استراتژی تجاری که شرکتهای مختلف از آن استفاده میکنند، یکی از مهمترین عواملی است که به صورت مستقیم بر روی میزان کارایی سرمایه گذاری تاثیر میگذارد. این استراتژی مشخص کننده سطوح سرمایه گذاریهای اولیه نیز به حساب میآید. استراتژیهای آینده نگر و استراتژیهای تدافعی میتوانند به عنوان دو مثال استراتژی تجاری شناخته شوند. آنها شرکتها را در معرض سطوح متنوعی از سرمایه گذاری قرار میدهند. جالب است بدانید که نظارت، اختیارهای مدیریتی و غیره میتوانند در دریافت تصمیمهای سرمایه گذاری اهمیت داشته باشند.
هدف مقاله امروز ما بررسی تاثیرات استراتژی تجاری بر روی سرمایه گذاری شرکتهای مختلف است. امیدواریم که مقاله امروز ما مورد تایید شما بازدیدکنندگان عزیز باشد. اگر شما هم در زمینه استراتژی تجاری کنجکاویهای خاص خود را دارید، ادامه مقاله امروز ما را از دست ندهید.
روشهای بکار گرفته شده برای بررسی تحقیقات
فهرست مطالب
- 1 روشهای بکار گرفته شده برای بررسی تحقیقات
- 2 تعاریف مهم در استراتژی تجاری چیست؟
- 3 تقسیم بندی استراتژی تجاری از دیدگاه بزرگان طراحی استراتژی
- 3.1 مسیر استراتژیک سرمایه گذاری
- 3.2 نتیجه تأثیر استراتژی تجاری بر کارایی سرمایه گذاری
- 3.3 نتایج بررسی سرمایه گذاریهای مختلف در زمینه استراتژی تجاری
- 3.4 داشبورد فروش و بازاریابی – Sales Dashboard in Power BI
- 3.5 داشبورد منابع انسانی – HR Analytics in Power BI
- 3.6 بسته کامل فرم ها، شاخص ها و شرح شغل های کسب و کاری
- 3.7 داشبورد شاخص های کلیدی عملکرد تولید و برنامه ریزی | KPI
- 3.8 داشبورد مالی و بهای تمام شده – Working Capital in Power BI
- 3.9 قالب اکسل داشبورد درآمد و هزینه
- 3.10 قالب اکسل داشبورد مدیریت کارکنان
- 3.11 داشبورد کالاهای مصرفی تندگردش – Brand and Product Portfolio Analysis Power BI Template
- 3.12 قالب اکسل داشبورد مدیریت منابع انسانی
- 3.13 داشبورد تولید، برنامه ریزی تولید، نگهداری و تعمیرات
- 3.14 قالب داشبورد شاخص های مدیریت عملکرد منابع انسانی
- 3.15 داشبورد مدیریت فروش، مشتری، محصول، مالی و حسابداری
- 3.16 بسته کامل شرح شغلی برای سازمان ها و شرکت ها
اطلاعاتی که امروز ما در مورد استراتژی تجاری ارائه میکنیم، از دل یک سری تحقیقات ویژه استخراج شدهاند. این تحقیقات بر اساس رگرسیون لجستیک چند جملهای، دادهها و اطلاعات موجود درون 119 شرکت را مورد بررسی قرار دادهاند. این 119 شرکت در بورس اوراق بهادار در بازه زمانی 1380 تا 1394 فعالیت کردهاند.
یافتههای تحقیق
بر اساس یافتههای این تحقیق، شرکتهایی که استراتژی آینده نگر و بر پایه نوآوری را دنبال مینمایند، در پروژههایی که ریسک زیاد دارند سرمایه گذاری میکنند. در این شرکتها احتمال زیادی برای پیش سرمایه گذاری وجود دارد. در حالی که شرکتهای پیرو استراتژی تدافعی یا مبتنی بر کارایی بیشتر در معرض سرمایه گذاری کمتری قرار گرفته اند.
نقش استراتژی تجاری در ایجاد سود پایدار برای شرکت چیست
علاوه بر همه این مباحث، تحقیقات دیگری به ما نشان میدهند شرکتهایی که از استراتژی تجاری آینده نگری استفاده میکنند، خیلی بیشتر درگیر استراتژیهای اجتناب مالیاتی هستند. این مبحث توسط دیلمی و همکاران در سال 1394 مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین، این شرکتها کیفیت سود بهتری دارند. این نتیجه گیری توسط تاتی و محب خواه در سال 1363 مطرح شده است. پس ما به این نتیجه میرسیم که اختیارات مدیریتی بیشتر و ترکیب آن با نظارت ضعیف در یک استراتژی تجاری آینده نگر، محیط را برای دیدگاههای مستقل مدیریتی آماده میکند. این مسئله میتواند منجر به بیش سرمایه گذاری شود.
از طرف دیگر شما باید بدانید که استراتژی تجاری تدافعی اختیارات مدیریتی کمتر و نظارت جدی را در پی دارد. این نظریه هم توسط تری اتلی و همکارانش در سال 2013 ارائه شده است. مدیران در این شرایط در جهت کاهش ریسکهای مرتبط با شغل خود، فعالیتهای عجیبی را به اتمام میرسانند. آنها به سرمایه گذاری کمتری در پروژههایی که بازدهی بالا دارند علاقه نشان میدهند. معمولا این پروژهها پر ریسک هستند.
بررسی ارتباط میان استراتژی تجاری و سرمایه
بررسی ارتباط بین استراتژی تجاری و کارایی سرمایه گذاری در تحقیق امروز ما به دو دلیل اهمیت زیادی دارد.
دلیل اول این است که در پاسخ به تحقیقات قبلی، همچون تحقیقات ایجاد شده توسط بیدل که بررسی رابطه بین کیفیت گزارشهای مالی و کارایی سرمایه گذاری را الزامیکرده اند، تحقیق امروز ما نیز در این زمینه تفاوتهایی دارد. در تحقیقی که امروز شما در حال مطالعه آن هستید، استراتژی تجاری به عنوان اثر درجه اول معرفی شده است.
دلیلی دوم این است که در تحقیقات خارجی مختلفی همچون تحقیقهای ارائه شده توسط نویسی و همکارانش، رابطه میان نوع استراتژی تجاری و سطح مطلوب سرمایه گذاری به خوبی بررسی شده و به صورت مستند ثبت شده است. اما در تحقیقات داخلی کشور ما یعنی ایران، تأثیرات استراتژی تجاری بر روی سطوح سرمایه گذاری شرکتهای مختلف و میزان بهینه بودن آنها مورد آزمون قرار نگرفته است. در نتیجه، با بررسی تحقیقی که ما امروز نتایج آن را برای شما آماده کرده ایم، خلا مربوط در ادبیات پژوهشهای داخلی نیز از بین میرود.
نقش اصطکاک بازار در کارایی سرمایه گذاری چیست؟
با توجه به چارچوبهای ارائه شده در نئوکلاسیک سرمایه گذاری، معمولا در سرمایه گذاری، سرمایه بر مبنای نسبت نهایی ارزیابی میشود. نسبت نهایی نشان دهنده این مسئله است که آیا منافع شرکت حتی با در نظر گرفتن تعدیلات مربوط به سرمایه گذاریهای جدید، بیشتر از هزینه نهایی سرمایه گذاری خواهد بود یا خیر. این تحقیق هم توسط بیدل و همکارانش در سال 2009 ایجاد شده است. علاوه بر این مورد، سرمایه گذاری در پروژههایی که خالص ارزش فعلی مثبت دارند نیازمند تأمین مالی خارجی است.
در این سرمایه گذاریها، پس از پرداخت هزینههای بهره مربوط، مدیران باید مبالغ نقد اضافی را به حساب اولیه سرمایه گذارها واریز کنند. این در حالی است که مودیلیانی و میلر در سال 1958پیشنهاد کرده اند که شرکتها همیشه میتوانند سطوح بهینه سرمایه را در بازارهایی که وضعیت کامل دارند، حفظ کنند. تحقیقات دیگر در این زمینه بیان میکند که اصطکاک بازار میتواند به صورت مستقیم بر روی میزان کارایی سرمایه گذاری که شامل منابع مالی و تضاد نمایندگی است، تأثیر گذار باشد. جنسن در سال 1986 این تحقیق را ارائه کرده و به این نتیجه رسیده است.
بیدل و همکاران در سال 2009 و مدرس و حصار زاده در سال 1387 به طور مفهومی فقط در یک زمان خاص سرمایه گذاری یک شرکت را پر کاربرد و کارا تعریف میکنند. آنها فقط زمانی که پروژههایی با خالص ارزش فعلی مثبت تحت نظر سناریوی بدون اصطکاک بازار ایجاد میشوند، آن را به عنوان یک پروژه کارا تعریف میکنند. از جمله دیگر مواردی که میتواند بر روی نظر متخصصان تاثیر گذار باشد میتوان به انتخاب معکوس و هزینههای نمایندگی اشاره کرد. در نتیجه، سرمایه گذاری کمتر از حد شامل حذف هر گونه فرصت سرمایه گذاری جدید است. این مسئله میتواند در غیاب انتخاب معکوس، خالص ارزش فعلی مثبت و خوبی داشته باشد. این ارزش بالا به شیوه ای خاص و ویژه بیش سرمایه گذاری را به عنوان سرمایه گذاری اصلی در تیمهایی با خالص ارزش فعلی منفی تعریف مینماید.
نقش استراتژی تجاری در سرمایه گذاری کمتر از حد
در استراتژی تجاری و ادبیات مربوط با سرمایه گذاری کمتر از حد، ما میتوانیم به یک استدلال مهم برسیم. در این شرایط استدلال میشود که مدیران ریسک گریز که دوست ندارند شغل خود را از دست بدهند، اگر به این جمع بندی برسند که چنین پروژههایی رفاه شخصی آنها را در معرض ریسک قرار میدهد، یک تصمیم مهم میگیرند. آنها ممکن است با رد پروژههایی که ارزش را زیاد میکنند یا دوری کردن از پروژههایی که سرمایه گذاری ریسکی اما بهینه دارند، کم کاری کنند.
از طرف دیگر در استراتژی تجاری با بیش سرمایه گذاری، مدیران میخواهند شرکت خود را به مراحل بعد ببرند. مدیران دوست دارند تا میزان سرمایه گذاری شرکت را در حالت بهینه خارج کرده و افزایش دهند. این مسئله باعث میشود تا شرکتها قدرت و منافع بیشتری کسب کنند. این مسئله هم توسط آقاروال و سامویک در سال 2006 به جمع بندی رسیده است. جنسن در سال 1986 در این زمینه پیشنهادهای جالبی را ارائه کرده است. این محقق پیشنهاد میکند که مدیران منفعت طلب، از جریانهای نقد آزاد در پروژههایی که خالص ارزش فعلی شان منفی است استفاده کنند. این فعالیت منجر به پیش سرمایه گذاری معمولی و غیر بهینه میشود.
تعاریف مهم در استراتژی تجاری چیست؟
برخی کارشناسان فعال در حوزه مدیریت استراتژیک، استراتژی تجاری را بهترین راه تحقق مأموریت سازمانی تلقی میکنند؛ به گونه ای که سازمان مورد نظر عوامل خارجی یعنی فرصتها و تهدیدها و عوامل داخلی یعنی ضعفها و قوتها را بررسی و از نقاط قوت داخلی و فرصتهای خارجی به خوبی استفاده مینماید. همچنین، سازمان مورد نظر ضعفهای داخلی را از بین میبرد.
ادبیات مدیریت میتواند شامل موارد مختلفی از جمله استراتژی تجاری شود. یکی از مهمترین انواع استراتژی، استراتژی کسب و کار است. این ادبیات به توصیف این موضوع میپردازد که شرکتهای مختلف چگونه در بازارهای مربوط به مدیریت عملیاتهای اصلی خود به رقابت میپردازند. به عنوان مثال پورتر در سال 1998 بین استراتژیهایی که مزیت رقابتی آنها بر مبنای قیمت یا رهبری هزینه و کیفیت یا تنوع موجود میان لیست محصولات است، فرق قائل میشود.
تقسیم بندی استراتژی تجاری از دیدگاه بزرگان طراحی استراتژی
از طرف دیگر مارج در سال 1991 استراتژی تجاری را به دو گروه اصلی تقسیم کرد. این دو گروه شامل استثمارگر و اکتشافی هستند. جالب است بدانید که تریسی و ویرسما با شیوههایی مشابه شیوه مارج، استراتژی تجاری را به سه گروه اصلی یعنی تعالی عملیاتی، رهبری محصول و صمیمیت با مشتری تقسیم مینمایند. با وجود این تقسیم بندیها، گونه شناسی استراتژی تجاری ارائه شده توسط مایلز و اسنو در تحقیقات اخیر نتایج جالبی را به همراه داشته است. در این تحقیقات که بر اساس همین دسته بندیها ایجاد شده اند، استراتژی تجاری به خروجیهای شرکت نظیر کیفیت گزارشهای مالی، کیفیت سود، عملکرد مالی شرکت، ریسک سقوط قیمت سهام، عدم تقارن اطلاعاتی، مسئولیت پذیری اجتماعی، اجتناب از مالیات و خود شیفتگی مدیران متصل میشود.
بسیاری از استراتژیستهای بزرگ دنیا استدلال میکنند که شرکتها یکی از سه استراتژی ممکن یعنی آینده نگر، تدافعی یا تحلیلی را مورد استفاده قرار میدهند. این مسئله مهم با پذیرش الگوهای متنوع موجود در بازارهای اصلی محصول، میتواند باعث ایجاد تصمیمهای مهمی در شرکت شود. به عنوان مثال، این فرایند میتواند پروسههای سازمانی خاصی را ایجاد کند تا شرکت مورد نظر در رقابت باقی بماند.
مسیر استراتژیک سرمایه گذاری
به صورت کلی استراتژی تجاری به کار رفته در یک شرکت که معمولا آینده نگر یا تدافعی است، میتواند مسیر دیدگاه استراتژیک سرمایه گذاری آن را مشخص کند. توجه به این عامل اهمیت زیادی دارد، چرا که به صورت مستقیم فعالیتهای شرکت را تحت تاثیر خود قرار میدهد. سطح اختیارهای مدیریت و عدم تقارن اطلاعاتی شرکت میتواند تحت تاثیر همین مبحث قرار گیرند. در نهایت، تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری هم تحت تاثیر همین مسئله تغییر پیدا میکنند. این مباحث توسط نویسی و همکاران در سال 2016 ارائه شده اند. در این تحقیق نتایج جالبی به دست آمد. از سنجههای مربوط به استراتژی و گونه شناسی، میتوان در چند موقعیت مختلف استفاده کرد.
اولین موقعیت مربوط به استنباطهای ارائه شده در استراتژی تجاری گونه مربوط است. بر اساس گونه شناسی مذکور، معمولا نتایج دریافت شده از اطلاعات موجود درون یک شرکت هم پوشانی قابل ملاحظه ای با دیگر سازمانها و شرکتها دارد. این استنباطها برای سایر گونههای سازمانی هم قابل استفاده هستند. به صورت خاص، شما میتوانید استراتژی تجاری آینده نگر مایلز و اسنو را معادل یک تحقیق دیگر هم قرار دهید. این استراتژی تجاری متعامل استراتژی تمایز محصول پورتر است. این استراتژی 20 سال بعد از استراتژی مایلز و اسنو ارائه شده و میتواند اهمیت زیادی هم داشته باشد. استراتژی اکتشافی مارج و استراتژی رهبری بازار محصول تریسی و ویرسمس از جمله مثالهایی هستند که میتوان برای این مسئله در نظر گرفت.
با استفاده از روشهای مشابهی، استراتژی تدافعی مایلز و اسنو را میتوان برابر با استراتژی رهبری هزینه پورتر، استراتژی استثمارگری مارج با استراتژی رهبری تعالی عملیاتی شرپسی و ویرسمس دانست.
نتیجه تأثیر استراتژی تجاری بر کارایی سرمایه گذاری
در تحقیقی که امروز ما آن را بررسی کردیم، با استفاده از تئوری سازمانی مایلز و اسنوو و تحقیقات قبلی، نتایج جالبی به دست آمد. این نتایج مربوط به استراتژی تجاری بوده اند. سنجه استراتژیهای سازمانی با کسب و کار که با استفاده از دادههای عمومی و در دسترس شرکتها قابل عملیاتی شدن است خیلی سریعتر توسعه داده میشود. سپس تأثیرات استراتژی تجاری بر روی میزان کارایی سرمایه گذاری شرکتهای مورد قبول در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1380 تا 1394 مورد بررسی قرار گرفت. همان طور که پیشتر در مبانی نظری این مسئله مورد بحث قرار گرفت، استراتژیهای تدافعی و آینده نگر، بر روی شرکتها تاثیرات مختلفی دارند. آنها شرکتها را در معرض سطوح متفاوتی از سرمایه گذاری، نظارت، اختیارات مدیریتی و ریسک قرار میدهد. این موضوع بر روی سازمان مورد نظر شما تاثیرات مختلفی را به همراه دارد.
نتایج اولیه تحقیق ما بر روی استراتژی تجاری نتیجه جالبی را نشان داد. تحقیق ما نشان داد که شرکتهای پیرو استراتژیهای آینده نگر، علاقه بیشتری به پیش سرمایه گذاری نشان میدهند. به عبارتی دیگر تصمیمات مدیران در شرکتهایی که به این صورت فعالیت میکنند، موجب بیش سرمایه گذاری میشود. بر اساس مبانی ارائه شده در این زمینه، این استراتژی اختیارات بیشتری را برای مدیران ارائه میکند. استراتژی تجاری میتواند شرکت را به عنوان سازمانی که در ارتباط با هزینههای عمومی، اداری و فروش برخورد نا متقارنتری داشته است معرفی نماید. همچنین این مسئله شرکت را به عنوان یک سازمان پیشرو در بازار توصیف میکند. این مبحث جدید و مهم به سرمایه گذاری و انجام پروسههای خاص و ویژه نیاز دارد.
نتایج بررسی سرمایه گذاریهای مختلف در زمینه استراتژی تجاری
بر اساس همه مباحث گفته شده در قسمتهای قبلتر، ما میتوانیم به این نتیجه برسیم که امروزه ما نیاز به سرمایه گذاری گسترده ای در زمینه استراتژی تجاری داریم. همچنین احتمال بالایی برای پیش سرمایه گذاری را میتوان در این حالت متصور شد. این موضوع با نتایج تحقیقات نویسی و همکاران هم راستا است. البته، در یک حالت مشابه ولی به صورت غیر مستقیم، بالاس و همکارانش در سال 2015 در تحقیق خود نیز به نتیجه جالبی دسترسی پیدا کردند. آنها دریافتند که استراتژی تجاری انتخابی، یک عامل مهم در نحوه رفتار هزینه است. در این عامل، سرمایه سازمانی و توانایی مدیریت تا حدودی به یک عامل خاص تبدیل میشوند. آنها به سراغ میزان چسبندگی هزینهها میروند. علاوه بر این مسئله، محققان به این نتیجه رسیدند که سرمایه گذاری در داراییهای خاص نیز یک عامل مهم در تعدیل رابطه بین استراتژی تجاری انتخابی شرکت، و رفتار هزینه آن شرکت میباشد.
البته که از طرف دیگر، نتایج به ما نشان میدهند که شرکتهای پیرو استراتژیهای تدافعی، خیلی کمتر به سرمایه گذاری علاقه نشان میدهند. به بیانی دیگر، تصمیمات تیم مدیریت در چنین شرکتهایی عمدتا منجر به سرمایه گذاری کمتر از حد خواهد شد. دو عامل اصلی یعنی «سطح پایین اختیارهای تیم مدیریت» و «لزام به سرمایه گذاری کمتر و نظارت دقیقتر در شرکتهای پیرو استراتژی تدافعی»، مدیران را مجبور میکند تا سود خالص را کاهش دهند. آنها موجب سرمایه گذاری کمتر از حد در پروژههای بلند مدتی که خالص ارزش فعلی مثبت دارند، میشوند. نتایج این فرضیه با تحقیقات تیم نویسی و همکارانش نیز سازگاری دارد.
منابع: – ensani – researchgate – ncbi – jstor
محمدمهدی صفایی میگه:
مظاهری میگه:
Mz میگه: