تفکر استراتژیک

بعضی اوقات برنامه ریزی استراتژیک را با نام تفکر استراتژیک می‌شناسند. این فکر به ظاهر درست و در باطن غلط است. جنس تفکر استراتژیک مهارت و جنس برنامه ریزی استراتژیک فرآیند است. تفکر استراتژیک همواره تعامل با دنیای واقعی دارد، اما برنامه ریزی استراتژیک در بازه زمانی مشخصی و در موقع خاصی صورت می‌پذیرد. فرصت‌ها و ظرفیت‌های استراتژیک در موقعی ظاهر می‌شوند که نمی‌توان انتظار داشت سازمان مشغول اجرای فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک است. از سوی دیگر، تفکر استراتژیک در زمان واقعی و در لحظه خودش اتفاق می‌افتد و همیشه در سازمان قابل اجرا است.

راهنمای ابتدایی برای درک روش سناریو در تفکر استراتژیک

اما این تفکر با وجود اینکه کل فرآیند مدیریت استراتژیک (برنامه‌ریزی استراتژیک، پیاده‌سازی استراتژیک و کنترل استراتژیک) در آن است، جایگزین هیچ‌کدام از آنها نمی‌تواند باشد. سه جزء برنامه‌ریزی، پیاده‌سازی و کنترل بدون تفکر استراتژیک سازمان را به محیطی خشک و بی روح تبدیل می‌کنند. به نوعی دیگر، هیچ یک از این اجزا بدون تفکر استراتژیک نمی‌توانند تمرکز کنند و روی نتیجه عملکرد هیچ تاثیری نخواهند داشت. تفکر استراتژیک هم بدون وجود یک فرآیند سازمانی منظم (برنامه ریزی استراتژیک) ایده‌های متفاوتی را خلق می‌کند، اما همه این ایده‌ها بی نتیجه می‌مانند. از سوی دیگر برنامه ریزی استراتژیک هم بدون تفکر استراتژیک به جز مدرک و سند کاغذی هیچ نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

در ادامه به ویژگی‌های مهارت تفکر اشاره خواهیم کرد:

تفکر استراتژیک دارای دید باز است

ایده‌های خلاقانه به نوعی خاصیت درونی این نوع تفکر هستند. این تفکر گزینه‌های متفاوت زیادی را مطرح می‌‌کند.

دارای دید سازمانی است

تفکر‌ استراتژیک تنها محدود به یک سازمان و یا یک واحد نیست و نگاهی کلی دارد. نگاه کلی به گونه ای است که فقط یک جا را نمی‌بیند و به همه موارد توجه کافی دارد.

دارای دید منتقدانه است

این نگرش به دلیل اینکه نگاهی حساس و پرسش‌گر دارد، نگاه‌ها و مدل‌های ذهنی جدیدی را در پیش روی مان قرار می‌دهد و باعث می‌شود چهارچوب‌های ذهنی ما بازتر شوند.

این فکر مختلط است

این تفکر هم از داده‌های سخت مثل (آمار و اطلاعات و تحقیقات) و هم از داده‌های نرم مثل (ایده‌ها، نگرش‌ها، نمونه‌ها، مقیاس‌ها) استفاده می‌کند و در جست‌وجوی همیشگی منافع بالقوه استراتژیک است. تفکر ‌استراتژیک همیشه بر نتایج عملکرد تاثیر می‌گذارد و زمان و مکان خاصی دارد.

تفکر استراتژیک عمل گرا – ایده آل‌گرا است

این تفکر نه به دنبال عمل‌گرایی کور است و نه به ایده‌آل‌گرایی رویایی اعتقاد دارد. عمل‌گرایی کور یعنی بدون فکر کاری را انجام دهیم و ایده‌آل‌گرایی یعنی برای هر حرکتی به دنبال طرحی دقیق، جزئی و کاملاً بهینه باشیم. نتیجه اولی هر چه باداباد است و نتیجه دومی‌ به ناکجاآباد ختم می‌شود. این بیان رویکرد تجربی – آزمایشی را فرا می‌گیرد و به تجربه‌های کوچک و کنترل شده (هدفمند) و به برداشت‌ها و باورهای جدید از محیط می‌رسد.

خاصیت بی تناسب دارد

این تفکر به جای تناسب و توجه در میان حوزه‌های مختلف، رویکردی نامتوازن دارد. این مفاد به جای پرداختن به همه فرآیندها، فعالیت‌های حساس را انتخاب می‌کند؛ یعنی به جای همه مشتریان روی مشتریان اصلی تمرکز دارد؛ و به جای زمان گذاشتن روی همه فناوری‌ها فقط روی فناوری‌های استراتژیک هزینه می‌کند.

تفکر استراتژیک روشی مؤثر برای گرفتن تصمیمات حیاتی یک کسب و کار است

تفکر استراتژیک روشی را تعریف می‌کند که در آن افراد درباره ارزیابی، بیان دیدگاه و خلق آینده برای خود و دیگران فکر و برنامه‌ریزی می‌کنند. تفکر استراتژیک یک ابزار بسیار موثر و با ارزش است. شخص می‌تواند تفکر استراتژیک را برای رسیدن به تصمیماتی که می‌تواند مربوط به کار یا زندگی شخصی شما باشد، اعمال کند. تفکر استراتژیک شامل توسعه یک مجموعه از مهارت‌های حیاتی است. این مهارت‌های اصلی مهم کدامند؟ مشاوران رخ‌ لیست زیر را از مهارت‌های حیاتی که بهترین متفکران استراتژیک هر روز از آن استفاده می‌کنند، ارائه می‌دهند.

تفکر استراتژیک: ۱۱ مهارت‌ ضروری مورد نیاز  

ده مهارت مورد نیاز برای تفکر استراتژیک

مهارت ضروری ۱: متفکران استراتژیک توانایی استفاده از سمت چپ مغز (منطقی) و سمت راست (خلاق) مغز خود را دارند. این مهارت به اندازه داشتن اعتماد به نفس مهم است و می‌تواند فوق‌العاده ارزشمند باشد.

مهارت ضروری ۲: آنها توانایی توسعه چشم‌انداز تجاری یا دید شخصی مشخص را دارند. آنها هوش لازم برای تعیین هدف استراتژیک و ساختن مسیر دست‌یابی به آن را دارند. این افراد هر دو مهارت را دارند و از آنها برای تکمیل یکدیگر استفاده می‌کنند.

مهارت ضروری ۳: آنها توانایی تعریف دقیق اهداف خود و تهیه برنامه عملیاتی استراتژیک را دارند که هر هدف به وظایفی تقسیم می‌شود و هر وظیفه دارای لیستی از منابع مورد نیاز و یک جدول زمانی خاص است.

مهارت ضروری ۴: افرادی که هوش استراتژٰیک را دارند توانایی انعطاف‌پذیری در برنامه‌های خود را با ایجاد برخی معیارها برای بازبینی پیشرفت را نیز دارند. سپس آن‌ها از این معیارها به عنوان راهنما استفاده می‌کنند و این فرصت را برای بازبینی برنامه‌های مورد نیاز خود به رسمیت می‌شناسند. این افراد یک توانایی ذاتی برای پیش‌بینی تغییر دارند، نه اینکه در برابر تغییرات پس از وقوع واکنش نشان دهند.

مهارت ضروری ۵: آنها به طرز شگفت‌انگیزی آگاه و باهوش هستند. آنها برای کمک به هدایت مسیر آینده و تحقق فرصت‌هایی برای خود و شرکت‌ها یا سازمان‌هایشان، سرنخ‌های داخلی و خارجی را تشخیص می‌دهند. متفکران بزرگ استراتژیک آنچه را که گفته می‌شود گوش می‌دهند، می‌شنوند و می‌فهمند و هرچه از دستشان برمی‌آید را می‌خوانند و مشاهده می‌کنند تا اطلاعات بسیار مفید و راهبردی برای راهنمایی افراد تیم داشته باشند.

مهارت ضروری ۶: آنها یادگیرندگان مادام العمر هستند و از هر یک از تجربیات خود می‌آموزند. آنها از تجربیات خود استفاده می‌کنند تا بتوانند درباره مسائل استراتژیک بهتر فکر کنند.

مهارت ضروری ۷: بهترین و بزرگ‌ترین متفکران استراتژیک برای خود زمان صرف می‌کنند. این زمان ممکن است به شکل یک عقب‌نشینی باشد (برخی ترجیح می‌دهند آن را “پیشرفت” بنامند)؛ پیاده‌روی در محیطی خاص، استراحت در صندلی راحتی در لابی هتل یا یک بعد از ظهر در یک جای آرام با یک برگه کاغذ سفید یا یک کامپیوتر شخصی می‌تواند باعث پیشرفتشان شود.

مهارت ضروری ۸: آن‌ها متعهد به پیروی از دیگران هستند. این افراد ممکن است از یک مربی، یک راهنما، یک گروه مشاوره همتا و یا گروهی دیگر استفاده کنند که می‌تواند به آن‌ها اعتماد کرده و ایده‌هایی برای بازخورد ارائه دهند.

مهارت ضروری ۹: آنها به خوبی می‌توانند بین خلاقیت و منطق خود تعادل ایجاد کنند و درواقع در این کار بسیار ماهرند و این توانایی تعادل برقرارکردن مانع از تفکر آنها نمی‌شود. گاهی اوقات آنها خود را خوش‌بین و واقع‌بین معرفی می‌کنند.

مهارت ضروری ۱۰: این افراد توانایی قضاوت نکردن را دارند و به خودشان اجازه نمی‌دهند که با قضاوت درباره تفکر خودشان و یا تفکر دیگران ایده‌‌ها را از دست بدهند یا محدودشان کنند. این موضوع به خصوص در طول هر گونه طوفان فکری برای جمع‌آوری ایده‌های مختلف صدق می‌کند. پس از پایان “طوفان فکری” ، زمان آزمایش ایده‌ها وجود خواهد داشت.

مهارت ضروری ۱۱: این افراد توانایی صبور بودن را دارند و برای نتیجه‌گیری و قضاوت عجله نمی‌کنند. ایده‌ها و افکار بزرگ به زمان نیاز دارند تا به موفقیت‌های بزرگ در آینده برسند؛ تا به دیدگاه تعریف‌شده شما برسند.

بزرگ‌ترین و موفق‌ترین سازمان‌ها در جهان بیش از چندین سال و چند دهه است که تفکر استراتژیک را حداقل در جایی در برنامه‌های کاری خود اعمال می‌کنند. با این حال، چالشی که امروزه در بسیاری از سازمان‌ها وجود دارد این است که بسیاری از آن‌ها نسبت به اهداف کوتاه مدت خود بیش از اندازه “خودمحور”، “حریص” و “غیر اخلاقی” عمل می‌کنند. به یاد داشته باشید که:

مهم نیست که کسب‌وکار شما چقدر بزرگ یا کوچک باشد، یک نیاز اصلی آن تفکر استراتژیک است.

بنابراین، شرکت مشاوره مدیریت رخ‌ اکیداً توصیه می‌کند که این یازده مهارت مهم متفکر استراتژیک را برای استفاده در زندگی تجاری و شخصی خود برای اطمینان از موفقیت توسعه دهید. این شرکت با داشتن تیمی مجرب در زمینه مدیریت استراتژیک و برنامه‌ریزی استراتژیک می‌تواند سازمان و شرکت شما را در مسیری درست برنامه‌ریزی، ارزیابی و نظارت کند. مشاوران از ابتدای کار با شما هستند، تا بتوانید بهترین تجربه مدیریتی و نظارتی را داشته باشید.

منبع: cssp

نوشته‌های تازه

بیشتر بخوانید  هوش مصنوعی در حال تبدیل به ابزار حکمرانی داده‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها