امروز ما قصد داریم تا سندروم انجام استراتژی را برای شما شرح دهیم و انواع سندروم انجام استراتژی را در شرکت‌های مختلف بررسی کنیم. این سندروم که با تحقیق بر روی چند صد شرکت متنوع صورت گرفته، توسط محققان و دانشمندان حوزه مدیریت استراتژیک مورد تحلیل نیز قرار گرفته است. فرایند انجام استراتژی یک فرایند بسیار حیاتی برای بالا بردن میزان اثر بخش بودن استراتژی‌های تدوین شده است که شما باید به آنها با دقت نگاه کنید. در ضمن، بهتر است که کلیه اقدامات برنامه ریزی شده را در بهترین حالت و شکل ممکن به اتمام برسانید. امروز ما در این مورد توضیحات مفصلی را در اختیار شما قرار  می‌دهیم.

معرفی انواع سندروم انجام استراتژی

سندروم انجام استراتژی نشانه‌هایی هستند که در سیستم و شرکت قرار گرفته و فرایند انجام استراتژی را به طور کامل محدود یا مسدود می‌کنند. آنها  می‌توانند استراتژی را به گونه‌ای تحت تاثیر قرار دهند که سندروم نامیده شود. سندروم انجام استراتژی عوامل بیماری‌زای سازمانی به حساب می‌آیند که فرایندهای مربوط به انجام استراتژی را تحت تاثیر خود قرار  می‌دهند. آنها می‌توانند شانس انجام موفقیت آمیز استراتژی را تا حد بسیار زیاد و قابل توجهی کاهش دهند. معمولا این موارد مشکل به حساب می‌آیند، ولی تغییر آنها یک کار به شدت دشوار و تقریبا غیر ممکن است. طبق تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است، اصطلاح سندروم به مجموعه‌ای از ویژگی‌های قابل تشخیص بالینی یا نشانه ها و علائم گزارش شده گفته می‌شود که با هم ظاهر می‌شوند.

این عوامل می‌تواند به شدت خطرناک و آسیب زا باشند. البته که همیشه برای درمان سندروم انجام استراتژی شما نمی‌توانید از دارو استفاده کنید. شما باید مجموعه‌ای از اقدامات خاص را به کار گیرید تا مشکلات حل شود. انواع سندروم انجام استراتژی می‌تواند اثرات قفل شده‌ای داشته باشد. سازمان‌ها طی زمان‌های متنوع این اثرات را برای افراد ایجاد می‌کنند. سندروم‌ها می‌توانند نشانه‌های ویژه‌ای باشند که با همدیگر رفتار خاصی را تشکیل می‌دهند.

این رفتار معمولا برای شرکت و سازمان مورد نظر ویرانگر بوده و به آن آسیب‌های جدی وارد می‌کند. این سندروم فعالیت‌ها و فرایند‌های اصلی شرکت شما را منحرف کرده و به آنها آسیب وارد می‌کند. چرا که فرایند انجام استراتژی عمومی معمولا در هر بازه زمانی، یک تاثیر خاص دارد. یک استراتژی می‌تواند نسبت به دیگر استراتژی‌ها خیلی بهتر و دقیق‌تر تفسیر شود. گاهی اوقات یک استراتژی کمبود منابع داشته و دیگر انواع استراتژی منابع زیادی در اختیار دارند.

این سندروم در چه دسته‌بندی‌هایی تقسیم  می‌شود؟

انواع سندروم انجام استراتژی می‌تواند موضوعات پیکربندی سازمان‌ها را به صورت مستقیم مورد هدف قرار دهد و معمولا ساختار پایدار و ثابتی دارد. این سندروم‌ها  می‌توانند در طول زمان متغیر هم باشند. به علت دارا بودن سرعت پایین، معمولا سندروم های اجرا از سندروم های فرضیه‌ای جدا می‌شوند. در ادامه شما  می‌توانید برخی از سندروم‌هایی را که توسط محققان کشف شده‌اند را مشاهده کنید. این سندروم‌ها همگی به شدت پر اهمیت هستند و شما باید به آنها توجه ویژه‌ای داشته باشید.

  • سندروم مقاومت
  • سندروم انگیزه
  • سندروم جهنم توسعه
  • سندروم فکر گروهی
  • سندروم تحت عملکرد

بررسی اولین مورد لیست انواع سندروم استراتژی، سندروم مقاومت

دو محقق با نام کاپلان و نورتون که کاشف سندروم انجام استراتژی در نوع مقاومت بوده‌اند، این سندروم را خیلی جالب شرح می‌‌دهند. این دو فرد می‌گویند که کارمندان همیشه در برابر تغییر مقاومت می‌کنند. بیشتر سازمان‌ها تجربه زیادی از پروژه‌های شکست خورده دارند. معمولا مدیران و مسئولان دریافته‌اند که انجام یک استراتژی، یک مسئولیت پر تلاش است. ولی در هنگام شکست در استراتژی، معمولا با یک ادعا و باور غلط، آن را توجیه می‌کنند. مدیران می‌گویند که کارمندان در برابر تغییر مقاومت زیادی از خود نشان می‌دهند. اما با این وجود، این امر می‌تواند مفهوم سختی را برای شما ایجاد نماید.

مدیران ارشد اغلب فرض  می‌کنند که افراد در مقابل تغییر قرار می‌گیرند. طبق نظر لینتز و را، مقاومت می‌تواند به مقاومت فعال و غیر فعال یا زیر زمینی تقسیم شود. هر کدام از این موارد یک سری ویژگی‌های خاص داشته و بر روی سازمان و شرکت شما به نحوی خاص تاثیرگذار هستند. مقاومت فعال به افرادی مرتبط  است که به صورت آشکار در مورد تغییرات سوال خواهند کرد. آنها می‌توانند فقدان حمایت از تغییر را از خود نشان دهند. مقاومت غیر فعال به افرادی مربوط  می‌شود که می‌توانند در ابتدا از تغییر حمایت کنند و در هنگام ایجاد تغییر، مقاومت زیادی را از خود نشان می‌دهند. پس، سندروم مقاومت می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد و مدیران ارشد و مسئولان باید به آن توجه ویژه‌ای داشته باشند. در غیر این صورت، شرکت و سازمان مورد نظر شما با مشکلات جدی رو به رو خواهد شد.

بررسی دومین مورد پر اهمیت، سندروم انگیزشی

در بین انواع سندروم انجام استراتژی، سندروم انگیزشی به شدت پر اهمیت بوده و می‌تواند بر روی فعالیت‌های مد نظر شما تاثیر گذار باشد. هنگامی که کارمندان و کارکنان شما حس می‌کنند که در استراتژی مالکیت ندارند، هیچ انگیزه‌ای هم برای انجام آن نخواهند داشت. این مشکل یکی از رایج‌ترین مشکلاتی است که سازمان‌های مختلف با آن می‌توانند دست و پنجه نرم کنند. جامعه روانشناسی به صورت عمومی تایید کرده است که انگیزه یک محرک کلیدی در رفتار انسان به حساب می‌آید. هر چیزی که به ما انگیزه کافی می‌دهد، باعث می‌شود تا ما راحت‌تر به حرکت در مسیر تعیین شده ادامه دهیم. در نتیجه، برای انجام یک استراتژی در بهترین حالت، شما باید به کارمندان و کارکنان خود انگیزه کافی برای کار را بدهید. در غیر این صورت، استراتژی متوقف شده و با شکست مواجه  می‌شود.

اگر بخواهیم انگیزه را در سندروم انگیزشی برای شما شرح دهیم، باید بگوییم که انگیزه عبارت است از دلیل کسی برای تعامل در یک رفتار ویژه. طبق نظر گین، انگیزه به چند مورد خاص اشاره دارد. از جمله این موارد می‌توان به شروع، جهت گیری، شدت و مقاومت رفتار انسانی اشاره کرد. به علاوه همه این موارد، باندورا درباره مفهوم خود کار آمدی هم صحبت کرده است. این مسئله می‌تواند به قابلیت‌های انسان برای سازماندهی و اجرای دوره‌های فعالیت مورد نظر برای دریافت یک نتیجه مشخص اشاره دارد.

بررسی دقیق تر سندروم انگیزشی

سندروم انگیزشی به موقعیتی اشاره  می‌کند که شرکت و سازمان مورد نظر بر اثر یک کمبود انگیزه، در انجام و به اتمام رساندن استراتژی‌های مورد نظر با مشکلات و شکست مواجه می‌شود. همانطور که شما می‌توانید در این بحث مشاهده کنید، پاداش‌ها و انگیزه‌ها به اهداف اجرایی خاصی که افراد می‌توانند آنها را کنترل کنند، بستگی خواهد داشت. همچنین، سازمان باید مطمئن باشد که با درگیری افراد در برنامه ریزی به علاوه فرایند انجام، آنها احساس کنند که استراتژی را در مشت خود دارند.

یک سازمان با توجه به در نظر گرفتن مباحث مربوط به سندروم انگیزشی و برطرف کردن آن، می‌تواند موفقیت زیادی را به دست آورد. این سازمان می‌تواند شانس و احتمال موفق شدن خود را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد. همچنین، انجام استراتژی می‌تواند شامل اداره رد متغیرهای خاص همچون انگیزه و تعهد کارکنان، ارزش‌ها و فرهنگ‌های سازمان، رفتار و قدرت رهبر و غیره باشد. انجام استراتژی به تخصیص مناسب مالی، نیروی انسانی و مواد اولیه خاص نیاز دارد. تخصیص سرمایه می‌تواند یک رویه و راه مناسب برای از بین بردن مشکلات مالی مربوط به سندروم انگیزشی باشد.

تاثیر منابع مالی در انواع سندروم انجام استراتژی

سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف با دقت بر روی منابع مالی و پیش بینی نیازهای شرکت از نظر مالی، می‌توانند از کفایت منابع در دسترس مطمئن شوند. به طور کلی سازمان‌ها باید موانع اجرای استراتژی و چالش‌های انجام استراتژی را شناسایی کنند. در مرحله بعد، سازمان‌های مورد نظر شما باید همه این موارد را رفع کند. دارا بودن یک درک روشن از موضع، باعث می‌شود تا سازمان شما پیشرفته‌تر بشود. به عنوان مثال، چشم انداز و استراتژی‌های مبهم، نبودن همسویی سازمانی و عدم پیوند فرایند برنامه ریزی با استراتژی و … از جمله مواردی هستند که می‌توانند مشکلات خاصی را ایجاد کنند. توجه به رهبری باعث می‌شود تا اجرای استراتژی خیلی بهتر انجام شود. در ضمن، سازمان نیازمند افراد نتیجه محور در سراسر سیستم‌های خود است. افرادی که می‌توانند برای آن بازدهی داشته باشند.

برای بررسی انواع سندروم انجام استراتژی و حل آنها، شما باید بتوانید همه ملزومات اجرای موفق را شناسایی کنید. سپس آنها را در سیستم کسب و کار یا شرکت خود قرار دهید تا با هیچ مشکل خاصی مواجه نشوید. پیوند دادن استراتژی با عملیات یعنی اتصال فعالیت‌های تاکتیکی برای قرار گرفتن در مسیر دستیابی به اهداف طولانی مدت.

بررسی سومین مورد انواع سندروم انجام استراتژی، سندروم های جهنم توسعه

این مورد از انواع سندروم انجام استراتژی می‌تواند به شدت پر اهمیت باشد. ناتوانی و نبودن هماهنگی میان مدیران یک شرکت می‌تواند استراتژی را در فرایند برنامه ریزی به صورت دائمی نگه دارد. اصطلاح جهنم توسعه که مربوط به زبان عامیانه هالیوود برای فیلم یا یک برنامه تلویزیونی است، مربوط به توسعه نیافتن و وارد نشدن استراتژی به چرخه تولید است. مطمئنا این سندروم مشکلات متعددی را بر سر راه استراتژی قرار می‌دهد، چرا که استراتژی هیچگاه به طور کامل شکل نمیگیرد. فقط مدیران و مسئولان فعال در این زمینه آن را مدیریت می‌کنند. شما باید از خود بپرسید که چه چیزی استراتژی را روی تخته نگه می‌دارد؟ چه چیزی است که استراتژی را در مسیر انجام قرار می‌دهد؟ آشکارترین دلیلی که می‌توان برای مشکلات استراتژی مطرح کرد، ناتوانی کارکنان است.

هنگامی که کارکنان نتوانند فعالیت‌های مد نظر شما را به اتمام برسانند، شما با مشکلات جدی مواجه خواهید شد. محققی با نام هربینیاک مفهوم جالبی را در این زمینه ایجاد کرده است. هربینیاک گفته که مدیران برای برنامه ریزی آموزش داده می‌شوند، نه برای انجام. همانطور که در قسمت های قبل تر اشاره کردیم، بیشتر دوره ها و مقالات در زمینه استراتژی فرایند انجام استراتژی را نا دیده میگیرند. آنها معمولا سازمان ها، مدیران و کارمندانی را که برای انجام استراتژی کاربرد دارند، ناتوان می‌نامند. البته که چند سندروم دیگر هم وجود دارد که  میتوانند عامل ایجاد سندروم جهنم توسعه باشند.

بررسی چهارمین مورد در لیست، سندروم فکر گروهی

دیگر مورد از انواع سندروم انجام استراتژی سندروم فکر گروهی است. تاکید بیش از اندازه بر تصمیم گیری و بالا بردن اعتماد به نفس بیش از حد، می تواند موفقیت شتاب زده را برای شما ایجاد کند. این مسئله که در اثر تصمیم شتاب زده ایجاد می شود سازمان را کور کرده و نتایج ضعیفی را در هنگام تصمیم گیری ایجاد می نماید. فرایند انجام استراتژی شامل محدوده وسیعی از تصمیم های مختلف است که باید به منظور اجرای استراتژی اتخاذ شوند. تصمیم گیری گروهی افراد با همدیگر، جستجو در اطلاعات، مفروضات چالش، شک و ارزیابی از جمله مواردی هستند که در این زمینه شما باید به آنها توجه ویژه ای داشته باشید تا با هیچ مشکل خاصی مواجه نشوید.

اما با این وجود، اکثر مقاله های نگارش شده بر این مسئله تاکید دارند که به علت کمبود اطلاعات، درک ضعیف از روابط موجود میان علت و معلول و غیره، گروه ها وظایف خود را خیلی کم به اتمام می رسانند. شرکت ها معمولا زمانی را برای آماده سازی سازمان صرف نمی کنند. در عوض آنها معمولا از مرحله تشکیل استراتژی به صورت مستقیم به سراغ اجرای استراتژی می روند.

بررسی آخرین مورد از انواع سندروم انجام استراتژی، سندروم تحت عملکرد

آخرین مبحثی که امروز ما قصد بررسی آن را داریم، سندروم تحت عملکرد است. این سندروم که می تواند مربوط به شکست های پی در پی باشد هم به شدت پر اهمیت است. شکست های پیوسته در انجام یک استراتژی و تاکید بر روی اجتناب از اخطار پرورش، یک فرهنگ تحت عملکرد را ایجاد می کند. پیش نیاز اساسی سیستم تحت عملکرد این است که فرهنگ نقش مهمی را در استراتژی های مختلف ایفا کند. فرهنگ باید بر روی عملکرد به صورت مستقیم تاثیر داشته باشد. برای درک اینکه چرا فرهنگ بر روی عملکرد تاثیر می گذارد، باید در ابتدا نگاهی به تعریف فرهنگ داشته باشید.

فرهنگ به مجموعه ای خاص از ارزش ها و دیدگاه ها گفته می شود که میلی برای یک فرد برای انجام یک فعالیت خاص را ایجاد می کنند. طبق نظر افراد متخصص در این زمینه، فرهنگ یک جزء مجرد است که همیشه با تصورات، ارزش ها، سیستم های پاداش ها و محیط های فیزیکی می تواند اجزای اصلی سازمان را احاطه کند. این مبحث در ابتدا توسط لویت مطرح شد. به نظر نمی رسد که این مسئله کاملا درست باشد. صاحب نظران اعتقاد دارند که انگیزه و کنترل نیز اجزای کلیدی رفتار فرهنگی هستند. این جمله به آن معنا است که فرهنگ با همان چیزی شکل می گیرد که افراد فعال در یک سازمان به آن معتقد هستند. منظور از اعتقاد همان ارزش ها و تصورات است. در نتیجه، سیستم پاداش و سابقه شرکت مورد نظر شما می تواند قسمتی از فرهنگ اصلی سازمان باشد.

 

نوشته‌های تازه

بیشتر بخوانید  چگونه کارها را اولویت‌بندی کنیم؟

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها