به مطالعه علمی در حوزه تعاملی که انسانها و مجموعههای آگاه با یکدیگر دارند، جامعه شناسی میگویند. جامعه شناسی و کسب و کار دو مفهومی هستند که بارها کنار یکدیگر تکرار میشوند. در واقع مهم است بدانیم که جامعه شناسی چه اهمیتی در کسب و کار دارد. در این مقاله با ما همراه باشید تا در خصوص اهمیت جامعه شناسی با شما صحبت کنیم.
با جامعه شناسی و کسب و کار بیشتر آشنا شوید
فهرست مطالب
- 0.1 با جامعه شناسی و کسب و کار بیشتر آشنا شوید
- 0.2 مطالعه علمی، پیش نیاز جامعه شناسی و کسب و کار
- 0.3 اهمیت تعامل انسانها در جامعه شناسی
- 0.4 استفاده از منطق و روش علمی در جامعه شناسی و کسب و کار
- 0.5 با نسبیت حقیقت در مورد جامعه شناسی و کسب و کار بیشتر آشنا شوید
- 0.6 جامعه شناسی و کسب و کار از دیدگاه دانشمند و شهروند
- 0.7 از چه روشهایی برای جامعه شناسی استفاده میشود؟
- 1 جامعه شناسی سابقه آموزشی لازم برای مدیران جهت درک کارمندان و مشتریان آنها را فراهم میکند
- 2 روابط عمومی
- 2.1 داشبورد شاخص های کلیدی عملکرد تولید و برنامه ریزی | KPI
- 2.2 قالب اکسل داشبورد درآمد و هزینه
- 2.3 داشبورد مدیریت فروش، مشتری، محصول، مالی و حسابداری
- 2.4 قالب اکسل داشبورد مدیریت منابع انسانی
- 2.5 داشبورد مالی و بهای تمام شده – Working Capital in Power BI
- 2.6 قالب اکسل داشبورد مدیریت کارکنان
- 2.7 بسته کامل شرح شغلی برای سازمان ها و شرکت ها
- 2.8 قالب داشبورد شاخص های مدیریت عملکرد منابع انسانی
- 2.9 داشبورد فروش و بازاریابی – Sales Dashboard in Power BI
- 2.10 داشبورد منابع انسانی – HR Analytics in Power BI
- 2.11 داشبورد تولید، برنامه ریزی تولید، نگهداری و تعمیرات
- 2.12 بسته کامل فرم ها، شاخص ها و شرح شغل های کسب و کاری
- 2.13 داشبورد کالاهای مصرفی تندگردش – Brand and Product Portfolio Analysis Power BI Template
جامعه شناسی را میتوان علمی دانست که به مطالعه تعامل انسانها با یکدیگر میپردازد. در واقع زمانی که ما به مطالعه رفتار انسانها (فردی و گروهی) با یکدیگر بپردازیم به جامعه شناسی میرسیم. جامعه شناسی و کسب و کار امروزه بسیار مهم است، ولی باید بدانیم که مفهوم مربوط به جامعه شناسی سالهاست که وجود دارد.
جامعه شناسی برای اولین بار توسط فلاسفه انجام شد. عالمان دینی، شاعران و تاریخ نگاران در کنار داستان سرایان نیز از دیگر افرادی هستند که اولین بار در حوزه جامعه شناسی فعالیت کردند. در واقع این سری از افراد توانستند الگویی را متوجه شوند که به طور کلی مردم یک جامعه به آن وفادار هستند. البته در شرایط خاصی، برخی از مردم نیز از این الگو پیروی نمی کنند. در واقع ارتباط میان جامعه شناسی و کسب و کار به همین موضوع الگوها میتواند مربوط باشد. همچنین به سوالاتی در این خصوص مربوط میشود. اصولا چرا برخی از افراد از رفتارهای معمول پیروی نمی کنند؟ همچنین ماهیتهای طبیعی انسانی را مورد بررسی قرار میدهد. این موضوعی است که در برخی از رشتههای تخصصی نیز باید مورد بحث و بررسی قرار داده شود.
تعمیمهایی که در گذشته به جامعه شناسی و کسب و کار ارائه میشود، بیشتر بر اساس ادراک بود. عقل سالم به عنوان یک نیاز اصلی به شمار میرفت و در دنیای امروز دیگر چنین نیست. در واقع ما در دنیای امروز جامعه شناسی و کسب و کار را از دیدگاه علمی بررسی میکنیم. همین مسئله باعث میشود تا مسیرهای تازهای در دسترس ما قرار داده شود. در این خصوص باید بدانید که از کلمه جامعه شناسی برای اولین بار توسط آگوست کنت مورد استفاده قرار گرفت. وی در سالهای 1798 الی 1857 به بررسی استدلالها پرداخت و همچنین تحقیقاتی را در زمینه جامعه شناسی و کسب و کار انجام داد. همچنین در مورد رفتارهای انسانی به صورت علمی تحقیق کرد.
مطالعه علمی، پیش نیاز جامعه شناسی و کسب و کار
تحقیقات علمی را میتوان یکی از مهم ترین نیازها در جامعه شناسی و کسب و کار دانست. در واقع این کار به کاربر امکان میدهد تا بهتر واقعیتها را ببیند. از اعتقادها و نظرات عامیانه نیز استفاده خواهد کرد. همچنین درک شواهد علمی با نظریات عامیانه بسیار متفاوت است. در ادامه برخی از نظریات عامیانه را به صورت چند مثال بیان خواهیم کرد که قطعا برای شما جذاب خواهد بود.
کشور لهستان در گذشته یکی از مثالهای ما خواهد بود. در واقع اگر لکهای سفید در زیر ناخن انگشت کوچک دست چپ یک نفر روی میداد، تعبیر به نزدیک بودن مرگ وی میشد. در دنیای امروز نیز در کشور تبت، راهبان بودایی بر بالین افرادی که در حال مرگ میباشند میروند و یک مو از سر وی جدا میکنند. آنها اعتقاد دارند که روح وی میتواند از سوراخ ایجاد شده فرار کند! در کشور ترکیه نیز یک فرد روحانی که با نام هوکه شناخته میشود، به افرادی که در حال مرگ هستند یک جرعه آب میدهد. وی تصور میکند که در هنگام پرواز روح، فرد ممکن است به دلیل تشنگی، به ازای یک جرعه آب خنک، روح خود را به شیطان بفروشد.
در واقع میتوان گفت که در جامعه شناسی و کسب و کار، نظریات عامیانه عملکرد چندانی ندارند. در واقع نشان دهنده آن هستند که یک تصور بدون وجود مدرک از سوی مردم پذیرفته شده است. البته ممکن است گاهی این نظریات با واقعیت مطابق باشند. در بیشتر موارد نیز نظریات عامیانه از لحاظ علمی پذیرفته نخواهند بود. حال اگر بخواهیم در مورد نظریات علمی صحبت کنیم، باید بگوییم که موجهتر هستند و توسط علم نیز قابل استنباط خواهند بود.
جامعه شناسان با وجود اینکه نمی توانند نظریات عامیانه را بپذیرند، به آنها علاقمند هستند. در واقع این سری از اعتقادات بر مردم تاثیر بسیار زیادی دارند. همچنین نباید از یاد برد که نظریات عامیانه امروز، ممکن است دیدگاه ثابت شده علمی فردا باشند. برای مثال گیاهان علمی، قرنها پیش از این که خواص دارویی برخی از گیاهان ثابت شود، مردم از نظریات عامیانه استفاده کرده و آنها را برای درمان مصرف میکردند. البته باید بدانید که جامعه شناسان نظریات عامیانه را بدون مدرک نخواهند پذیرفت. در واقع باید بدانید که آنها به دنبال مستنداتی هستند که نشان دهد یک نظریه عامیانه تا چه حد از لحاظ علمی قابلیت استناد را خواهد داشت. در ادامه با ما همراه باشید تا بیشتر در این خصوص اطلاعاتی را در اختیار شما قرار دهیم.
اثبات حقیقت یکی از وظایفی است که دانشمندان و جامعه شناسان باید بر عهده بگیرند. در واقع میتوان گفت که میان کار دانشمند و جامعه شناس تفاوت چندانی وجود ندارد. حقیقت چیزی است که هر دو گروه به دنبال آن هستند. همچنین هر دو گروه باید واقع بین باشند. برای مثال اگر این سوال را بپرسیم که آیا یک مایل بلند است؟ پاسخ یک خلبان که تنها چند ثانیه طول میکشد آن را طی کند با یک فرد پیاده که جراحتی در پای خود دارد میتواند متفاوت باشد. اینجاست که نظر عینی هم میتواند با اختلاف نظرهایی مواجه باشد. در این مرحله یک دانشمند میگوید که یک مایل مسافتی است که یک پرتو نور در پنج میلیونیوم از ثانیه آن را طی خواهد کرد.
از این روی باید گفت که درک ما از جامعه شناسی و کسب و کار میتواند به پارامترهای مختلفی وابسته باشد. این دیدگاه ماست که نظرات را ایجاد میکند. این دیدگاه باید عینی و ذهنی باشد. این در حالی است که تقریبا هیچ دیدگاهی در این دنیا کاملا عینی و ذهنی نخواهد بود.
جامعه شناسی و کسب و کار دیدگاه ذهنی را در چه چیز میبیند؟ در واقع میتوان گفت که دیدگاهی ذهنی است که در آن ارزیابی از فرهنگ یا گروه یا شخص باعث مشاهده و قضاوت میشود. باید در نظر داشته باشید که ارزیابیهای ذهنی و قضاوت ارزشی در این مرحله از اهمیت بسیار زیادی برخوردار میباشد. به طور کلی بسیار دشوار است که بدون داشتن اطلاعات زیاد در مورد یک جامعه دیدگاه ذهنی ایجاد کرد. در واقع باید با تربیت و آداب و اخلاقیات در یک جامعه آشنایی داشت تا در نهایت بتوانید دیدگاه ذهنی نیز داشته باشیم.
جامعه شناسی و کسب و کار دیدگاه عینی را در چه چیز میبیند؟ ارزیابیهای فرهنگی به صورت گروهی و فردی کنترل میشود تا بتوانیم آن را به حداقل برسانیم. در واقع مقدار به عنوان پارامتر متغیر در دیدگاه ذهنی و عینی شناخته میشود. در دیدگاه عینی، واقع بینی مسئله ای است که بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. ذهن گرایی در این روش کمتر مورد بررسی است. دیدگاه عینی چیزی است که دانشمندان به دنبال آن هستند. منتفی کردن ارزیابیهای ذهنی یکی از پیش نیازهای مهمی است که در این خصوص باید در نظر داشته باشیم. در این روش از جامعه شناسی و کسب و کار، مشاهده و ارزیابیهای ذهنی به کار برده نمی شوند.
دیدگاه عینی به عنوان یکی از ویژگیها در اثبات حقایق ضروری مربوط به جامعه شناسی و کسب و کار به شمار میرود. قضاوتهای ذهنی نیز در تعامل انسانها بسیار مورد بحث هستند. تعامل انسانها به عنوان یکی از مهم ترین مسائل در دیدگاه عینی شناخته میشود. برای مثال برای تربیت فرزندان از مشاهدات عینی استفاده میشود. جامعه ای که حاضر است برای وطن خود بجنگد نیز در این مسیر قدم برداشته است.
اهمیت تعامل انسانها در جامعه شناسی
جامعه شناسی و کسب و کار در واقع به مطالعه علمی تعاملی که میان انسانها وجود دارد میپردازد. باید در نظر داشته باشیم که ماهیت تعامل انسانی و طرز صورت گیری آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در این مرحله از جامعه شناسی و کسب و کار، جامعه شناس باید بیشتر به بیان تعریف تعامل انسان بپردازد. در واقع میتوان گفت که تعامل انسان یک فرآیند است. این فرآیند در زمانی انجام میشود که دو یا چند نفر با یکدیگر برخورد دارند. واکنشهایی که از این برخوردها روی میدهد را تعامل میگویند. برای مثال درگیری پلیس با کسانی که اعتصاب کرده اند. در این مرحله پلیس با افرادی که اعتصاب کرده اند تعامل پیدا میکند.
از لحاظ جامعه شناسی و کسب و کار، تعامل دو انسان محدود به تماسهای رو در رو نیست. در واقع زمانی که شما در حال مطالعه این مقاله هستید، در حال تعامل با نویسنده آن میباشید. شما چیزی را مطالعه میکنید که نویسنده نوشته است، معنای آن برای شما قابلیت درک دارد. در این مرحله شما با نویسنده تعامل دارید. یا زمانی که یک برنامه طنز نگاه میکنید و به آن لبخند میزنید.
در این مرحله شما با کمدین در تعامل هستید. زمانی که یک فرد در مسافرت به همسرش نامه ای را ارسال میکند، با وی در تعامل است. استادی که درسی میدهد و میگوید که در امتحان از آن سوال خواهد پرسید. زمانی که دانشجویان شروع به جزوه نویسی میکنند، در واقع دارند با استاد خود تعامل میکنند. تعامل در رانندگی و سایر مواردی که حتی یک کلام صحبت رو در رو در آن نیست را میتوان از دیگر شیوههای تعامل در جامعه دانست.
با توجه به مثالهای بالا میتوان گفت که تعامل در جامعه شناسی و کسب و کار به مفهومی بسیار گسترده اشاره دارد. زمانی که یک انسان به واسطه رفتاری از سوی دیگری تحریک شود که به وی پاسخ بدهد (کلامی یا غیر کلامی) در واقع تعامل روی داده است. در واقع میتوان گفت که به ارتباط با معنا، تعامل میگویند. نوشتاری، حرکات بدن، به واسطه ابزار یا غیره، تمامی این مسائل به عنوان تعامل انسانی شناخته میشود.
جامعه شناسی و کسب و کار را میتوان یک مطالعه علمی دانست. در واقع تعامل انسانها در این علم مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین یک جامعه شناس فعال در حوزه کسب و کار باید بداند که چطور باید از این تعاملها در راستای توسعه کسب و کار خود استفاده نماید.
استفاده از منطق و روش علمی در جامعه شناسی و کسب و کار
در جامعه شناسی و کسب و کار، استفاده از تحقیقات در زمینه رفتار بشر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در این راه باید از روش علمی استفاده کرد. از یاد نبرید که منطق در این زمینه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. همچنین تحلیل ساختارها و رابطهها باید با دقت بسیار زیادی انجام شود. منطق در این راه را میتوان روشی دانست که در آن درک پیوندهایی که بین پدیدههای مختلف روی میدهد به صورت کامل مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین باید در نظر داشته باشید که استفاده از تفکرات منطقی در خصوص جامعه شناسی و کسب و کار همواره راه آسانی نخواهد بود.
استدلالی است که در ابتدا به عنوان یک امر منطقی پذیرفته میشود، ممکن است به مرور زمان و پیشرفت در مطالعه اهمیت خود را از دست بدهد. حتی ممکن است که منطق به مرور زمان در پرده ای از ابهام قرار داده شود. برای مثال تصور کنید که یک شخص از سمت کتابدار بودن در مدرسه به سمت کتابدار بودن در دانشگاه برسد. در این مرحله ممکن است که شخص در صورت بروز شلوغی در کتابخانه دانشگاه، تصور کند که امتحانات نزدیک است. از این روی دانشجویان به دنبال آن هستند که در اسرع وقت بتوانند مطالعه کنند و از زمان خود بیشترین استفاده را ببرند.
با این وجود آیا میتوان گفت که این استدلال کتابدار صحیح است؟ در واقع وی تصور کرده است و به این منظور یک واقعیت و استناد به مشاهده عینی را انجام داده است. دلیلی که وی بیان میکند را میتوان به تمامی دانشکدهها در یک دانشگاه یا کشور تعمیم داد؟ خیر. در واقع وی تنها یک مسئله را مشاهده کرده است و حالا نسبت به بیان نظرات خود اقدام میکند!
در مرحله بعدی وی به عنوان یک کتابدار تصمیم خواهد گرفت که دلیل بروز این پدیده را بیشتر مورد نقد و بررسی قرار دهد. در واقع برای چند سال متوالی وی در یک دفترچه ساعات و روزهای شلوغ دانشکده را ثبت میکند. در نهایت به این نتیجه میرسد که برای هر نیم سال تحصیلی، تقریبا یک هفته پایانی ترم، کتابخانه دانشکده بسیار شلوغ میشود. حال میتوانیم به این نتیجه برسیم که وی فرضیه اولیه خود را به اثبات رسانده است؟ خیر. در واقع شواهد بیانگر چنین وضعی میباشد. این در حالی است که این قضیه را نمی توان به دانشجویان سایر دانشکدهها تعمیم داد.
حال بیایید یک بار دیگر وی را مجبور کنیم که این جامعه شناسی و کسب و کار (مربوط به کتابخانه) را تصحیح کند. در این مرحله وی یادداشت برداری میکند که یک هفته مانده به امتحانات تمامی دانشجویان دانشکده برای تحصیل و مطالعه به کتابخانه میآیند. باز هم میتوان به این نتیجه رسید که وی توانسته است به این جامعه شناسی و کسب و کار دست پیدا کند؟ خیر! باز هم وی باید کار خود را اصلاح کند. شاید تنها در کتابخانه وی این مسئله صادق است! در واقع باید گفت که این الگو شاید در ساید دانشکدهها تکرار پذیر نباشد. با این وجود میتوان گفت که امکان تعمیم تحقیقات وی به جامعه دانشجویان وجود ندارد. با این وجود میتوان به این نتیجه رسید که شاید در برخی از دانشگاهها و دانشکدهها، این اتفاق روی دهد.
جامعه شناسان نیز باید در نظر داشته باشند که مانند این کتابدار همواره باید به اصلاح نتیجه گیریهای خود بپردازند. در واقع این کار باعث میشود که جامعه شناسی و کسب و کار بهبود پیدا کند. همچنین باید در نظر داشته باشید که صدور حکم و نظر به صورت قطعی برای انسانها امکان پذیر نیست. در واقع مسائلی مانند مقاطع زمانی میتواند در این مسئله بسیار تاثیرگذار باشد. با این وجود میتوان گفت که صدور حکم قطعی در خصوص جامعه شناسی و کسب و کار، غیر ممکن است.
در واقع باید در نظر داشت که همواره استثنا وجود دارد. برای مثال همه مادران ممکن است در نگاه اول فرزندان خود را دوست نداشته باشند. همچنین برخی از موارد غیر قابل قضاوت است. برای مثال همه انسانها به ضربه ای که خورده اند واکنش یکسان نمی دهند. همچنین باید از یاد نبرید که ممکن است یک شخص به ظلم مرتبه اول پاسخی ندهد. این در حالی است که قربانی ممکن است در مرتبه دوم یا سوم که مورد ظلم قرار میگیرد، جواب دهد.
جامعه شناسی و کسب و کار به صورت منطقی در خصوص رفتار انسانها یک کار بسیار مشکل است. در واقع ما در ادامه با شما مثالهایی را مرور میکنیم که در هر یک از آنها سفسطههایی وجود دارد.
- همه کسانی که تحت پوشش بهزیستی زندگی میکنند انسانهای کلاهبرداری هستند! در واقع من یک زن سرپرست خانوار را میشناسم که ادعا میکرد فقیر است. این در حالی است که فرزند وی به عنوان کمک ماهیانه، 500 دلار به وی پرداخت میکرد. دولت بیش از یک سال تلاش کرد تا بتواند وی را رسوا کند.
- مثالی از جامعه شناسی و کسب و کار: ما محصولاتی را به فروش میرسانیم که به عنوان کالای درجه یک شناخته میشوند. همه آنها در کارخانه مورد تایید بوده اند. کنترل کیفی برای آنها صورت گرفته است. پس امکان ندارد که پیراهن ما دکمه نداشته باشد.
- رانندگی با سرعتی معادل با 100 کیلومتر در یکی از خیابانهای شهر قانونی است. چرا که من خودرویی دیدم که سرعتی تقریبا معادل با 100 کیلومتر داشت. این در حالی است که پلیس واکنشی به آن نشان نداد. پس میتوان به این نتیجه رسید که رانندگی با این سرعت مشکلی از لحاظ قانونی ندارد.
- کاری که هری انجام داد بسیار وحشتناک بود. این طور نیست؟ او دیشب خودش را کشت! به این دلیل که استاد وی در علوم سیاسی، سختگیری کرده بود. او به خانه اش رفت و خودش را به دار آویخت.
- انسانی که جیب بری میکند، انسانی است که بسیار رذل و خبیث است.
با توجه به تمامی مسائلی که در بالا بیان شد، دامهای منطقی را بررسی کردیم که در نهایت استدلال رفتار انسان را زیر سوال میبرد. در واقع برخی از خطرهای شایع در زمینههای مختلف تفکر انسان را تهدید خواهد کرد. در بیان این مباحث باعث میشود که خطرات بسیار زیادی برای تفکرات انسانها وجود داشته باشد. در ادامه بیشتر در این خصوص در زمینه جامعه شناسی و کسب و کار صحبت خواهیم داشت.
- در صورتی که به این نتیجه برسیم که میتوانیم مسائل مربوط به یک مورد را به جامعه تعمیم دهیم. در واقع همین مسئله را میتوان یک سفسطه منطقی دانست. این که یک یا چند فرد به عنوان نمونه در بهزیستی حقه بازی کرده اند، پس همه صدها هزار نفر تحت پوشش بهزیستی انسانهای حقه بازی هستند. در واقع این نتیجه گیری در مورد جامعه شناسی و کسب و کار نمی تواند صحیح باشد. همیشه انسانهایی که روی به کمکهای دولتی میآورند، انسانهای حقه بازی نیستند.
- در صورتی که داده ای در مورد دسته ای از کاندیدها صادق است، نمی توان گفت که در مورد دسته صداقت دارد. در واقع باید بدانید که در مورد شماره یک (بهزیستی) تصور کنیم آن چه در مورد یک فرد خاص صدق میکند، برای بقیه مردم نیز صادق است. یا اگر بخواهیم در مورد مثال شماره دو (پیراهنها) صحبت کنیم، باید بگوییم که اکثر قریب به اتفاق تمامی پیراهنهای تولید شده در شرکت ما دوخت عالی دارند. این در حالی است که لزوما تمامی آنها چنین دوختی را نخواهند داشت.
- نتیجه گیری در جامعه شناسی و کسب و کار نباید بر اساس شواهدی باشد که به درستی به مرحله ادراک نرسیده اند. در واقع در مورد شماره سه، ممکن است پلیس به دنبال اتومبیلی بوده که با سرعت صد کیلومتر بر ساعت رانندگی میکرده است. چرا که راننده از سرعت مجاز تخطی کرده.
- سفسطه ای که در مورد خودکشی روی داده است نیز نباید از چشم دور بماند. در واقع بعید است که شخصی به نام هری تنها به دلیل نمره رد نسبت به خودکشی اقدام کرده باشد. در واقع میتوان گفت که خودکشی نتیجه عوامل بسیار زیادی است. همین مسئله میتواند در خصوص رفتار اجتماعی وی نیز صادق باشد. به طور کلی رفتار اجتماعی بر اساس یک عامل غیر قابل توجیه میشود.
- در مورد شماره شش نیز یک سفسطه از نوع سیاه و سفید مورد استفاده است. در واقع یک جیب بر به عنوان یک شخص خبیث و رذل شناخته میشود. در واقع این استدلال میتواند بر اساس الگوی فضیلت باشد. ما نمی توانیم مردم را دقیقا طبقه بندی کنیم. مردم صرفا عاقل یا جاهل نیستند. همچنین باید در نظر داشته باشیم که الگوی سیاه و سفید میتواند با چنین مسئله ای تطابق خواهد داشت. همه انسانها، تا حدی خوب و تا حدی بد هستند. نباید این مسئله را در خصوص جیب برها استثنا دانست. این مسئله باید در تمامی زمینههای جامعه شناسی و کسب و کار مورد توجه قرار گیرد.
رفتار انسانها باید به صورت پیوسته در جامعه شناسی و کسب و کار مورد بررسی قرار گیرد. رابطه منطقی که میان اموری خاص وجود دارد از لحاظ مقدار و میزان میتواند با یکدیگر متفاوت باشد. برای مثال انسانهایی که قد کوتاه هستند، با انسانهای قد بلند تنها از لحاظ قد متفاوت هستند. حال بیایید این سؤال را مطرح کنیم. آیا تمامی آمریکاییها انسانهای بزدلی هستند؟ در ابتدا باید به مفهوم ذهنی افراد در خصوص بزدلی پاسخ دهیم. در واقع پاسخ ما باید پیوسته باشد. میزان بزدلی در میان افراد آمریکایی به صورت فرد به فرد متفاوت است. در واقع رفتار هر فرد در یک دوره زمانی میتواند متفاوت باشد. ممکن است شخص در مدت زمانی معین شرایطی خاص را داشته باشد. در صورتی که از مفهوم پیوستار استفاده شود، تفکرات سیاه و سفید را میتوانیم به کمترین میزان برسانیم.
با نسبیت حقیقت در مورد جامعه شناسی و کسب و کار بیشتر آشنا شوید
جامعه شناس را میتوان به عنوان یک دانشمند معرفی نمود. در واقع موضوع تعاملاتی که در انسانها مطرح است، به حقایقی باز میگردد که تمامی آنها به صورت نسبی بیان میشود. حال شاید بتوانید این گفته را به چالش بکشید : (آیا میتوان گفت که هر مسئله ای در دنیای انسانها، به تعبیر درست یا نادرست برداشته میشود؟) یا این جمله (موید حقایق، خود آنها هستند.) به طور کلی باید گفت که هر دو جمله بیان شده، اشتباه هستند. در واقع میتوان گفت که قضاوتها برای انسانها به صورت ارزشی انجام میشود. در نتیجه آن دیدگاه کاملا عینی در دنیای امروز به عملی غیر ممکن تبدیل میشود.
آن چیزی که ما به عنوان حقایق میشناسیم، مبتنی است بر مشاهداتی که بر اساس معیارهای قضاوتی به کار برده میشود. بر این اساس میتوان گفت که معیارها به عنوان چارچوب مرجع شناخته میشود. آن تصوری که در جامعه شناسی و کسب و کار برای یک شرکت حقیقت به شمار میرود، ممکن است برای شرکتی دیگر حقیقت نباشد. این مسئله به دلیل چارچوبهای متفاوتی است که برای مشاهده و قضاوت مورد استفاده قرار میگیرد.
یکی از روشهایی که برای درک بیشتر نسبیت در میان حقایق در جامعه شناسی و کسب و کار مورد استفاده است، موضوع فاصله میباشد. در واقع برای ستاره شناسی، سال نوری به عنوان واحدی جهت اندازه گیری استفاده میشود. این واحد سرعت پرتو نور (300.000 کیلومتر بر ثانیه) را در نظر میگیرد که یک سال حرکت کند. در نهایت میتوان گفت که این فاصله برای یک ستاره شناس بسیار کوتاه است! در واقع ما در حال حاضر در حال شناخت دنیایی هستیم که چندین هزار سال نوری با ما فاصله دارد. با این وجود ستاره شناسان همواره میگویند که ممکن است چند سال نوری اشتباه برای محاسبه داشته باشند. در واقع این چند سال نوری یک ضریب خطای معقول میباشد و به حساب نخواهد آمد.
حال بیایید در مورد بیان فاصله از دیدگاه یک ویروس شناس صحبت کنیم! در واقع میتوان گفت که یک ویروس شناس به این منظور یک هزارم میکرون را به عنوان واحدی برای اندازه گیری میداند. میلی میکرون یا همان هزارم میکرون چیزی به اندازه یک بیست و پنج میلیونیوم در یک اینچ میباشد. ممکن است میلی میکرون از دیدگاه انسان غیر متخصص بسیار اندازه کوتاهی است. از نظر دانشمند ویروس شناس به عنوان واحدی برای اندازه گیری به شمار میرود.
تنها چند میلی میکرون باعث میشود که ویروس شناس میان دو نوع ویروس بتواند تمایز قائل شود. پس میتوان گفت که در علم ویروس شناسی، میلی میکرون اصلا واحد اندازه گیری کوتاهی نیست. همانطور که یک سال نوری از دیدگاه یک ستاره شناس فاصله طولانی نیست. هر کدام از این واحدها، برای تخصص مربوط میتوانند گزینه ای مناسب باشند. با توجه به این مسئله میتوان گفت که بررسی نیازها، یکی از مسائل مهم در جامعه شناسی و کسب و کار به شمار میرود.
حال بیایید بیشتر در خصوص جامعه شناسی و کسب و کار صحبت کنیم. تصور کنید که با یکی از آشنایان میخواهیم در مورد مسائل بدیهی صحبت کنیم. در واقع شخص ممکن است به شما بگوید که یک شخص جوان، آمریکایی، با اخلاق و رک است که حق دارد از زندگی خود لذت ببرد. همچنین جستجوی سعادت را از مهم ترین ویژگیهای خود میداند. آیا تمامی مسائل بیان شده از سوی شخص، به عنوان حقایق و بدیهیات شناخته میشود؟
از دیدگاه جامعه شناسی و کسب و کار در ابتدا باید بیان شود که اصولا تعریف شخص جوان از دیدگاه وی چیست؟ در واقع زمانی که شخصی این مسئله را بیان میکند، خود را با دیگران مقایسه کرده است. در واقع شخص بیست ساله خود را باید با شخصی پنجاه ساله مقایسه کرده باشد تا به این نتیجه برسد که جوان است. همچنین یک شخص 50 ساله ممکن است قبول نکند که فردی جوان است. در واقع خود را با دیگران مقایسه کند و به این نتیجه برسد که هنوز در مقایسه با دیگران جوان است.
در مثال بیان شده در خصوص جامعه شناسی و کسب و کار شخص جوان بیان میکند که حرفهای خود را به صورت رک بیان میکند. این در حالی است که به صورت مشخص بیان نشده است که آیا فرد میتواند افکار خود را به صورت دقیق بیان کند؟ احتمالا این کار برای وی بسیار آسان به شمار رود. در صورتی که فکر میکند دوستش زیبا است، میتواند به وی بگوید. یا در صورتی که از صحبت کردن با شخصی لذت برده است، میتواند آن را بیان کند. اما آیا این شخص میتواند به کسی بگوید که زشت است؟ آیا میتواند بیان کند که در مهمانی به اون خوش نگذشته است؟ با وجود تمامی این مسائل میتوان گفت رک گویی یک امر نسبی به شمار میرود. در واقع رک گویی برای هر شخص میتواند تعریفی بسته به شرایط محیطی داشته باشد.
در ادامه بررسی جامعه شناسی و کسب و کار به صحبتی از مرد جوان میرسیم که بیان میکند به عنوان یک آمریکایی میتواند از زندگی، آزادی و جستجو لذت ببرد. در واقع میتوان گفت که وی یک چارچوب برای سخنان خود استفاده میکند. این چارچوب میتواند از دیدگاه هر فرد تعریف متفاوتی داشته باشد. برای مثال ممکن است وی به آزادیهای شخصی خود دلالت داشته باشد. همچنین میتواند در محدوده قانون هر کاری که دوست دارد انجام دهد. برای مثال اگر بخواهیم از دیدگاه یک دانشمند ژاپنی به بررسی کلمات آزادی، زندگی و جستجوی سعادت بپردازیم. ممکن است در نهایت به تفسیری متفاوت نسبت به دیدگاه آمریکایی برسیم. در نهایت یک ژاپنی میتواند به این نتیجه برسد که وی مجوز انجام هرگونه کار شهوت رانی را دارد.
جامعه شناسی و کسب و کار در این مثال به ما این نتیجه را میدهد که همه حقایق در زندگی نسبی است. در واقع تعمیم تمامی قضایا که از سوی مردم بیان میشود به صورت صادقانه است. باید در نظر داشته باشید که هر قضیه میتواند چارچوبی بسیار خاص را داشته باشد. همچنین هر شخص میتواند تفسیر خاص خود را داشته باشد.
جامعه شناسی و کسب و کار به این نتیجه میرسد که رسیدن به یک حقیقت نهایی برای تمامی انسانها غیر ممکن است. در واقع میتوان به این نتیجه رسید که کسب اطلاعات درباره تعامل با انسانها بیهوده است. در ادامه نیز باید گفت که امور منظم و رفتارهای انسان به صورت مشاهده و توجیه در دسترس است. همچنین هدفی که تمامی جامعه شناسان دارند، افزایش دقت در مشاهدات شخصی به شمار میرود. همچنین تعامل در میان انسانها باید به درستی معنا شود.
جامعه شناسی و کسب و کار از دیدگاه دانشمند و شهروند
از دیدگاه جامعه شناسی و کسب و کار، هر جامعه شناس به عنوان یک شهروند خصوصی نقش خود را در جامعه باید ایفا کند. در واقع میتوان گفت که هر جامعه شناس میتواند اعتقادات شخصی خود را در زندگی روزمره داشته باشد. با توجه به همین مسئله میتوان نتیجه گرفت که یک جامعه شناس میتواند شخصی پلید یا شخصی نیک به شمار رود. ممکن است از دیدگاه یک فرد فعال در زمینه جامعه شناسی و کسب کار، برخی از رفتارها خوب باشند. برخی از رفتارها نکوهش شوند. آرمانهای جامعه نیز میتوانند مثبت یا منفی باشند. از این روی میتوان گفت که از لحاظ جامعه شناسی، یک جامعه شناس تفاوتی با دیگر افراد جامعه ندارد.
در برخی از موارد جامعه شناس میتواند تا حدی در میان سایر افراد جامعه قرار داده شود. برای مثال میتواند گاهی از حدود مربوط به عینیت فراتر رود. در واقع میتوان گفت که در جامعه شناسی و کسب و کار، جامعه شناس میتواند با توجه به مسئله ای که مشاهده شده است. میتواند از دانش تخصصی خود برای حل مشکل استفاده کند. با توجه به همین مسئله میتوان گفت که جامعه شناسی و کسب و کار میتوانند دو مفهوم گره خورده به هم باشند. در برنامههایی که از لحاظ جامعه شناسی برای توسعه کسب و کار بیان میشود، جامعه شناس میتواند از دانش تخصصی خود استفاده کند. برای مثال کاهش تبعیض میان مشتریان و سایر موارد از جمله مهم ترین مسائل پیش رو به شمار میرود.
در طول سالهای گذشته میتوان گفت که بسیاری از جامعه شناسان به دنبال کمک به جامعه بوده اند. برای مثال زمانی که یک جامعه شناس به مشکلی در جامعه پی میبرد، از تخصص خود در راستای حل آن میکرد. این مسئله باعث فعالیت محدود جامعه شناس نمی شود. همچنین این دسته از جامعه شناسان به عنوان افراد جامعه شناس نوین یا رادیکال شناخته میشوند. آنها میگویند که اگر بخواهیم جامعه شناسی و کسب و کار جنبه مثبتی داشته باشد، باید چارچوب و جهت گیری شناسی درستی انجام شود. در نهایت باید گفت که این دیدگاه هنوز به صورت رسمی قبول نشده است. با این حال در ادامه برخی از مهم ترین دغدغههای این افراد را شناسایی خواهیم کرد.
- جامعه شناسی و کسب و کار نباید از زندگی خصوصی افراد جداسازی شود. در واقع آنها اعلام میکنند که متفکران بزرگ جامعه شناسی و کسب و کار، نباید زندگی خصوصی و حرفه ای جداگانه ای داشته باشند. همچنین نباید از یاد برد که کار و زندگی برای این افراد از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. آنها از تجارب روزمره برای غنی سازی کردن دانش جامعه شناسی استفاده میکنند.
- جامعه شناس باید از روشهای علمی در پیگیری تحقیقات خود استفاده کند. در برخی از موارد، جامعه شناس باید مواضع قبلی خود را در مسائل جدید استفاده کند. بر این اساس بیان میشود که صلاحیت فنی، به عنوان مجوزی شناخته میشود که در نهایت قضاوت ارزشی را بیان میکند. با توجه به این مسئله باید در نظر داشت که این ارزشها باید از سوی جامعه مورد قبول واقع شده باشند.
- گوناگونی در جامعه شناسی و کسب و کار به عنوان یک مسئله مفید شناخته میشود. این مسئله باید تشویق شده و مورد بررسی قرار گیرد. گروههای اقلیت باید ارزشهای خود را داشته باشند. ارزشهای اقلیت نیز باید به رسمیت شناخته شود. این مسئله در جامعه شناسی و کسب و کار از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
- جامعه شناس وظیفه دارد که حل مشکلات اجتماعی را به صورت حرفه ای انجام دهد. در واقع وی باید به صورت عمیق تحلیل کرده و دیدگاهی بسیار وسیع را اتخاذ نماید. اگر بخواهیم در این مورد مثالی بیان کنیم، مسئله گرسنگی جهانی یکی از مسائل به شمار میرود. در واقع جامعه شناس در این مرحله باید به این سؤال پاسخ دهد که چرا اصلا گرسنه ای در جامعه حضور دارد؟ چه چیز باعث میشود که فقر به وجود بیاید؟ چطور باید این مسئله را ریشه کن کنیم؟ جامعه شناسی و کسب و کار دو مسئله کاملا صریح هستند. شما باید در مورد جامعه شناسی کسب و کار خود رک و بی پرده سؤال بپرسید. همین مسئله باعث میشود تغییرات بنیادین در جامعه شناخته شود. بافت سیاسی و اقتصادی جامعه را بیشتر بشناسیم. همچنین جامعه شناس میتواند بر این اساس تصمیمات درست تری را در یک کسب و کار بگیرد.
با توجه به تمامی مسائل بیان شده، جامعه شناسی و کسب و کار به صورت نوین بهتر شناخته میشود. در واقع این روش از جامعه شناسی به عنوان یک نماینده از اقلیتها هم شناخته میشود. در کنار این مسئله بررسی به این شیوه برای افراد جوانتر در جامعه بسیار جذاب خواهد بود. در نهایت همین دیدگاهها میتواند به دیدگاه اکثریت جامعه تبدیل شود.
از چه روشهایی برای جامعه شناسی استفاده میشود؟
با توجه به تمامی مسائل بیان شده، آیا میتوان گفت که جامعه شناسی و کسب و کار مانند سایر علوم است؟ در واقع مانند علومی مانند فیزیک یا شیمی میتوانیم به جامعه شناسی نگاه کنیم؟ در پاسخ باید گفت بله. در واقع شما باید در نظر داشته باشید که یک جامعه شناس، ابزار خاص خود را برای شناخت جامعه دارد. این ابزار در جامعه به صورت مشخص شاید قابلیت استفاده نداشته باشند. این در حالی است که جامعه شناسان با این وجود نمی توانند مشاهدات خود را به صورت کمی و دقیق بیان کنند. با توجه به تمامی این مسائل میتوان گفت که اصولا هدایت جامعه شناسی از ابتدا اشتباه بوده است.
در واقع شاید حتی از دیدگاه بسیاری از مردم، جامعه شناسی به عنوان یک علم شناخته نشود. همچنین خود جامعه شناسان اذعان دارند که مثلا فیزیک دانان زمان بیشتری را روی افزایش دانش در رشته خود میگذارند. حال با این وجود باز هم گروهی از جامعه شناسان هستند که جامعه شناسی و کسب و کار را به عنوان یک علم میشناسند.
جامعه شناسی سابقه آموزشی لازم برای مدیران جهت درک کارمندان و مشتریان آنها را فراهم میکند
برای برتری در کسب و کار به چیزی بیش از یک درک کامل ریاضی و اقتصاد نیاز دارید. تجارت به درک مردم نیاز دارد. جامعهشناسی در کسب و کار سابقه آموزشی لازم برای مدیران جهت درک کارمندان و مشتریان آنها را فراهم میکند. رهبران کسب وکار که جامعه شناسی را درک میکنند قادر به پیشبینی نیازهای مشتریان و پاسخگویی به مشکلات کارمندان در راههایی هستند که دیگران نمیتوانند.
فرآیند تحلیلی
مطالعه جامعه شناسی به توسعه تفکر تحلیلی و تواناییها کمک میکند. جامعهشناسان دادههای کمی و کیفی را برای تعیین اثرات پدیده بر روی یک جمعیت تجزیه و تحلیل کردند. برای مثال، یک جامعهشناس ممکن است کشف کند که یک کشور به دلیل یک بیماری همهگیر کنترلنشده که توانایی کشور برای رقابت در سطح جهانی را تحتتاثیر قرار میدهد، یک شکاف سنی دارد. این روش تحلیلی تفکر به افراد در تجارت با قابلیت تحقیق در دادههای بازار کمک میکند و در نهایت از آن دادهها نتیجهگیری میکند.
رسیدگی به کارمندان
پیشینه جامعه شناسی به مدیران کسب وکار و مدیران منابع انسانی در هنگام برخورد با کارمندان در محیط کار کمک میکند. جامعهشناسان اغلب از جنبههای فرهنگی و اجتماعی که یک فرد را شکل میدهند، آگاهی دارند. با این پسزمینه، آنهایی که در کسب وکار کار میکنند میتوانند از کاهش کارمندان و آسیب زدن به وفاداری شرکت اجتناب کنند. برای مثال، شرکت ممکن است تعداد زیادی از کارکنان را داشته باشد که یک مذهب خاص را دنبال میکنند. اگر این دین میگوید که پیروان آن باید روزهای آخر هفته را تعطیل کنند، نمیتوانید، براساس سابقه خود در جامعهشناسی از کارمندان بخواهید که در آخر هفته کار کنند.
فرصتهای بازار
جامعهشناسان درک میکنند که پدیدههای خاص شرایطی را ایجاد میکنند که بر گروه افراد تاثیر میگذارد. برای مثال، اگر نرخ تولد در یک کشور کاهش یابد، جمعیت این کشور در نهایت “سن” خواهد داشت و نیاز به افزایش خدمات سالمندان دارد. آنهایی که با زمینههای جامعهشناسی سروکار دارند میتوانند این عوامل و فرصتهای ایجاد شده در یک جمعیت را شناسایی کنند. برای مثال، یک رهبر تجاری میتواند به کشوری نگاه کند که قبلا توسط جنگ یا بیماری ویران شده بود و میدانست که مردمش نیازمند پیشنهادها زیر بنایی و دسترسی به آموزش و امکانات پزشکی هستند. اگر شرکت شما متخصص منابع پزشکی است، این یک فرصت است؛ اگر شرکت شما وسایل نقلیه لوکس میفروشد، شما به جای دیگری نگاه خواهید کرد و جمعیتی را که نیاز به خدمات شما دارد را شناسایی کنید.
روابط عمومی
جامعهشناسی برای اداره روابط عمومی هر شرکت بزرگ امری بنیادی است. پیشینه یک فرد روابط عمومی (PR) در جامعهشناسی به او میگوید که اقدامات مشخصی توسط شرکت بر مشتریان خود براساس زمینههای فرهنگی و اقتصادی آنها تاثیر خواهد گذاشت. به عنوان مثال، اگر شرکت شما کسب وکار را در بخش دیگری از جهان انجام میدهد، فرد PR شما باید از تاریخچه آن منطقه برای متناسب کردن پیام و تصویر شرکت آگاه باشد. به عنوان مثال، فرد PR یک انتشار مطبوعاتی ایجاد نمیکند که بر ماهیت مستقل شرکت در فرهنگی تاکید میکند که تمرکز زیادی بر روی خانواده دارد.
منبع: smallbusiness
محمدمهدی صفایی میگه:
مظاهری میگه:
Mz میگه: