پیش‌بینی استراتژیک یکی از توانایی‌های سازمان‌ها است که قابلیت شناسایی، درک و پاسخ‌گویی به گرایش‌ها و عدم قطعیت‌ها را توسعه می‌دهد

پیش‌بینی استراتژیک یکی از توانایی‌های سازمان‌ها است که قابلیت شناسایی، درک و پاسخ‌گویی به گرایش‌ها و عدم قطعیت‌ها را توسعه می‌دهد و آن‌ها را قادر می‌سازد تا اثرات بالقوه را ارزیابی و ابتکار تجاری را در اختیار بگیرد. این مقاله با معرفی فرآیندهای بالقوه به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با اجرای یک برنامه‌ی پیش‌بینی استراتژیک در جهان غیرمطمئن امروزی بتوانند پابرجا، شکوفا و بادوام باقی بمانند.

چرا برای موفقیت در کسب‌وکار آینده‌ی خود به پیش‌بینی استراتژیک نیاز داریم؟

مراحل پیش‌بینی استراتژیک

۱. ایجاد یک تیم منظم و ساختاریافته با رویکرد شناسایی و نظارت بر تهدیدات و خطرات احتمالی که ممکن است در حاشیه‌ی کسب‌وکار شما اتفاق بیفتد.

نمونه‌ای از این عملکرد را می‌توان در دولت انگستان و تیم جدید Horizon یافت که برای بررسی و کشف چگونگی اتفاقات آینده و همچنین درک تردیدها و بلاتکلیفی‌ها طراحی شده است. تیم مربوط به این برنامه (Horizon Scanning) سناریوهای استراتژیک آتی را با توجه به بینش‌های متخصصان داخل و خارج دولت در سرتاسر اداره‌ها هماهنگ‌سازی می‌کند تا تفکرات غیرمعمول آینده را به چالش بکشد. این سیستم دولت را آماده می‌کند تا از پس سناریوها یا تهدیدات احتمالی که در آینده پیدا می‌شود بربیاید و یکی از مولفه‌های اصلی رهبری به حساب بیاید.

۲. نیازهای درحال تغییر مشتریان و الزامات درحال ظهور فناوری را شناسایی کنید.

یک الگوی عالی برای اجرای عملی این مورد، دوره‌ی تحول دیجیتال یا دیجیتالی شدن بود که توسط «مایک براکن» در زمان خودش به عنوان رییس «خدمات دیجیتال دولت» ارائه شد. «براکن» در ۱۸ ماه اول که در خدمت دولت بود چرخه‌های سیاسی بی‌پایان، اصلاحات و تغییرات جامعی را در بخش‌های مختلف مشاهده کرد که تا آن زمان منابع بسیار کمی به نیازهای کاربران توجه داشتند. او استراتژی دیجیتالی جدیدی را برای آن نیازها شکل داد که به سرعت تکرار و تست شدند و نتایج و بازخوردهای مثبت و منفی کاربران را به همراه داشت. بنابراین ارزش این رویکرد در سیستم دولت اثبات شد و نیازهای مشتری برای تمامی محصولات دیجیتال آینده را مورد توجه قرار داد.

یکی دیگر از رویکردهای سیستماتیک «دیده‌بانی تکنولوژی» نام دارد. منظور از این اصطلاح می‌تواند کارمند شرکت یا یک ‌مشاور خارجی باشد که معمولاً در زمینه‌ی فناوری متخصص و خلاق است و مسئول دیده‌بانی فناوری به‌منظور بهتر شدن آن است تا بتوانند راهبردهای شرکت را به‌طور مؤثرتری ارائه دهند.

۳. پیش‌بینی استراتژیک موفق باید چندزمینه‌ای باشد.

برای کمک به افراد داخل سازمان جهت درک بهتر آنچه خارج از آن وجود دارد به طیف گسترده‌ای از دانش، شکیبایی و ‌ورودی‌ها نیاز داریم. این فرآیند مشارکت سهام‌داران ارشد، بازاریابی و فناوران را در پی دارد.

۴. منظور از پیش‌بینی نه‌تنها پیش‌نویس کردن و ترسیم آینده‌ای جدید است بلکه باید به مرحله‌ی آزمایش نیز برسد.

برندهای U.K. با سرمایه‌گذاری در آزمایشگاه‌های نوآوری، خود را برای مواجه با اختلالات بزرگ آماده‌تر می‌کنند. نمونه‌های این مورد شامل تسکو، Innocent Drinks و M&S است. آزمایشگاه‌های دیجیتال M&S در سال ۲۰۱۴ راه‌انداری شد. آن‌ها تیم کوچک، اما ماهری هستند که با استفاده از تکنولوژی‌های استارتاپ، ایده‌های جدید را از طریق تست کردن آن‌ها و یادگیری سریع در یک محیط داخلی کنترل شده ارزیابی می‌کنند.

۵. استارتاپ‌های مربوط به بخش خود را کشف و با آن‌ها همکاری کنید.

یکی از ایده‌های جدید سازمانی برای اثبات آینده‌ی کسب‌وکار این است که با استارتاپ‌های کوچک‌تر همکاری کنید چون می‌توانند الهام‌بخش راه‌های جدید کار کردن باشند. به عنوان مثال همکاری بین British Gas و Hive که ارائه کننده‌ی محصول کنترل حرارت از راه دور (RTC) هستند باعث شد که مشتریان بتوانند به‌طور متوسط سالانه ۱۵۰ پوند در صورحساب انرژی خود صرفه‌جویی کنند و همچنین میزان مشارکت آن‌ها تقویت شود.

از دیدگاه کارآفرینان هر چه انتظارات شما از آینده بهتر باشد به همان اندازه خطرات کاهش و فرصت‌های شما افزایش می‌یابد. خوشبختانه یک فرآیند برای رشد این مهارت وجود دارد. در مجله‌ی HOG، مقاله‌ای با تیتر «هنر پیش‌بینی» منتشر شد که سه گام مهم در این زمینه را معرفی می‌کند:                        

مرحله اول: تحقیق و جستجو

رو به جلو حرکت کنید و به اطراف خود بادقت نگاه کنید، مانند زمانی که رانندگی می‌کنید و آینه‌ی خود را به‌طور منظم چک می‌کنید. تجربه‌های گذشته‌ی شما می‌تواند اطلاعات مربوط به این زمینه را برایتان مهیا کند. اما کلید مهم و اصلی این است که تمرکز خود را به‌طور مداوم هدایت کنید و هرگز به مدت طولانی بر روی یک موضوع متمرکز نشوید. باید تا جایی که می‌توانید جزییات را درنظر بگیرید و خود را برای آگاهی بیشتر تمرین دهید.

مرحله دوم: ارزیابی

هر چیزی که در جریان است یا اتفاق نمی‌افتد بیان‌گر سرنخی است. توجه کنید چه کسی حاضر و چه کسی غایب است. به تن صدای مکالمه‌ها دقت کنید. آیا محیط کار رسمی یا غیررسمی است؟ سرعت فعالیت را درنظر بگیرید. این عوامل چقدر بر کسب‌وکار شما تاثیر می‌گذارد؟ هدف اصلی در این مرحله این است که تعیین کنیم خطر یا احتمال بالقوه یا هر دو وجود دارد یا نه؟ هرگاه این ارزیابی‌ها را انجاد دادید زمان اجرا کردن پیش‌بینی فرا رسیده است.   

مرحله‌ی سوم: اجرا

چه چیزهایی به شما کمک می‌کند نتایج بهتری بگیرید؟ براساس مراحل یک و دو شما چند سناریوی مختلف را در ذهنتان مرور کرده‌اید و درعرض چند ثانیه پاسخ‌های خود را در ذهنتان تمرین می‌کنید. اگر گزینه‌ی A اتفاق بیفتد این کار را می‌کنم اگر B باشد آن را انجام می‌دهم. بنابراین اقدامات شما سنجیده، ذهنی و مطابق با نتایج قبلی شما خواهد بود. به‌طورخلاصه از خطرها دوری کنید و از فرصت‌ها استفاده کنید.

منبع: CMO                                      

                                                                                                

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها

بیشتر بخوانید  ۵ تفاوت مهم هوش استراتژیک با هوش تاکتیکی