام کارهای داوطلبانه و اهدا کردن و بخشش به مسائل مورد اهمیت شما در جامعه.

فرصت‌های زیادی برای انجام کارهای داوطلبانه وجود دارد که به شما مهارت‌های ارزشمندی می‌آموزد. می‌توانید فعالیت‌های خود را از جایی که به آن علاقه دارید مانند یگان‌های آتش‌نشانی، بیمارستان‌ها، خانه‌ی سالمندان، سازمان‌های مخصوص کودکان، محیط زیست و … شروع کنید. شما می‌توانید یک روز در هفته، ماه و یا کمتر به فعالیت‌های داوطلبانه بپردازید؛ هر بار که به این مراکز جهت انجام فعالیت‌های اجتماعی مراجعه کنید، احساس غرور می‌کنید و البته  لذت را تجربه خواهید کرد. این اهداف همچنین می‌توانند موجب تحقق چندین هدف به طور هم‌زمان نیز بشود؛ مانند اهداف شغلی از آن جهت که شما در کارتان در حال یادگیری مهارت‌هایی هستید که می‌توانید در موقعیت‌های متفاوت از آن‌ها استفاده کنید، رشد شخصیتی که به شما اجازه می‌دهد تا از جهات مختلف رشد کنید و حتی اهداف معنوی در صورتی که فعالیتی که داوطلبانه به آن مشغول شده‌اید مربوط به دین یا مذهب باشد.

همیشه فعالیت‌های داوطلبانه برای افرادی که قصد انجام کارهای اجتماعی دارند وجود دارد. از راه‌های دیگر انجام این نوع فعالیت‌ها کمک کردن به نهادهای مورد علاقه‌تان است. سازمان‌های غیرانتفاعی زیادی برای انجام کارهای ابتدایی مانند خدمات اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و حتی کمک به حیوانات احتیاج به داوطلب دارند. نهادهای غیرانتفاعی به سرمایه و وقت به طور همزمان احتیاج دارند؛ پس اگر برای کمک به آن‌ها وقت ندارید می‌توانید کمک مالی را در نظر بگیرید. اگر مطمئن نیستید که بهتر است از کجا شروع کنید سؤال‌های زیر را برای خود مطرح کنید:

  • آیا هم‌اکنون به خیریه‌ای کمک می‌کنید؟ اگر پاسخ بله است چه مقدار و هر چند وقت یک بار این کار را انجام می‌دهید؟

  • آیا برای اجتماعات محلی خود فعالیتی می‌کنید؟

  • آیا احساس می‌کنید به انداره‌ی کافی برای جامعه مفید هستید؟ چگونه؟

  • آیا شم اجتماعی بالایی دارید؟

  • هر چند وقت یک‌بار فعالیت‌های داوطلبانه انجام می‌دهید؟

اگر به دنیال توسعه‌ی اهداف اجتماعی هستید، موارد ذکر شده بهترین نقطه برای شروع است.

اهداف معنوی

اهداف معنوی فقط به معنای عبادت بیشتر نیست. برای مثال اگر احساس می‌کنید طبیعت جزئی از مذهب شماست، پس وقت‌ گذراندن در فضای باز و مطالعه در رابطه با زمین و طبیعت نیز جزئی از این اهداف محسوب می‌شود. تصمیم‌گیری شما برای اینکه دوبار در ماه عبادت کنید یا هر هفته در فضای سبز وقت بگذرانید برای شروع بسیار مناسب است. بهتر است این فعالیت‌ها را ثبت کنید؛ چرا که ثبت آن‌ها موجب باز شدن ذهن شما می‌شود. بیشتر متخصصان غقیده دارند که انسان‌ها نیازهای متفاوتی دارند که نیازهای معنوی جز آن‌هاست. اگر نیاز معنوی شما احتیاج به آزادی دارد و شما به مذهب سازمان‌یافته‌ی خاصی علاقه ندارید،‌ شرکت در کلاس‌های مربوط به کتاب ادیان یا فعالیت دیگری که به آن علاقه‌مند هستید در نظر بگیرید. بیشتر انسان‌ها به نیروی مافوق اعتقاد دارند؛ پس شما نیز جستجو در این بعد از شخصیت‌تان را به خود بدهکار هستید؛ چرا که این دسته فعالیت‌ها اهدافی هستند که هیچ‌گاه از انجام آن پشیمان نخواهید شد.

هدف‌گذاری و تحقق یافتن اهداف

روش هدف‌گذاری SMART از روش‌های معروفی است که شامل پنج مرحله‌ی مجزا می‌شود که هر کدام آن‌ها برای دست‌یابی به اهدافتان حائز اهمیت هستند.

  • مجزا بودن. این مرحله‌ای است که موجب شکست بسیاری از افراد در اهداف‌شان شده، چراکه اهمیت نوشتن اهداف برایشان مبهم است. تا جایی که می‌توانید اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت را مجزا کنید و به سؤال‌هایی همچون: چه کسانی درگیر هدف می شوند، این اهداف کجا تحقق می‌یابند،‌ برای چه چیزی هدف‌گذاری می‌کنید و چه مدت زمان برای رسیدن به آن را نظر دارید، چه مواردی ممکن است جلوی شما را بگیرند و به چه دلیلی این هدف را انتخاب کرده‌اید پاسخ دهید.

  • قابل اندازه‌گیری بودن. اهداف باید قابل اندازه‌گیری باشند به همین جهت «اخذ مدرک کامپیوتر» هدف مناسب‌تری نسبت به «گرفتن مدرک» است، یا «کم کردن ۱۰ کیلو وزن تا قبل از سال نو» نسبت به «کم کردن وزن». اگر شما در رسیدن به هدف خود با شکست مواجه شدید دوباره تلاش کنید و در نظر داشته باشید که یک هدف‌گذاری مدت‌دار کرده‌اید.

  • قابل دست‌يابی بودن. این مرحله همچون مرحله‌ی بعدی به معنای واقعی بودن است و شامل روش‌هایی برای توسعه مهار‌ت‌ها و توانایی‌ها، رفتار‌ها، موقعیت مالی و توانایی شما برای رسیدن به اهدافتان می‌شود. اگر اهدافتان به اندازه‌ی کافی قابل پیش‌بینی باشد، با احتمال بیشتری به اهدافی که برای خود مشخص می‌کنید دست خواهید یافت؛ درحالی که اگر هدفتان دست‌نیافتنی باشد یا در یک بازه‌ی زمانی مشخص نشود، بهتر است آن‌ را فراموش کنید و به سراغ اهداف قابل دست‌یابی بروید.

  • مفید و واقعی بودن. باید این مرحله را جدی بگیرید. اگر شما ترک تحصیل کرده‌اید و انتظار دارید تا ۳۰ سالگی میلیونر شوید شانس بسیار کمی دارید. اگر هدف شما واقعی باشد، نماینده‌ی هدفی است که هم به شما انگیزه می‌دهد و هم شما را به تلاش برای آن وا‌ می‌دارد؛ در غیر این صورت شانس شما برای دست‌یابی به آن بسیار کم است. به دنبال رویاهای خود بروید، اما در نظر داشته باشید که رویا‌هایی وجود دارد که ممکن است هیچ‌گاه به آن دست‌نیابید.

  • محدودیت زمانی داشته باشد. همیشه برای اهداف خود محدودیت زمانی مشخص کنید و بجای اینکه فکر کنید روزی مدرک خود را اخذ می‌کنید بگویید مدرک خود را طی پنج سال آینده خواهید گرفت. بدون داشتن یک زمان مشخص شما مستعد تعلل بیشتری هستید که به این معناست که ممکن است هیچ‌گاه به هدف خود نرسید. فعالیت و محدودیت زمانی مجزایی را در نظر بگیرید تا احتمال موفقیت خود در رسیدن به اهدافتان را افزایش دهید.

منبع: popoptiq


نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها

بیشتر بخوانید  هوش موسیقیایی چیست؟

دیدگاه خود را بنویسید

11 − 11 =

دوره‌های جدید

اطلاعات تماس

تهران-نارمک خیابان شهید ثانی غربی خیابان برادران صادقی پلاک 1 واحد 12

تلفن: 02177940233

موبایل: 989392858923+

فکس: 02177940233

وب‌سایت: برنامه ریزی استراتژیک

نوشته‌های تازه