برنامه عملیات مدیریت کسب‌وکار به هدایت آینده یک سازمان کمک می‌کند.

برنامه عملیات برنامه عملیات مدیریت کسب‌وکار به هدایت آینده یک سازمان کمک می‌کند. این اساس تمام تصمیمات آینده است که بر همه چیز از بودجه تا اهداف تجاری استراتژیک و تحقق ماموریت اصلی شرکت تاثیر می‌گذارد. به هدایت آینده یک سازمان کمک می‌کند. این اساس تمام تصمیمات آینده است که بر همه چیز از بودجه تا اهداف تجاری استراتژیک و تحقق ماموریت اصلی شرکت تاثیر می‌گذارد. یک پروژه استراتژی عملیاتی هدف یک سازمان را تعریف می‌کند و مدیریت را مسئول سهامداران گروه، از داوطلبان و سرمایه گذاران به کارمندان و مشتریان نگه می‌دارد.

برای گام گذاشتن در مدیریت کسب‌وکار درست، اهداف تیم مدیریت را مشخص کنید. اهداف باید شامل ماموریت و ارزش‌های شرکت باشند. از زمان پروژه هوشمندانه استفاده کنید و اهداف کوتاه‌مدت و بلند مدت را در حالی که تیم پروژه را تشکیل می‌دهید، ایجاد کنید. اهداف ۵ و ۱۰ ساله را تنظیم کنید. اغلب، برنامه‌ریزی استراتژیک برای عملیات کسب‌وکار منجر به یک بیانیه ماموریت می‌شود که می‌تواند توسط گروه مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت کسب‌وکار

ساختار عملیاتی فعلی را ارزیابی کنید. شامل ارقام مالی مانند نتایج فروش و یا تعداد مشتریان آن باشد. به ساختار مدیریت، شیوه‌های استخدام، مدیران و ارقام نگهداری کارکنان و بررسی عملکرد شغلی نگاه کنید. انجام یک حسابرسی داخلی از منابع شامل فناوری و تجهیزات دیگر. استانداردهای صنعت را مطالعه کرده و کسب‌وکار خود را با ساختارهای عملیاتی مدل‌های کسب‌وکار مشابه مقایسه کنید. بررسی کنید و بازخورد مشتری را آنالیز کنید تا بفهمید چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی از دید آن‌ها کار نمی‌کند.

نقشه‌ای را مشخص کنید که هر بخش و مدیر در دستیابی به اهداف عملیاتی کسب‌وکار تعریف‌شده در پروژه استراتژی بازی ‌کند. برای آموزش زمان مناسبی را مشخص کنید. اهداف حفظ کارمندان و درجه‌بندی رضایت مشتری را با انتظارات از تاریخ‌ها و اعداد مشخص کنید.

فرآیندهایی برای ارزیابی و مرور پیشرفت اقدامات استراتژیک ایجاد کنید؛ ایجاد یک مدیر یا حسابرس برای بررسی انطباق مدیریت با الزامات عملیاتی. نتایج را با ارزیابی‌های انجام‌شده در طی فرآیند برنامه‌ریزی برای بررسی بهبود مقایسه کنید.

تیم مدیریت کسب‌وکار رخ می‌تواند راهنمای‌های لازم را در این زمینه به شما ارائه دهد. کافی است با ما تماس بگیرید.

مدیر ISO چیست؟

برای داشتن مدیریت کسب‌وکار موثر عوامل متعددی لازم است.

سازمان بین‌المللی استانداردسازی در حال توسعه و حفظ استانداردهای ISO برای بخش‌های صنعتی، فنی و مالی است. یک مدیر ISO استانداردهای ISO مرتبط را در سطح شرکت اجرا می‌کند.

شرح شغل

یک مدیر ISO تضمین می‌کند که شرکت با استانداردهای مربوطه ISO و دستورالعمل های مربوط به مدیریت کیفیت، مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی و مدیریت ریسک مطابقت دارد. مدیر ISO سیستم مدیریت ISO شرکت را توسعه، بررسی و نگهداری می‌کند.

وظایف

یک مدیر ISO، امنیت کار را مدیریت می‌کند، بازرسی‌های کنترل کیفیت را انجام می‌دهد و سیستم‌های داخلی و خارجی را حسابرسی می‌کند. مدیر ISO تصمیمات مربوط به پذیرش کیفیت را اتخاذ می‌کند و این تصمیمات را به رهبران بخش ابلاغ می‌کند تا آن‌ها بتوانند اهداف و اهداف شرکت را پشتیبانی کنند.

گزارش‌ها

مدیر ISO معیارهای کیفیت کلیدی مربوط به عملکرد کسب‌وکار و همچنین یافته‌های تحقیق کیفیت را به رهبران ارشد گزارش می‌دهد. مدیر ISO می‌تواند به مدیر عامل یا مدیر منابع انسانی، بسته به ساختار سازمان، گزارش دهد.

چگونه گزارش تجزیه و تحلیل فاصله بین پیش‌بینی تا واقعیت را بنویسید

گزارش تحلیل فاصله بین پیش‌بینی تا واقعیت به دنبال معیار عملکرد یک سازمان در برابر استانداردها و اهداف موردنظر است. هر نوع سازمان یا کسب‌وکار می‌تواند به طور موثر با استفاده از روش تحلیل فاصله بین پیش‌بینی تا واقعیت تحلیل شود. با توجه به شش سیگما، تمام سازمان‌های موفق فرآیند جمع‌آوری داده‌ها را دارند و آن را در معرض تحلیل فاصله بین پیش‌بینی تا واقعیت کامل قرار می‌دهند. تجزیه و تحلیل فاصله‌ها در هنگام مرور عملکرد در تمام جنبه‌های یک سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. این موارد می‌توانند شامل موارد زیر باشند، اما به فناوری اطلاعات، توسعه کسب‌وکار، منابع انسانی و سازگاری قانونی محدود نمی‌شوند. برای داشتن مدیریت کسب‌وکار موثر این گزارش هم اهمیت ویژه‌ای دارد.

دستورالعمل

آنالیز این که چگونه داده‌های مرتبط با عملکرد در هر گروه سازنده متشکل از سازمان شما مقایسه می‌شوند. هر زمان که امکان پذیر باشد، اعداد هدف را مشخص کنید و از ورود ارزیابی‌های ذهنی به مدل تحلیل شکاف خود اجتناب کنید. کاستی در هر مرحله از کسب‌وکار در برابر اهداف منتشر شده را شناسایی کنید. کمیت در شرایط ملموس، میزان هر یک از معایب را نشان می‌دهد.

معین کنید که آیا منابع کافی در داخل سازمان برای رسیدن به اهداف وجود دارند یا خیر. داده‌های عملکرد فردی را مورد مطالعه قرار دهید تا اطمینان حاصل شود که آیا نقص منابع مربوط به کیفیت یا کمیت است یا خیر.

بخش‌های عملیاتی یک شرکت را توضیح دهید

یک شرکت تجاری نهادی است که هدف اولیه آن تحقق سود از فعالیت‌هایش است. این شرکت تولید، بازاریابی و توزیع را برای تولید و فروش محصولات با هم ترکیب می‌کند. بخش‌های مختلف برای بهبود مستمر کیفیت و افزایش سود کار می‌کنند.

مدیریت

مدیریت در محیط کسب‌وکار مدرن یک جز حیاتی برای ارزیابی مداوم و بهبود کیفیت محصولات و فرآیندهای لازم برای تحقق سود است. دیگر مدیران در تمام سطوح شرکت با کارمندان و سایر مدیران در تلاش برای ایجاد بهترین محصولات و خدمات با کم‌ترین هزینه ممکن با کارمندان و سایر مدیران درگیر هستند.

تولید

بخش تولید یک شرکت تجاری، محصول را به فروش می‌رساند. این شرکت مواد خام را دریافت می‌کند و کالاهایی را تولید می‌کند که به نهادهای تجاری دیگر و یا به عموم فروخته می‌شوند. این فرآیند به طور مداوم توسط کارکنان، مدیران و مهندسان برای حذف ضایعات و افزایش بهره‌وری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. متخصصان تعمیر و نگهداری تجهیزات مورد استفاده برای تولید محصول را حفظ و ایجاد می‌کنند.

فروش و توزیع

توزیع یک بخش حیاتی از تجارت مدرن است. کارکنان فروش و توزیع دستوراتی برای محصول دریافت می‌کنند و اطلاعات مربوط به تاسیسات تولید را ارسال می‌کنند. سپس کالا مستقیما به مشتری یا به یک مرکز توزیع انتقال داده می‌شود که محصول را به مشتریان یا به خروجی‌های خرده‌فروشی منتقل می‌کند.

شش سیگما و نقش آن در مدیریت کسب‌وکار

شش سیگما یک روش برای بهبود کیفیت با کاهش عیوب فرآیند است که در مدیریت کسب‌وکار اهمیت دارد. این اولین بار در عرصه تولید به عنوان یک تغییر در دیگر روش‌های کیفیت معرفی شد. در چند دهه گذشته، محبوبیت آن افزایش‌یافته است و در بسیاری از محیط‌های سازمانی و همچنین سازمان‌های غیرانتفاعی و مراقبت‌های بهداشتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. شش سیگما روی به حداقل رساندن تغییرات فرآیند، درک و برآورده کردن انتظارات مشتری از کیفیت و استفاده از داده برای تصمیم‌گیری آگاهانه تمرکز دارد. افرادی که در شش سیگما کار می‌کنند، در مدیریت پروژه، مدیریت تغییر، و آمار و تجزیه و تحلیل داده‌ها، آموزش گسترده‌ای دریافت می‌کنند. آن‌ها همچنین در مورد روش DMAIC نیز یاد می‌گیرند، یک رویکرد برای پروژه‌های بهبود فرآیند که شامل پنج مرحله سیستماتیک می‌شود: تعریف، اندازه‌گیری، آنالیز، بهبود و کنترل.

تاریخچه

شش سیگما در بخش تولید در موتورولا در دهه ۱۹۸۰ شروع شد. سپس به طور عمومی شروع به کار در جنرال‌الکتریک کرد که در آن برای استفاده در کاربردهای خدماتی تطبیق داده شد.

فلسفه

شش سیگما براساس اصولی است که به حداقل رساندن نقص برای تضمین کیفیت حیاتی است، که مشتریان آنچه را که واقعا کیفیت است تعریف می‌کنند و این تصمیمات باید براساس اطلاعات بجای اعتقادات و یا مدارک روایی انجام شود.

مزایا

شش سیگما به سازمان‌ها اجازه می‌دهد تا به طور موثر فرآیندها، شناسایی و مقابله با علل مشکلات و افزایش رضایت مشتریان، کارمندان و سایر ذینفعان را ارزیابی و درک کنند.

نقش‌ها

کمربندهای سیاه تمام‌وقت خود را صرف اجرای پروژه‌های بهبود فرآیند و کمک به رهبران با درک و اجرای اصول شش سیگما می‌کنند. کمربندهای سبز این بار این کار را انجام می‌دهد، و یک مدیر کیفیت بر برنامه شش سیگما نظارت دارد.

روش‌ها

شش سیگما از انواع گسترده‌ای از تکنیک‌ها برای درک و مدیریت فرآیندها و ایجاد پیشرفت استفاده می‌کند. آن‌ها شامل تهیه نقشه‌های دقیق از یک فرآیند، طراحی آزمایش‌ها موثر خلاصه برای توصیف عملیات‌های تجاری در سطح بالا هستند.

ابزارهای تجزیه و تحلیل داده

شش سیگما استفاده از آمار و تحلیل داده‌ها را برای درک وضعیت و تایید علل ریشه‌ای و بهبود موثر ترکیب می‌کند. تیم‌های پروژه از انواع و معیارهایی برای انجام این کار استفاده می‌کنند و اعضای تیم یاد می‌گیرند که آن‌ها را به طور مناسب تفسیر کنند.

شرکت مشاوره مدیریت رخ با داشتن تیمی مجرب در زمینه مدیریت استراتژیک و برنامه‌ریزی استراتژیک و مدیریت کسب‌وکار می‌تواند سازمان و شرکت شما را در مسیری درست برنامه‌ریزی کند. مشاوران از ابتدای کار با شما هستند، تا بتوانید بهترین تجربه مدیریتی را داشته باشید.

منبع: bizfluent

نوشته‌های تازه

بیشتر بخوانید  ۱۸ شاخص کلیدی عملکرد در حوزه تولید و برنامه‌ریزی

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها