امروزه اینترنت ارزش (Internet of Value) به یکی از اصلیترین محورهای تحول دیجیتال تبدیل شده است. این مفهوم نه تنها به انتقال اطلاعات، بلکه به تبادل ارزش به صورت دیجیتال اشاره دارد، و شامل استفاده از فناوریهایی مانند بلاکچین، قراردادهای هوشمند و توکنسازی میشود. برای مدیران کسبوکارها، درک این تحولات میتواند فرصتی برای بهبود عملکرد و ایجاد مزیت رقابتی باشد. در این مقاله، به بررسی این مفهوم و روندهای مرتبط با آن میپردازیم.

فرصتهای جدید با توکنسازی
توکنسازی چیست؟
توکنسازی (Tokenization) فرآیندی است که در آن یک دارایی فیزیکی یا دیجیتال به یک توکن دیجیتال تبدیل میشود که به راحتی در بستر بلاکچین قابل انتقال و معامله است. به زبان ساده، توکنسازی روشی است برای تبدیل ارزش یا مالکیت یک دارایی به یک نمایه دیجیتال که میتوان آن را بهصورت تکهتکه خرید و فروش کرد. این توکنها میتوانند نمایندهی هر چیزی باشند: از سهام یک شرکت گرفته تا املاک، آثار هنری، یا حتی قراردادهای تجاری.
فرض کنید شما یک ساختمان دارید و میخواهید به جای فروش کل آن، امکان سرمایهگذاری روی بخشهای کوچکتر را فراهم کنید. با توکنسازی، شما میتوانید مالکیت ساختمان را به صدها یا هزاران توکن تقسیم کنید و هر کس بتواند تعدادی از این توکنها را بخرد. این توکنها قابل مبادله در بازارهای دیجیتال هستند و میتوانند مانند هر دارایی دیگری به فروش یا سرمایهگذاری گذاشته شوند.
این قابلیت باعث شده است تا توکنسازی به عنوان یک ابزار قدرتمند برای دموکراتیزه کردن دسترسی به سرمایهگذاریها شناخته شود، بهگونهای که حتی سرمایهگذاران خرد نیز میتوانند در داراییهای باارزش مشارکت داشته باشند.
مزایای توکنسازی برای کسبوکارها
توکنسازی فقط یک تغییر تکنولوژیک نیست؛ بلکه میتواند مدلهای کسبوکار را از اساس تغییر دهد. کسبوکارها با استفاده از این فناوری میتوانند به مزایای مهمی دست پیدا کنند که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
- ایجاد نقدینگی: یکی از بزرگترین مزایای توکنسازی، ایجاد نقدینگی در داراییهایی است که به طور سنتی نقدشوندگی پایینی دارند. برای مثال، در بازار املاک، فروش سریع یک ملک بزرگ معمولاً زمان زیادی میبرد. اما با توکنسازی، هر بخش از ملک به عنوان یک توکن قابل معامله میشود و این امکان را فراهم میکند تا مالکیت آن به راحتی و به سرعت تغییر کند.
- کاهش هزینههای عملیاتی: توکنسازی میتواند با حذف واسطهها و سادهسازی فرآیندهای انتقال مالکیت، هزینههای عملیاتی را کاهش دهد. در مدلهای سنتی، برای انتقال مالکیت یک دارایی، نیاز به اسناد حقوقی و مراحل قانونی پیچیده است. اما با استفاده از بلاکچین، این انتقالها به صورت دیجیتالی و با هزینه کمتر انجام میشوند.
- فراهم کردن امکان سرمایهگذاری خرد: توکنسازی این امکان را میدهد تا داراییهایی که پیشتر فقط برای سرمایهگذاران بزرگ در دسترس بودند، به بخشهای کوچکتری تقسیم شوند. برای مثال، در یک پروژه بزرگ ساختوساز، به جای اینکه یک سرمایهگذار بزرگ کل پروژه را تأمین مالی کند، صدها سرمایهگذار کوچک میتوانند هر کدام با خرید بخشی از توکنها، در پروژه مشارکت داشته باشند.
- افزایش شفافیت و امنیت: از آنجا که توکنهای دیجیتال روی بلاکچین ذخیره و منتقل میشوند، همه تراکنشها به صورت شفاف و قابل پیگیری است. این شفافیت خطر تقلب را کاهش میدهد و امنیت بالاتری را برای داراییها فراهم میکند.
کاربردهای مختلف توکنسازی در صنایع
توکنسازی در صنایع مختلف میتواند تحولات چشمگیری ایجاد کند. در ادامه، چند مورد از کاربردهای آن در حوزههای گوناگون را بررسی میکنیم:
- املاک و مستغلات: در بازار املاک، توکنسازی میتواند مالکیت املاک بزرگ را به واحدهای کوچکتری تقسیم کند، بهطوری که هر فرد میتواند بخشی از یک برج یا مجتمع مسکونی را به صورت توکن خریداری کند. برای مثال، شرکتهای فعال در این حوزه مانند Propy از این روش برای تسهیل فروش املاک بینالمللی استفاده میکنند و فرآیند معاملات را سریعتر و ارزانتر انجام میدهند.
- هنر و آثار هنری: توکنسازی در دنیای هنر نیز به رشد سریعی دست یافته است. هنرمندان میتوانند آثار هنری خود را به صورت توکنهای دیجیتال ارائه کنند و هر فرد با خرید یک توکن، در مالکیت آن اثر شریک شود. پلتفرمهای NFT مانند OpenSea و SuperRare نمونههایی از این کاربرد در دنیای دیجیتال هستند.
- حق امتیاز و محصولات دیجیتال: شرکتهایی مانند Telegram از توکنهای دیجیتال برای جذب سرمایه و توزیع مالکیت استفاده کردهاند. در واقع، پروژه Telegram Open Network (TON) که در ابتدا برای ایجاد یک شبکه بلاکچینی و ارائه توکنهای دیجیتال به کاربران بود، نمونهای موفق از این کاربرد محسوب میشود. همچنین، شرکتهایی مانند JP Morgan از بلاکچین اختصاصی برای توکنسازی داراییهای مالی و بهبود نقدینگی استفاده میکنند.
- صنعت ورزش و سرگرمی: در صنعت ورزش، باشگاههای ورزشی میتوانند از توکنها برای جذب سرمایه از طرفداران خود استفاده کنند. برای مثال، باشگاههای فوتبال مانند بارسلونا و یوونتوس توکنهای اختصاصی طرفداران خود را عرضه کردهاند که به هواداران اجازه میدهد در تصمیمات باشگاه نقش داشته باشند یا به مزایای ویژهای دسترسی پیدا کنند.
- فینتک و بانکداری: بانکها و مؤسسات مالی مانند Goldman Sachs و Fidelity از توکنسازی برای بهبود فرآیندهای مالی و ارائه خدمات جدید به مشتریان استفاده میکنند. این شرکتها از توکنها برای ارائه محصولات مالی جدید، مانند اوراق قرضه و سهام دیجیتال، استفاده میکنند تا دسترسی به بازارها را گسترش دهند.
توکنسازی با گسترش دسترسی به داراییها، کاهش هزینهها و افزایش شفافیت، میتواند به تحولات بزرگی در مدلهای کسبوکار منجر شود. با این حال، مدیران باید به دقت به چالشهای قانونی و امنیتی مرتبط با این حوزه توجه کنند و از فرصتهای پیش رو به عنوان یک مزیت رقابتی استفاده کنند.

پایداری و حفظ حریم خصوصی در اینترنت ارزش internet of value
چالشهای امنیتی در تبادل ارزش دیجیتال
با گسترش اینترنت ارزش، موضوع امنیت دیجیتال و حفظ حریم خصوصی اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. در حالی که این فناوریها امکان انتقال ارزشها را بدون واسطه فراهم میکنند، اما همچنان چالشهای امنیتی زیادی وجود دارد که میتواند تبادل ارزشهای دیجیتال را با خطراتی روبهرو کند. برخی از مهمترین چالشهای امنیتی عبارتند از:
- حملات سایبری: از آنجا که تبادل ارزشهای دیجیتال بر بستر بلاکچین و پلتفرمهای غیرمتمرکز انجام میشود، هکرها میتوانند با استفاده از تکنیکهای مختلفی مانند حملات 51 درصدی، به شبکههای بلاکچینی حمله کرده و تراکنشها را دستکاری کنند. همچنین، حملات مبتنی بر بدافزارها و کیلاگرها میتوانند به اطلاعات حساس کاربران دسترسی پیدا کرده و داراییهای دیجیتال آنها را به سرقت ببرند.
- دسترسیهای غیرمجاز: در شبکههای بلاکچینی عمومی، هر تراکنش به صورت شفاف و عمومی ثبت میشود. این شفافیت میتواند خطر دسترسیهای غیرمجاز به اطلاعات حساس را افزایش دهد. اگرچه کلیدهای خصوصی کاربران محافظت از دسترسی به داراییهای دیجیتال را تضمین میکنند، اما در صورت گم شدن یا به سرقت رفتن این کلیدها، امکان بازگردانی داراییها وجود ندارد.
- حفظ حریم خصوصی: یکی از چالشهای مهم در اینترنت ارزش، حفظ حریم خصوصی کاربران است. در حالی که فناوریهای بلاکچین امکان شفافیت تراکنشها را فراهم میکنند، این ویژگی میتواند باعث افشای اطلاعات حساس و تراکنشهای مالی افراد شود. بسیاری از کاربران و کسبوکارها نگران این موضوع هستند که اطلاعات تراکنشهای آنها در دسترس عموم قرار بگیرد و توسط رقبا یا نهادهای غیرمجاز ردیابی شود.
فناوریهای حفظ حریم خصوصی
برای مقابله با این چالشها، فناوریهای نوینی در حوزه بلاکچین و اینترنت ارزش توسعه یافتهاند که به کاربران کمک میکنند تا حریم خصوصی و امنیت داراییهای دیجیتال خود را حفظ کنند. برخی از این فناوریها عبارتند از:
- اثبات دانش صفر (Zero-Knowledge Proofs): یکی از پیشرفتهترین روشها برای حفظ حریم خصوصی در تراکنشها، فناوری اثبات دانش صفر (ZKP) است. این فناوری به کاربران امکان میدهد تا بدون افشای اطلاعات خاصی از تراکنش (مانند مبلغ یا هویت طرفین)، اثبات کنند که تراکنش معتبر است. به زبان ساده، ZKP روشی است که به کمک آن میتوان یک واقعیت را بدون افشای جزئیات آن ثابت کرد.به عنوان مثال، در یک تراکنش مالی، شما میتوانید اثبات کنید که توانایی پرداخت دارید، بدون اینکه لازم باشد مبلغ دقیق یا منبع مالی خود را افشا کنید. این فناوری به ویژه در پروژههای بلاکچینی مانند Zcash و Monero به کار میرود و به کاربران کمک میکند تا تراکنشهای خود را به صورت ناشناس و امن انجام دهند.
- حسابهای محرمانه (Confidential Accounts): روشی دیگر برای حفظ حریم خصوصی، استفاده از حسابهای محرمانه است که از تکنیکهای رمزنگاری پیشرفته برای مخفیسازی اطلاعات تراکنش استفاده میکنند. این تکنیکها، اطلاعات تراکنش را به صورت کدگذاری شده ذخیره میکنند و فقط افراد مجاز میتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. پروژههایی مانند MimbleWimble از این روش برای حفظ حریم خصوصی استفاده میکنند.
- تراکنشهای آفلاین: برخی از پروژههای بلاکچینی در حال توسعه راهحلهایی هستند که امکان تراکنشهای آفلاین را فراهم میکنند. این تراکنشها میتوانند بدون نیاز به اتصال به شبکه اصلی و فقط از طریق دستگاههای محلی انجام شوند. در این روش، اطلاعات تراکنش فقط زمانی به شبکه اصلی منتقل میشود که اتصال امن و مطمئنی برقرار باشد.
استفاده از بلاکچینهای خصوصی و هیبریدی
یکی دیگر از رویکردهای نوین برای حل چالشهای امنیتی، استفاده از بلاکچینهای خصوصی و هیبریدی است. این بلاکچینها با ترکیب قابلیتهای بلاکچین عمومی و خصوصی، امکان تبادل امن و خصوصی داراییها را فراهم میکنند.
- بلاکچینهای خصوصی: بلاکچینهای خصوصی، تنها به افراد یا نهادهایی که مجوز دسترسی دارند، اجازه میدهند تا در شبکه فعالیت کنند. این نوع از بلاکچینها برای شرکتهایی که به دنبال امنیت بالاتر و کنترل بیشتر روی اطلاعات خود هستند، بسیار مناسب است. شرکتهایی مانند IBM و Hyperledger از بلاکچینهای خصوصی برای مدیریت زنجیره تأمین و تبادل داراییهای دیجیتال استفاده میکنند.
- بلاکچینهای هیبریدی: بلاکچینهای هیبریدی، ترکیبی از بلاکچینهای عمومی و خصوصی هستند. این ساختار به شرکتها امکان میدهد تا از شفافیت بلاکچینهای عمومی بهرهمند شوند، در حالی که بخشهایی از دادهها را در یک بلاکچین خصوصی و امن ذخیره کنند. برای مثال، شرکتهایی مانند JP Morgan و R3 Corda از بلاکچینهای هیبریدی برای مدیریت داراییهای مالی و ایجاد تراکنشهای بینالمللی استفاده میکنند.
با توجه به اینکه امنیت و حریم خصوصی در اینترنت ارزش Internet of Value از اهمیت بالایی برخوردار است، شرکتها و مدیران کسبوکار باید با دقت این فناوریها را انتخاب کنند. استفاده از فناوریهای حفظ حریم خصوصی مانند اثبات دانش صفر و حسابهای محرمانه، و همچنین بهرهگیری از بلاکچینهای خصوصی و هیبریدی، میتواند به کاهش خطرات امنیتی کمک کرده و اعتماد کاربران را به سیستمهای دیجیتال افزایش دهد.

نقش اعتماد و امنیت در پذیرش تکنولوژیهای جدید
اعتماد، کلید پذیرش تکنولوژیهای نوین
در دنیای دیجیتالی امروز، موضوع اعتماد بیش از پیش در پذیرش و پیادهسازی تکنولوژیهای جدید اهمیت یافته است. مدیران کسبوکارها به خوبی میدانند که بدون ایجاد اعتماد میان کاربران و ذینفعان، حتی بهترین فناوریها نیز ممکن است با مقاومت و عدم پذیرش مواجه شوند. طبق گزارش IBM، اعتماد در محیطهای دیجیتال به عنوان یک عامل کلیدی برای موفقیت کسبوکارها بهشمار میآید. این موضوع به ویژه در مواردی که با دادههای حساس، هوش مصنوعی و تبادل ارزشهای دیجیتال سروکار داریم، از اهمیت بیشتری برخوردار میشود.
بیش از 60 درصد از مدیران اجرایی در نظرسنجیهای اخیر عنوان کردهاند که عدم اعتماد به تکنولوژیهای جدید، یکی از موانع اصلی برای اجرای موفقیتآمیز پروژههای دیجیتال است. به عبارت دیگر، اعتماد نه تنها پذیرش تکنولوژی را تسهیل میکند، بلکه میتواند به عنوان یک مزیت رقابتی برای کسبوکارها عمل کند. بهطور مثال، شرکتهایی که بر ایجاد زیرساختهای اعتماد در بستر دیجیتال تمرکز دارند، میتوانند در بازار سریعتر رشد کنند و مشارکت مشتریان بیشتری را جلب نمایند.
چرا اعتماد برای کسبوکارها اهمیت دارد؟
اعتماد در اکوسیستم دیجیتال فقط محدود به امنیت نیست؛ بلکه شامل عناصری مانند شفافیت، مسئولیتپذیری و پاسخگویی نیز میشود. در این راستا، کسبوکارها باید بتوانند به مشتریان خود نشان دهند که دادههای آنها به درستی مدیریت میشود و از حریم خصوصی آنها محافظت میگردد. تأثیر مستقیم اعتماد بر پذیرش تکنولوژی را میتوان در حوزههای زیر مشاهده کرد:
- افزایش پذیرش کاربران: اگر کاربران احساس کنند که تکنولوژیهای جدید (مانند اینترنت ارزش یا بلاکچین) امن هستند و به درستی از دادهها و ارزشهای آنها محافظت میشود، احتمال استفاده از این فناوریها افزایش مییابد. برای مثال، شرکتهایی مانند Salesforce و Microsoft با تمرکز بر شفافیت و امنیت در محصولات خود، توانستهاند به سرعت اعتماد کاربران را جلب کرده و پذیرش فناوریهای ابری را گسترش دهند.
- تقویت برند: اعتماد باعث ایجاد وفاداری در مشتریان میشود. وقتی کسبوکاری بتواند اعتماد کاربران خود را به دست بیاورد، این اعتماد به عنوان یک مزیت رقابتی عمل میکند. در نتیجه، شرکتهایی که رویکردهای امنیتی و حریم خصوصی قویتری دارند، نه تنها مشتریان بیشتری جذب میکنند، بلکه اعتبار برند آنها نیز تقویت میشود.
- جذب سرمایه: شرکتهایی که به اصول امنیتی و حفظ حریم خصوصی پایبند هستند، از دید سرمایهگذاران به عنوان شرکتهایی با ریسک پایینتر شناخته میشوند. این اعتماد میتواند به جذب سرمایههای جدید کمک کند و توسعه تکنولوژیهای نوآورانه را تسریع کند.
ایجاد اعتماد در اکوسیستم دیجیتال
برای کسبوکارها، ایجاد اعتماد در یک محیط دیجیتال که به سرعت در حال تحول است، کاری پیچیده و زمانبر است. اما چندین رویکرد وجود دارد که میتواند به شرکتها کمک کند تا اعتماد را در بستر تکنولوژیهای جدید ایجاد کنند:
- شفافیت در نحوه استفاده از دادهها: شرکتها باید به کاربران خود نشان دهند که چگونه از دادههای آنها استفاده میکنند و چگونه امنیت آنها را تضمین مینمایند. استفاده از سیاستهای حریم خصوصی شفاف، اعلامیههای دقیق درباره نحوه استفاده از دادهها، و دادن کنترل بیشتر به کاربران بر دادههایشان، از جمله اقداماتی است که میتواند اعتماد را افزایش دهد.
- پیادهسازی استانداردهای امنیتی: استفاده از استانداردهای امنیتی بینالمللی مانند ISO 27001 و GDPR میتواند به شرکتها کمک کند تا از دادههای حساس به درستی محافظت کنند و الزامات قانونی را رعایت کنند. این استانداردها نشاندهنده تعهد شرکت به حفظ امنیت دادهها است و اعتماد ذینفعان را جلب میکند.
- فناوریهای نوین امنیتی: استفاده از فناوریهای نوین مانند اثبات دانش صفر (Zero-Knowledge Proofs)، امضای دیجیتال، و قراردادهای هوشمند میتواند به تقویت امنیت تراکنشها کمک کند. این فناوریها نه تنها خطر دسترسیهای غیرمجاز را کاهش میدهند، بلکه باعث میشوند تا اعتماد به سیستمهای دیجیتال افزایش یابد.
نمونههای موفق ایجاد اعتماد در اینترنت ارزش Internet of Value
بسیاری از شرکتها و سازمانها از رویکردهای مختلفی برای ایجاد اعتماد در اکوسیستمهای دیجیتال استفاده کردهاند. در ادامه به برخی از این نمونهها اشاره میشود:
- IBM Blockchain: شرکت IBM با تمرکز بر توسعه بلاکچینهای خصوصی و ایجاد پروتکلهای امنیتی قوی، توانسته است اعتماد شرکتها را در استفاده از اینترنت ارزش جلب کند. پروژههایی مانند Food Trust که توسط IBM اجرا شدهاند، با استفاده از بلاکچین، شفافیت و اعتماد را در زنجیره تأمین مواد غذایی بهبود بخشیدهاند.
- Microsoft Azure: مایکروسافت با پیادهسازی ابزارهای امنیتی مانند Azure Security Center و ایجاد چارچوبهای حریم خصوصی، محیطی امن و قابل اعتماد برای تبادل ارزشهای دیجیتال فراهم کرده است. این شرکت توانسته است اعتماد سازمانهای بزرگی را به دست بیاورد و راهکارهای اینترنت ارزش را در صنایع مختلف پیادهسازی کند.
- JP Morgan’s Quorum: پلتفرم Quorum، که یک بلاکچین خصوصی توسعهیافته توسط JP Morgan است، برای تبادل امن ارزشها و داراییها طراحی شده است. این پلتفرم از فناوریهای پیشرفته رمزنگاری و حفظ حریم خصوصی استفاده میکند و توانسته است توجه شرکتهای بزرگ مالی را به خود جلب کند.
اعتماد به عنوان یک عنصر کلیدی برای پذیرش تکنولوژیهای جدید و اینترنت ارزش Internet of Value، باید در اولویت استراتژیهای دیجیتال کسبوکارها قرار گیرد. ایجاد زیرساختهای امن، شفافیت در استفاده از دادهها و استفاده از فناوریهای نوین حفظ حریم خصوصی میتواند به شرکتها کمک کند تا اعتماد مشتریان و ذینفعان را به دست آورده و مزیت رقابتی پایدار ایجاد کنند.

آینده اینترنت ارزش Internet of Value: پیشبینیها و روندهای نوظهور
ظهور فینترنت (Financial Internet): اتصال ارزشها در مقیاس جهانی
یکی از مفاهیم کلیدی که توسط بانک جهانی (BIS) معرفی شده است، “فینترنت” (Finternet) یا همان اینترنت مالی است. این مفهوم نشاندهنده ظهور یک سیستم مالی دیجیتالی جامع است که به شرکتها و کسبوکارها اجازه میدهد تا داراییها و ارزشهای خود را در مقیاس جهانی مبادله کنند، بدون اینکه نیاز به واسطههای سنتی مانند بانکها یا مؤسسات مالی داشته باشند.
به بیان دیگر، فینترنت یک لایه مالی روی اینترنت اطلاعات ایجاد میکند که قابلیت تبادل داراییها، از ارزهای دیجیتال گرفته تا توکنهای سهامی و حتی امتیازات وفاداری مشتریان را به صورت یکپارچه فراهم میسازد. به عنوان مثال، شرکتهایی مانند Visa و MasterCard در حال توسعه زیرساختهای پرداخت دیجیتالی هستند که به فینترنت متصل شود و هزینههای تراکنشهای بینالمللی را کاهش دهد. هدف اصلی فینترنت، کاهش هزینههای عملیاتی، افزایش سرعت تراکنشها، و ایجاد یک شبکه امن و قابل اعتماد برای انتقال ارزش در سطح جهانی است.
ادغام تکنولوژیهای جدید با مدلهای کسبوکار سنتی
یکی از روندهای مهم در دنیای اینترنت ارزش Internet of Value، ادغام تکنولوژیهای جدید مانند توکنسازی، قراردادهای هوشمند، و بلاکچین با مدلهای سنتی کسبوکار است. این ترکیب میتواند به کسبوکارها کمک کند تا مزیتهای رقابتی جدیدی را ایجاد کنند. برای مثال، شرکتهایی که در زمینه مدیریت املاک فعالیت میکنند، میتوانند با استفاده از توکنسازی، املاک خود را به صورت دیجیتال درآورده و بخشی از آن را به سرمایهگذاران خرد بفروشند.
این مدل نه تنها به افزایش نقدینگی کمک میکند، بلکه فرآیندهای مدیریتی را نیز سادهتر میسازد. شرکتهای سنتی در بخشهایی مانند بانکداری، بیمه، و مدیریت دارایی نیز میتوانند از این تکنولوژیها برای کاهش هزینههای عملیاتی و افزایش شفافیت استفاده کنند. برای مثال، JP Morgan با استفاده از توکنسازی در پروژههای خود، توانسته است فرآیندهای مالی پیچیده را سادهتر کرده و ریسکهای اعتباری را کاهش دهد.
پیشبینی آینده: اثرات اینترنت Internet of Value ارزش بر صنایع مختلف
طبق گزارشهای منتشر شده توسط مؤسسات مالی معتبر مانند Deloitte و World Economic Forum، اینترنت ارزش به زودی تأثیرات گستردهای بر صنایع مختلف خواهد داشت. در ادامه به برخی از این پیشبینیها اشاره میکنیم:
- بانکداری دیجیتال: بانکها و مؤسسات مالی به سمت ایجاد سیستمهای پرداخت دیجیتالی با استفاده از ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs) حرکت میکنند. این امر میتواند به کاهش هزینههای تراکنش و افزایش سرعت پرداختها در سطح جهانی منجر شود. طبق پیشبینیها، تا سال 2030، بیش از 70 درصد از بانکها در جهان از نوعی از فناوریهای اینترنت ارزش استفاده خواهند کرد.
- مدیریت دارایی و سرمایهگذاری: اینترنت ارزش به مدیران دارایی اجازه میدهد تا پورتفولیوهای دیجیتال ایجاد کرده و به سرمایهگذاران خرد دسترسی مستقیم به داراییهایی مانند املاک، هنر، و حتی محصولات صنعتی ارائه دهند. این امر باعث افزایش مشارکت سرمایهگذاران و کاهش هزینههای مدیریت دارایی میشود.
- خردهفروشی دیجیتال: در صنعت خردهفروشی، استفاده از قراردادهای هوشمند میتواند به مدیریت بهتر زنجیره تأمین و بهبود تجربه مشتریان کمک کند. شرکتهایی مانند Amazon و Alibaba در حال آزمایش پروژههایی هستند که از قراردادهای هوشمند برای مدیریت سفارشات و ردیابی لحظهای کالاها استفاده میکنند.
نتیجهگیری: راهکارهایی برای مدیران
اینترنت ارزش Internet of Value در حال تغییر دادن نحوه مدیریت و تبادل ارزشها در مقیاس جهانی است. در این شرایط، مدیران کسبوکارها باید به دنبال راهبردهای جدیدی برای انطباق با این تغییرات باشند. در ادامه، به چند راهکار کلیدی اشاره میکنیم:
- برنامهریزی برای پذیرش اینترنت ارزش: مدیران باید به صورت فعالانه به دنبال تدوین استراتژیهای پذیرش تکنولوژیهای جدید مانند توکنسازی و قراردادهای هوشمند باشند. این استراتژیها میتوانند شامل ایجاد تیمهای متخصص در زمینه فناوریهای دیجیتال و یا بررسی فرصتهای سرمایهگذاری در این حوزه باشد.
- توجه به ایجاد زیرساختهای مناسب: زیرساختهای مناسب، کلید موفقیت در پیادهسازی اینترنت ارزش هستند. شرکتها باید به سرمایهگذاری در زیرساختهای بلاکچینی و سیستمهای دیجیتال امن فکر کنند. این زیرساختها باید بتوانند حجم بالای تراکنشها را مدیریت کرده و از استانداردهای امنیتی بالایی برخوردار باشند.
- آمادگی برای تغییرات قانونی و مقرراتی: با رشد اینترنت ارزش، قوانین و مقررات مرتبط با تبادل ارزشهای دیجیتال نیز تغییر خواهند کرد. مدیران باید از تغییرات قانونی و مقررات جدید آگاه باشند و به طور مداوم رویکردهای خود را بهروزرسانی کنند. در این راستا، همکاری با مشاوران حقوقی و متخصصان امنیتی میتواند به شرکتها کمک کند تا بدون مشکل از این تغییرات عبور کنند.
اینترنت ارزش Internet of Value فرصتهای جدیدی را برای کسبوکارها ایجاد کرده است، اما به همان اندازه نیز چالشهای جدیدی را به همراه دارد. مدیران باید با رویکردی استراتژیک و آیندهنگرانه به این تحولات نگاه کرده و برنامههای خود را بر اساس تحولات تکنولوژیکی و قانونی تنظیم نمایند. اگرچه آینده هنوز کاملاً مشخص نیست، اما یک چیز مسلم است: شرکتهایی که میتوانند به سرعت خود را با تغییرات هماهنگ کنند، میتوانند از مزایای رقابتی بینظیری بهرهمند شوند.
محمدمهدی صفایی میگه:
مظاهری میگه:
Mz میگه: